کد خبر: 628294
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۲۱:۴۸
دكتر يدالله جواني

آشنايي با پرونده سراسر خيانت سكولار‌ها به ملت ايران در شرايط كنوني يك ضرورت است. فتنه 88، نه اولين خيانت سكولار‌ها بوده و نه آخرين خيانت خواهد بود. از اين روي لازم است از تفكر سكولاريسم و طرفداران اين تفكر در ايران به خوبي رونمايي شود. اهميت اين كار موقعي نمايان مي‌شود كه به تلاش و حركت سكولارهاي فتنه‌گر براي آمدن به صحنه در پي انتخابات حماسي 24 خرداد 92 توجه كنيم.

وقتي پروژه هجمه و تخريب باور‌ها و اعتقادات مذهبي با درج مقاله‌اي در روزنامه بهار كليد مي‌خورد و در ادامه در روزنامه قانون احكام الهي زير سؤال مي‌رود،‌ وقتي هيئت پارلماني اروپا در خاك ايران اسلامي با متهمين و محكومين فتنه ديدار مي‌كند و به آنها جايزه «ساخاروف» به خاطر مبارزه با جمهوري اسلامي مي‌دهد، وقتي به عناصر فعال در فتنه و بعضاً پرونده‌دار و محكوم شده در دادگاه حوادث پس از انتخابات 88 در برخي از سازمان‌ها و وزارتخانه‌هايي چون علوم مسئوليت داده مي‌شود و زماني كه به كتاب يك عنصر فعال و محكوم شده در جريان فتنه با محتوايي ضدنظام و با هدف فتنه‌انگيزي اجازه چاپ داده مي‌شود، بايد بر هوشمندي و بصيرت خود و ديگران نسبت به محيط جديد انقلاب اسلامي افزود.

جملاتي از كتاب مورد اشاره، انگيزه‌بخش براي نگارش اين يادداشت شد. تحريف تاريخ، وارونه جلوه دادن وقايع، پيوند با بيگانه، مدعي حقوق مردم بودن، دين‌ستيزي و مروج فرهنگ غرب بودن؛ از ويژگي‌هاي سكولار‌ها در تاريخ معاصر ايران است. سكولار‌ها در تاريخ معاصر ايران به دليل پيوند با غرب و برخورداري از حمايت رسانه‌هاي غربي و نفوذ در رسانه‌هاي داخلي، براي پيشبرد مقاصد خود، همواره جريان‌هاي دلسوز،‌ متعهد و مردمي را به مخالف آزادي، دموكراسي، قانون و حقوق مردم متهم كرده‌اند تا بتوانند با نوعي عوام‌فريبي موفق گردند. رفتار سكولار‌ها در فتنه 88، تابلوي تمام‌عيار براي نمايش ماهيت اين جريان در ايران اسلامي است. دروغگويي و اتهام‌زني، پيوند با بيگانه و شيطان بزرگ، همراه شدن با تمامي جريان‌هاي ضدانقلاب و تقابل با ارزش‌هاي ديني و انقلابي از مختصات اصلي تابلوي نمايشگر ماهيت سكولار‌ها در فتنه 88 است.

عنصر فعال در فتنه 88 و نويسنده كتاب تازه انتشار يافته با عنوان «جامعه‌‌شناسي» با برخورداري از چنين خصلت‌هايي، براي وقوع انقلابي ديگر در ايران كه حاكميت بخش سكولارها با پشتيباني غرب باشد، به نظريه‌پردازي و عمدتاً دروغ‌پردازي و اتهام‌زني در كتابش روي‌آورده است. به نظر مي‌رسد بايد انتشار چنين كتاب‌هايي را به فال نيك گرفت، چرا كه فرصتي مغتنم فراهم مي‌سازد تا با نقد عالمانه و منصفانه اين قبيل نوشته‌ها، ماهيت واقعي جريان سكولاريسم در ايران را ‌بيش از پيش براي مردم نمايان ساخت.
 
در بخشي از كتاب تازه انتشار يافته آقاي جلايي‌پور آمده است: «انقلاب مشروطه به ظهور ديكتاتوري رضاشاه منجر شد، نهضت ملي نفت ايران به كودتاي 28 مرداد و سلطه همه‌جانبه ساواك منتهي شد، انقلاب عظيم اسلامي به قدرت گرفتن طرفداران تئوكراسي (حكومت ديني) راه داد و جنبش اصلاحي و مدني دوم خرداد با ممانعت دولت پنهان و تحريم و تخلفات آشكار انتخاباتي روبه‌رو شد، اعتراضات جمعي پس از انتخابات خرداد 88 با برخورد شديد مأموران حكومتي مواجه شد.»

نويسنده در اين فراز از كتاب خود، با زيركي مي‌خواهد پيامد انقلاب اسلامي را همسان پيامد انقلاب مشروطه و نهضت ملي نفت ايران قرار داده بنابراين اساس جريان دوم خرداد و اصلاح‌طلب را به عنوان يك جريان مدني خواهان اصلاحات واقعي در راستاي خواست عموم ملت ايران معرفي نمايد. وي بر اين اعتقاد است كه در ايران چهار انقلاب وجود داشته و دارد. انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامي، اصلاحات و انقلاب چهارمي كه به زعم نويسنده كتاب بايد منتظر بود و آن را شكل داد!

