
«مارتين اسكورسيزي» كارگردان امريكايي فيلم «گرگ والاستريت» است؛ فيلمي كه شايد اسم «ديوانهوار» بهترين واژه براي توصيف آن باشد. اسكورسيزي از پنجمين فيلم خود با «لئوناردو ديكاپريو» در «گرگ والاستريت» ميگويد. او در اوايل دسامبر، بهتازگي از جشنواره فيلم مراكش جايي كه او رئيس هيئت منصفه آن بود بازگشته است، «اسكورسيزي» از ديدن پاريس خسته شده و بر روي مبلي در هتل نشسته، به نظرميرسد فيلمساز مشهور مشتاق پرواز و برگشت به نيويورك است. او از آخرين كار خود در مورد «گرگ والاستريت» صحبت ميكند كه به تعبير خودش يك نقاشي سه ساعته با آبرنگ روي گچ بود؛ نقاشياي كه قهرمان داستان آن «جوردن بلفورت» كارگزار سودجوي بورس و مافياي كوكائين است. فيلم سه ساعته «گرگ وال استريت» از روز كريسمس روي پرده سينماها رفته است، فيلم روايتي واقعي از فراز و فرود و ظهور و سقوط زندگي «جوردن بلفورت» و گروه كلاهبردار اوست كه ميليونها دلار پول به جيب زدند، سرهزاران سرمايهگذار بانك را كلاه گذاشتند و سرانجام توسط اف. بي.اي در دهه 1990 بازداشت شدند. «گرگ وال استريت» كمدي سياهي است كه درعين حال صحنههاي اكشن و رزمي هم دارد و نسبت به ساير فيلمهاي اسكورسيزي متفاوت است. آيا«ديكاپريو» در فيلم، همان شخصيت جوردن بلفورت «گرگ وال استريت» است كه در نظر داشتيد؟
لئوناردو ديكاپريو را «ترنس وينتر» فيلمنامهنويس انتخاب كرد و همان چيزي بود كه خودم هم در نظر داشتم. وقتي كه فيلمنامه را از ترنس گرفتم و خواندم آن را دوست داشتم. اما حضور «ديكاپريو» من را هيجانزده نكرد؛ به خاطر اينكه قبلاً با او كاركرده بودم و ميشناختمش. ضمن اينكه من با «ترنس وينتر» در سريالي از شبكه HBO امريكا همكاري داشتم ولي حالا ميخواستم يك كارمتفاوتي نسبت به آثار قبلي با هم داشته باشيم. براي همين يك نسخه براي كمپاني برادران وارنر ارائه كرديم، ولي استوديويي كه متعلق به آنها است زيربار نرفت گفتند حاضر به ريسك در مورد اين فيلم نيستند.
با اين كمپاني در مورد ريسك مالي و هنري صحبت كرديد؟
هر دو. اما به دليل اينكه مديران كمپاني وارنر به شدت حسابگرهستند اين نوع فيلمها را دوست ندارند و حاضر به ريسك نيستند براي همين هم درمورد «گرگ وال استريت» حتي حاضر نشدند با بودجه خيلي پايين از كارحمايتي داشته باشند.
اين فيلم، «رفقاي خوب» و «كازينو» و. . . از ديگر آثارتان را به ياد ميآورد. آيا كارگزاران بازار سهام هم نشان دهنده روياي تاريك امريكايي هستند؟
بله، تا آنجا كه كارگزاران بازار سهام قبل از خيانت به شما، ابتدا به دنبال كسب اعتماد شما هستند. متأسفانه براي منافع خود از خيليها سوءاستفاده ميكنند، بانكها اين عمل را مشروع و اخلاقي جلوه ميدهند با اخلاقيات تلاش براي متقاعد كردن كسي دارند كه نياز مالي دارد اما نميتواند پرداخت بكند و ورشكسته ميشود.
شخصيتي كه احساس گناه هم نميكند آيا اين نشان دهنده دنياي بدون مذهب و اخلاق است؟
داشتن اخلاقيات براي افراد ساده است. اگر فكر ميكنيد كسي از شما شايستهتراست به او اجازه استفاده كردن بدهيد. من ميخواستم تيپ شخصيتي را در فيلم نشان بدهم كه با شنيدن اسم پول، زن و مواد مخدر وسوسه نميشود اما بهطور فزاينده ديوانگي ديگري دارد كه به مراتب بدتر است.
آيا شما در حين كار به خلاقيتهاي شخصيت كوتوله فيلم دست پيدا كرديد؟
نه، او دركتاب خاطرات«جوردن بلفورت» وجود دارد اما بخشي از ديالوگها بداهه بود. من سه تا دوربين براي كار گذاشته بودم و از سه زاويه كارگرفته ميشد همين. «جونا هيل» دراين شيوه كوتوله را نميديد! اما صحنههاي خيلي مستندي درست شد؛ البته بايد قبل از بازي با دورف (كوتوله فيلم)، يك جلسه ميگذاشتم تا تواناييهاي او را ارزيابي كنم.
چطور شد كه «جونا هيل» كمدين معروف «جاد آپاتو» به اين كار پيوست؟
درفيلم«ماني بال» ساخته« بنت ميلر» با بازي «برادپيت» او را كشف كردم و با خودم گفتم او ميتواند مكمل خوبي با «لئوناردو» باشد. آنها هركدام خوب ميدانند در زمان مناسب چگونه عمل كنند.
و چطور با «ژان جوردن» بهعنوان بانكدار كاركرديد؟
او لهجه فرانسوي غليظي دارد اما كاملاً به بداههگويي انگليسي هم مسلط است. بهعنوان مثال، زمانيكه او دركلوپ شبانهاش توسط پليس دستگير ميشود ميگويد: من سوئيسي هستم، كمونيست نيستم! اين خيلي خوب نشان داده شد.
گفتني است با اكران فيلم، «كريستينا مك داول» يكي از قربانيان كلاهبرداري بلفورت كه پدرش همدست سابق او بوده و به دليل پولشويي و اختلاس محكوم به زندان شده است به اسكورسيزي و ديكاپريو نامه انتقادي نوشته كه شما آدمهاي خطرناكي هستيد فيلمتان تلاش بيملاحظهاي است براي اينكه نشان بدهيد اين داستانها سرگرم كننده هستند؛ درحاليكه اوضاع امريكا بسيار بدتر از قبل شده است اين كشور هنوز هم گرفتار سري جديدي از رسواييهاي والاستريت به شكل وخيمتر است. آيا قرار است به آنها بخنديم؟ فعاليتهاي جنسي و مجالس سياهي اين بانكداران جعلي دارند. بياييد صادق باشيم اين نوع رفتارها، امريكا را به زانو در آورده است.
منبع: فيگارو