کد خبر: 628385
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۵
بررسي 8 قطعنامه سازمان ملل در جنگ تحميلي در گفت‌وگو با «جعفر حسنلو» پژوهشگر دفاع مقدس
در طول جنگ هشت ساله ايران و عراق مجموعاً 10 قطعنامه صادر مي‌شود كه اين تعداد در مقايسه با جنگ عراق و كويت كه هشت ماه بيشتر به طول نمي‌انجامد و 13 قطعنامه در آن صادر مي‌شود رقمي ناچيز به حساب مي‌آيد.
احمد محمدتبريزي

در دوران دفاع مقدس سازمان ملل متحد از يك سازمان بي‌طرف تبديل مي‌شود به سازماني كه منافع عراق و كشورهاي پشتيبانش را در نظر مي‌گيرد. از اين رو با امير سرتيپ دوم «جعفر حسنلو» مدرس دانشگاه و از پژوهشگران دفاع مقدس، هشت قطعنامه مهمي كه در طول هشت سال جنگ تحميلي توسط سازمان ملل صادر شد را مرور كرديم تا بيشتر با عملكرد سازمان ملل در آن دوران و مفاد و جنبه‌هاي اين قطعنامه‌ها آشنا شويم.

‌از زمان صفويه تا امروز 14 قطعنامه راجع به اختلافات مرزي دو كشور ايران و عثماني به ثبت رسيده اما هيچ كدام از اين قطعنامه‌ها به نتيجه نهايي نرسيده است. در اين قطعنامه‌ها انگلستان منشأ اصلي به نتيجه نرسيدن اختلافات است ولي در آخرين قرارداد در سال 1975 وضعيت كمي تغيير مي‌كند و چيزي كه حق است، اجرا مي‌‌شود. بعد از انقلا ب اسلامي با بي‌اعتبار ساختن قرارداد 1975 دنبال فرصت‌ و بهانه‌اي براي حمله به خاك ايران است تا اينكه در تابستان سال 59 اولين جرقه‌هاي جنگ زده مي‌شود.

قطعنامه 479 در تاريخ 6/7/59 اولين قطعنامه‌اي است كه توسط سازمان ملل در رابطه با جنگ ايران و عراق صادر مي‌شود، يعني هنوز شش روز بيشتر از جنگ نگذشته كه اولين قطعنامه صادر مي‌شود. در زمان صدور اين قطعنامه نخست بايد وضعيت منطقه در آن زمان را بررسي كرد و ديد چه عاملي باعث شد سازمان ملل اين قطعنامه را صادر كند. در شرايط آن روز هيچ كشوري در شوراي امنيت سازمان ملل متحد اراده‌اي براي توقف جنگ نداشت. درست است كه سازمان ملل قطعنامه را صادر كرده ولي قطعنامه به صورت ارشادي است و هيچ حالت دستوري براي پايان جنگ ندارد. كشورهاي عرب از عراق حمايت مي‌كردند و هيچ كشوري هم تمايل ندارد براي پايان دادن به جنگ و واسطه شدن، به روابط ديپلماتيك خود با عراق لطمه بزند. قطعنامه از هر دو كشور خواسته بود كه خويشتنداري كنند و وضعيت را از طريق مسالمت‌آميز حل كنند. اين قطعنامه هيچ ضمانت اجرايي نداشت و اشكالاتي در آن ديده مي‌شد. دبيركل تعمداً و آگاهانه از به كار بردن عبارت تجاوز مسلحانه و نقض تماميت ارضي كشور خودداري كرده و از نام ايران و عراق به صورت مساوي استفاده مي‌كند. در صورتي‌كه به خاك و تماميت ارضي ما حمله شده بود، هيچ اشاره‌اي به اين موضوع نمي‌شود. بدتر اينكه از ايران خواسته مي‌شود درصدد انجام اقدامات تلافي‌جويانه نباشد. اين قطعنامه نه تنها تجاوز و حمله را محكوم نمي‌كند بلكه به ايران فشار مي‌آورد تا اقدامات تلافي‌جويانه انجام ندهد تا دامنه جنگ گسترده‌تر شود. در چنين شرايطي ايران به هيچ‌عنوان قطعنامه را نمي‌پذيرد و اعلام مي‌دارد تا زماني كه ارتش عراق داخل خاك ايران است اين قطعنامه را قبول نمي‌كند.

قطعنامه 514 در سال دوم جنگ و در تاريخ 23/5/1361 انتشار پيدا مي‌كند. در اين سال وضعيت ايران با سال‌هاي پيشين خيلي فرق مي‌كند. بني‌صدر از فرماندهي كل قوا بركنار شده، نيروهاي مسلح با همدلي، وحدت و انجام عمليات‌هايي مانند ثامن‌الائمه، طريق‌القدس، فتح‌المبين و بيت‌المقدس ارتش بعثي را از سرزمين خود بيرون رانده‌اند. موتور جنگي عراق از كار افتاده و اين كشور قدرت حرف زدن ندارد. در اين شرايط سازمان ملل متحد به كمك عراق مي‌آيد. با اينكه در قطعنامه بعضي موارد مثبت مانند آتش‌بس فوري، توقف تمامي عمليات‌هاي نظامي، تشكيل نيروي پاسدار صلح و اعزام آن به مرزهاي بين‌المللي به چشم مي‌خورد ولي بازهم اين قطعنامه ضمانت اجرايي نداشت. قطعنامه حالت توصيه دارد و گفته نشده چه كسي اجرا كند و چه كسي نظارت داشته باشد.

با توجه به بيرون راندن نيروهاي عراقي از خاك ايران باز سخني از معرفي كشور متجاوز و آغازگر جنگ به ميان نمي‌آيد. صحبتي درباره تنبيه متجاوز نمي‌شود و مسئوليت اجرايي قطعنامه را به كشور يا نهاد و سازماني نمي‌سپارد. عراق با توجه به ضعفي كه در جبهه‌ها دارد قطعنامه را مي‌پذيرد ولي ايران قطعنامه را نمي‌پذيرد.

قطعنامه سوم به نام 522 در تاريخ 12/7/61 صادر مي‌شود. در اين سال رزمندگان تنبيه متجاوز را پيگيري مي‌كردند. نيروهاي ايراني مي‌گفتند مي‌خواهيم به داخل مرزهاي عراق برويم و عراق متجاوز را تنبيه كنيم تا ديگر جرئت حمله و آسيب‌زدن به ايران را پيدا نكند. در اين سال عمليات ارزشمند رمضان و مسلم‌بن عقيل را انجام مي‌دهيم. عراق وقتي مي‌بيند ايراني‌ها نه تنها از جنگ خسته نشده‌اند بلكه با روحيه بالا و شجاعت به سوي مرزهايش هجوم مي‌آورند يأس و نااميدي تمام ارتش بعث را فرامي‌گيرد و ارتش عراق نااميدانه مقابل نيروهاي ايران مي‌ايستد. رژيم عراق وقتي ناتواني نيروهايش را مي‌بيند به سازمان ملل فشار مي‌آورد تا قطعنامه‌اي براي پايان رساندن جنگ صادر كند. هدف اين قطعنامه نجات صدام و پايمال كردن حق ايران بود. در اين قطعنامه باز همان موارد قبلي تكرار مي‌شود و نقاط ضعف قبلي باز به قوت خود باقي مي‌ماند.

قطعنامه 540 در تاريخ 9/8/1362 منتشر مي‌شود. عراق وقتي مي‌بيند ما به مرزهاي بين‌المللي رسيده‌ايم، تغييراتي در شرايط جنگ به وجود مي‌آورد. اين كشور حمله به مناطق مسكوني را آغاز مي‌كند و موشك‌هاي 9متري را به دزفول مي‌زند. به كشتي‌هاي تجاري و نفتكش‌ها حمله مي‌كند و كشتي‌هاي تجاري كشورهاي همسايه جنوبي‌ را مورد تهاجم قرار مي‌دهد. رزمندگان با عمليات‌هاي محرم، والفجر1، 2، 3، 4 اعتماد به نفس را از نيروهاي عراقي مي‌گيرند. اين قطعنامه باز با فشار عراق و كشورهاي ديگر صادر مي‌شود و لحن ملايم‌تري نسبت به عهدنامه‌هاي قبل دارد. از دبيركل مي‌خواهند به كوشش‌هاي خود براي ميانجيگري و حل اختلافات به صورت عادلانه و توقف عمليات‌هاي نظامي تأكيد كند. بازهم خواسته‌هاي ما مبني بر تعيين متجاوز، دادن خسارت و آزادي اسيران مطرح نمي‌شود و ايران اين قطعنامه را نمي‌پذيرد.