سؤال اين است، جريان سكولاريسم مدعي اصلاحات و تلاشگر براي انقلاب چهارم، در به شكست رساندن انقلاب مشروطه و به قدرت رسيدن رضاخان از طريق كودتا چه نقشي دارد؟ نقش اين جريان در به بالاي دار رفتن شيخ فضل‌الله نوري (شهيد مشروطه) چيست؟ آيا با وجود اسناد فراوان تاريخي سكولارها و روشنفكران غرب‌گرا، مي‌توانند نقش خود را در به شكست رساندن انقلاب مشروطه و به شهادت رساندن شيخ فضل‌الله نوري، زمينه‌سازي براي كودتاي رضاخان و تثبيت نفوذ استعمار انگليس انكار كنند؟

آيا طرفداران سكولاريسم مي‌توانند نقش سكولارهاي غرب‌گرا در تحكيم پايه‌‌هاي حكومت رضاخان ديكتاتور و مستبد را انكار نمايند؟ آيا اين جريان مي‌تواند همراهي و پشتيباني فكري و عملي خود با رضاخان عامل انگليس در مبارزه با دين و ارزش ‌هاي اسلامي و ملي را در سال‌‌هاي حكومت پهلوي اول پنهان سازد؟ اگر كساني منكر اين نقش‌ها و خيانت‌ها در حق ملت ايران هستند، براي فهم و درك واقعيت‌‌هاي آن دوران، نقش فعالان در عرصه مطبوعات با شعار آزادي‌خواهي در دوران مشروطه مانند سيد ضياء و مقابله با جريان طرفدار مشروطه مشروعه را از يك طرف و زمينه‌سازي و همراهي اين افراد در به قدرت رساندن رضاخان ديكتاتور را از طرف ديگر، مورد مطالعه و بررسي منصفانه قرار دهند. اگر كساني در همراهي سكولارها با رضاخان در مبارزه با دين و آداب و رسوم ايرانيان از يك طرف و ترويج فرهنگ و ارزش‌‌هاي غربي در جامعه ايراني ترديد دارند، براي رفع ترديدشان مي‌توانند، نشريات دوره رضاخان كه هم مورد حمايت حكومت بود و هم مورد حمايت و پشتيباني انگليس را مورد مطالعه قرار دهند.
 
 به راستي سهم و نقش سكولارها در نشريات اين دوره مانند روزنامه‌‌هاي تجدد، ترقي، تكامل، ترقي ايران، تمدن، عهد ترقي، عصر آزادي، عصر نو، عصر دموكراسي، عهد آزادي و... چگونه است؟ اگر اين نشريات و سكولار‌هاي فعال در آن بررسي كردند، آنگاه روشن خواهد شد كه جريان سكولار براي تضعيف جريان ديني و اسلام‌گرا در ايران از يك طرف و ترويج ارزش‌هاي ليبرالي غرب از طرف ديگر، چگونه با حكومت ديكتاتوري رضا‌خاني و حاميان خارجي آن به ويژه انگليسي‌ها همراه گرديد. حال با نگاهي اينگونه به سابقه سكولار‌ها در عصر مشروطه و دوران ديكتاتوري رضا‌خان بايد رفتار و مواضع اين جريان در قبال جمهوري اسلامي را بررسي كرد.
 
وجوه تشابه ميان مواضع و عملكرد سكولار‌ها در دوران پس از انقلاب اسلامي در قبال جمهوري اسلامي و نيرو‌هاي معتقد به حكومت ديني، با مواضع و عملكرد سكولار‌هاي همراه رضا‌خان و همگرا با غرب در آن دوران بسيار زياد است. بررسي روز‌نامه‌هاي زنجيره‌اي دوران اصلاحات براي رسيدن به اين نتيجه كفايت مي‌كند. روز‌نامه‌هايي چون جامعه، توس، عصر آزادگان، نشاط و نو‌سازي كه از قضا آقاي جلايي‌پور نويسنده كتاب مورد اشاره در اين يادداشت، در آنها نقش محوري دارد. براي همگرايي اين جريان سكولار مدعي، اصلاح‌طلبي با غرب، بررسي اجلاس برلين در سال 1379 كه با ميز‌باني حزب صهيونيستي سبز‌هاي آلمان در آن كشور بر‌گزار گرديد و آقاي جلايي‌پور نيز از جمله شركت‌كنندگان فعال آن بود، كفايت مي‌كند. براي بررسي حمايت‌هاي غرب از جريان سكولار‌ امروز در ايران همانند دوران مشروطه و عهد رضا‌خان، بررسي مواضع و عملكرد دولت‌هاي غربي و شبكه‌هاي ماهواره‌اي آنان در جريان فتنه 88 كفايت مي‌كند.
 
 تاريخ معاصر ايران نشان مي‌دهد كه غربي‌ها همواره از جريان‌ها، احزاب، گروه‌ها و اشخاصي در ايران حمايت كرده‌اند كه تأمين كننده منافع غرب بوده‌اند. فلسفه حمايت دولت‌ها و رسانه‌ها و مؤسسات غربي از جريان مدني اصلاحات و جريان فتنه در ايران، در همين نكته نهفته است. غرب و سكولار‌هاي ايران در يكصد سال اخير، بر اساس يك اشتراك مباني و فكري با هم گره خورده‌اند.
 
اين دو جريان (غرب و سكولار‌هاي ايران)، هر دو نسبت به عدم دخالت دين در حيات اجتماعي اشتراك نظر دارند. با انقلاب اسلامي، دين اسلام از جايگاه تعيين‌كننده‌اي در حيات اجتماعي ايرانيان بر‌خور‌دار گشته و اين مسئله سكولار‌هاي ايراني را با غرب همراه ساخته تا شايد بتوانند با كمك يكديگر، دين را از متن حيات اجتماعي ايرانيان خارج سازند. البته حماسه 9 دي سال 1388 نشان داد كه مردم ايران با دين و اسلام ناب محمدي (ص) پيوندي ناگسستني دارند. مردم ايران در اين روز نشان دادند با بصيرتي كه دارند هر‌گز اجازه تكرار تاريخ با خيانت سكولار‌ها را نخواهند داد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار