بله اگر بخواهيد اين طور فكر كنيد كه شما امروز نسبت به ديروز يك روز پيرتر شدهايد؛ شما اين ماه نسبت به ماه پيش يك ماه پيرتر شدهايد؛ شما امسال نسبت به سال پيش يك سال پيرتر شدهايد بله در اين صورت سخن درباره پيري و تناسب آن با گذشت زمان در شما صدق پيدا ميكند.
اما جالب است كه وقتي دقيق نگاه كنيم چه بسا كسي كه بتواند بر اجزاي تن خود مسلط شود، به اين معناست كه عادتهاي غلط خود را كنار بگذارد. حتماً ديدهايد كساني كه بعد از سالها، مصرف مواد مخدر يا سيگار را ترك كردهاند، انگار كه زمان براي آنها معكوس بچرخد، تغيير بزرگي در جسم و ذهن خود حس كردهاند و به بخش قابل توجهي از تواناييهاي از دست دادهشان برگشتهاند و ميتوانند از آثار زيانباري كه همهمان ميدانيم و آن را بر دوش گذر زمان ميگذاريم بكاهند. راز طول عمر بسياري از حكما، علما و اولياي خدا در همين نكته نهفته است؛ نكته جالبي است كه همه ما در اطرافمان آدمهايي را ديدهايم كه سن شناسنامهاي يكساني دارند. دو پيرمرد 70 ساله كنار هم روي يك نيمكت مينشينند اما ميبينيد يكي حتي از يك راه رفتن ساده هم عاجز است اما ديگري مثل يك جوان ميتواند راه برود يا بدود و هنوز هم بسياري از قابليتها و توانمنديهاي ذهني و جسمياش را حفظ كرده است.
اگرچه عوامل ژنتيكي و محيطي در اين باره بيتأثير نيست اما اولاً سبد اختيار انسان و گرايشهاي او بزرگتر از ژنتيك و عوامل محيطي است، ثانياً عوامل محيطي و ژنتيك چيزي جز زاده و محصول فعاليتها و فكر انسان و اراده جمعي نيست. ما بسياري از اوليا را سراغ داريم كه با وجود كهولت سني تا آخرين لحظههاي زندگي، ذهن هوشيار و حافظه قوي داشتهاند در صورتي كه امروز بسياري از ما با وجود اينكه سن زيادي هم نداريم در جواني يا ميانسالي دچار ضعف مفرط حافظه ميشويم و متعاقب آن در سنين پيري هم فراموشي و آلزايمر سراغمان ميآيد.
نه تنها كسي از اين رويه تعجب نميكند، بلكه آن را به حساب پيري و كهنسالي ميگذارد، با اين حال كسي نميپرسد اگر ضعف قواي جسمي يا ذهني صرفاً نتيجه و محصول گذر زمان است پس چرا ما با انسانهايي مواجه هستيم كه برخلاف اين رويكرد ذهني و داوري ما زندگي كردهاند يا بالعكس آدمهايي كه در جواني يا ميانسالي بخش قابل توجهي از قواي ذهني و جسميشان را از دست ميدهند.
پس اين طور نيست كه تأثير و گذر زمان براي همه يكسان باشد. در واقع اين زمان نيست كه ما را پير ميكند. بسياري از عوامل به ويژه عوامل دروني، مجموعه رفتارها، واكنشها، افكار و عادتهاي فردي و جمعي و كنشها و عوامل پيچيده بيروني كه شكل مجسم شده افكار و انديشههاي ما هستند ميتوانند از ما آدمهايي بسازند كه از تقويمها و ساعت ديواريها جلو بيفتيم و پيشتر از آنچه خداوند در ساعت دروني انسان قرار داده به كهولت و پيري و ضعف دچار شويم يا نه، همگام با اين ساعت دروني حركت كنيم.
آنها كه امروز در داروخانهها، مطبها و آرايشگاهها دنبال اكسير و نوشداروي گمشده جواني ميگردند، بايد به اين نكته ظريف توجه كنند كه راز ذهن سليم و تن سالم در اندرون آنهاست. گمشده در درون و ذهن و عادتها و رفتارهاي آنهاست، نه در كرمها و كپسولها و آمپولهاي سامريهاي زمانه ما يعني كارتلها و كمپانيهاي بزرگ غربي كه با سوءاستفاده از اين خلأ دروني آدمها جيبهايشان را خالي ميكنند.
نميتوان هر روز بستههاي بزرگ و كوچك مواد غذايي مسموم را به خانه برد و انتظار داشت كه از تأثيرات مخرب اين مواد دور ماند. نميتوان انتظار داشت كه فقط شيارها و چين و چروكهاي پوست را با بوتاكس و آمپولهاي تزريقي ششماهه پوشاند و انتظار داشت كه با بوتاكس جوان ماند و حس جواني كرد. اين كارها مثل اين ميماند كه كسي آشغالها و خردهريزههايي كه در كف خانهاش پخش و پلا شده به جاي آنكه جمع كند همهشان را زير فرش جارو و پنهان كند. پنهان كردن اين خردهريزها تا كي ميتواند ادامه داشته باشد.
اصلاً آيا جواني و ايستادن در برابر زمان با پوشاندن شيارها و چروكهاي صورت محقق ميشود؟ يا نه تعريف و حس و حال ما درباره جواني يك مفهوم چندضلعي و ابعادي است و اگر حتي تن و جسم سالم باشد اما روان و ذهن ما نتواند با جسم ما همراهي كند، عملاً حس جواني نخواهيم داشت، حتي اگر شناسنامه يا ديگران گواهي بدهند كه ما آدم جواني هستيم.