در تاريخ 11/3/63 پنجمين قطعنامه صادر مي‌شود. در سال پنجم جنگ، شرايط با سال‌هاي قبلي تفاوت‌هاي عمده‌اي پيدا كرده است. ايران عمليات بزرگ خيبر را انجام داده و جزاير جنوبي و شرقي را به دست آورده و به عمق خاك عراق نفوذ مي‌كند. عراق هم به خاطر ترسي كه از رزمندگان دارد دوباره به كشتي‌هاي تجاري در عربستان و كويت حمله مي‌كند تا امنيت خليج‌فارس را از بين ببرد. كشورهاي عربي به جاي شكايت از عراق، از ايران به سازمان ملل شكايت مي‌كنند. در صورتي‌كه 71 كشتي تجاري توسط عراقي‌ها مورد حمله قرار گرفته ولي اين كشورها براي زيرفشار گذاشتن ايران به سازمان ملل شكايت مي‌كنند و اين سازمان هم قطعنامه 552 را صادر مي‌كند كه مانند قطعنامه‌هاي قبلي است و شرايط را تغيير نمي‌دهد.

صدور ششمين قطعنامه درباره جنگ در تاريخ 5/12/64 است. رزمندگان عمليات بزرگ والفجر8 را انجام داده‌اند و شهر فاو را به تصرف خود درمي‌آورند و ايران تعادل سياسي، امنيتي و نظامي جهان و شوراي امنيت را به هم زده است. جهان متعجب و حيران نظاره‌گر رزمندگان ايراني است كه چگونه از رودخانه خروشان اروند گذشتند و به شهر فاو رسيدند. عراق متزلزل و پريشان به سازمان ملل پناه مي‌برد و اين سازمان قطعنامه 582 را صادر مي‌كند. در اين قطعنامه آتش‌بس اعلام و مبادله اسيران و عدم‌انجام عمليات نظامي و بازگشت به مرزهاي بين‌المللي بيان مي‌شود و براي اولين بار از شروع جنگ و بمباران مناطق مرزي و مسكوني ابراز تأسف مي‌كند. قطعنامه 588 در سال 65 دوباره همان حرف‌هاي قبلي را تكرار مي‌كند و هيچ حرف جديدي بيان نمي‌شود. تا اينكه هشتمين قطعنامه به نام 598 در تاريخ 29/4/1366 صادر مي‌شود. آن سال عراق به كشتي‌ها و تاسيسات نفتي ايران در خليج‌فارس حمله‌هاي مكرري مي‌كند و چند روزي صدور نفت ايران را به مخاطره مي‌اندازد. ايران هم در مقابل شهر بصره را به شدت تهديد مي‌كند و شوراي امنيت بايد فكري اساسي ‌كند. سازمان ملل در اين قطعنامه به بسياري از خواسته‌هاي ايران توجه مي‌كند. آتش‌بس فوري، لغو تمامي عمليات‌هاي نظامي، بازگشت به مرزهاي بين‌المللي، مبادله اسيران، شناخت متجاوز و پرداخت خسارت در قطعنامه598 بيان مي‌شود.

قطعنامه در تاريخ 28/4/67 از طرف ايران پذيرفته مي‌شود و عراق هم 17 روز بعد از ما در تاريخ 15/5/67 آن را مي‌پذيرد. عراق در اين 17 روز از موقعيت پيش‌آمده سوءاستفاده مي‌كند و حملاتي سراسري را آغاز مي‌كند كه با فرمان امام رزمندگان آنها را به عقب‌مي‌رانند تا اينكه سازمان ملل به طور رسمي در تاريخ 29/5/67 آتش‌بس را اعلام و نيروهايش را براي نظارت در مرزهاي دو كشور مستقر مي‌كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار