منصور گلناري، رئيس خانه مطبوعات اصفهان ميگويد: اولينبارخانه مطبوعات پيشنهاد تأسيس مجتمع مطبوعاتي را به مسئولان داد. مدنظر ما اين بود تا تمام امور مطبوعاتي اعم از چاپخانه، توزيع دفاتر، فرهنگسرا، مهمانسرا، مركز آموزش، موزه نمايشگاه دائمي و. . . در اين مجتمع برقرار شود كه بيشتر خدمات عمومي به رسانهها هستند. بعد از سالها شهرداري حركت را شروع كرد، ولي اجرا بهخصوص فيزيك آن با طرح اوليه ما فاصله دارد، علتش هم اين است كه سازنده يا طراح با مطبوعاتيها مرتبط نبود و مشورت نكرد.
احمدمقيمي، مشاوررسانهاي سابق استانداري لزوم اين مجتمع مطبوعاتي را براي رقابت سالم اهالي رسانه در يك فضاي واحد مثبت ارزيابي كرده و ميگويد: از همان ابتدا سه مسئله؛ توزيع، دفتر كار براي روزنامهها، سايتها و خبرگزاريها و فضايي براي تشكلهاي صنفي مطبوعاتي مدنظر بود و براساس همين هم مجتمع بزرگي ساخته شد. بهخصوص اينكه مكانش خوب است و در كنار اتوبان قرار دارد ميتواند به لحاظ رفت وآمدي براي اهالي رسانه در سراسر استان و كشور آسان باشد، لذا فكر ميكنم نيازهاي رسانهها برآورده نشده كه ناراضي هستند و نسبت به مجتمع بيرغبتي نشان ميدهند.
آهي، مسئول سابق دفترروزنامه كيهان در اصفهان از منتقدان راهاندازي مجتمع مطبوعاتي است و اعتقاد دارد: اين مجتمع براي مطبوعات ساخته نشده بلكه بيشتر براي معافيت عدهاي از پروانه ساخت بوده كه به نام مطبوعاتيها تمام كردند، زيرا از قبل با اهالي رسانه مشورتي نكردند و اتاق فكري با حضورشان نبود. اين پيشكسوت رسانهاي ميگويد: چه لزومي دارد همه در يك محل باشند؟ اين كاري تبليغاتي براي شهرداري بود ممكن است قصد خدمت هم در ميان باشد ولي با اين شرايط اصلاً درست نيست. مجتمع با صرف هزينه بالا بيشتر براي منافع عدهاي بود تا بيلانكاري ارائه دهند. مطمئن باشيد از اين ساختمان يك متر را هم به مطبوعات نميدهند. جاي آن در سرماي زمستان و گرماي تابستان مناسب نيست و با وجود اين پارتيشنبنديهايي كه شده، امنيتي ندارد.
با اين اوصاف بهنظر ميرسد بزرگترين مشكل در تأسيس اين مجتمع همان معضلي است كه اغلب پروژههاي بزرگ كشور گرفتار آن هستند، يعني تصميمگيري يك سويه از طرف نهادي براي بقيه. شهرداري به مجتمع از ديدگاه جايگاه شهري پرداخته است و با ساخت آن بيشتر اهدافي چون توسعه منطقه محروم شمال شهر كه مجتمع در آن واقع است و توجه رسانهها به مشكلات مردم اين منطقه را مدنظر داشته است، همچنين نظارت و مديريت بهتر بر رسانهها از طريق تجميع آنها و. . .، اما مشكل اينجاست كه هيچ كس از اهالي رسانه نظرخواهي نكرده است. اين معضلي نيست كه تنها به شهرداري اصفهان خلاصه گردد، بلكه در بسياري از پروژههاي ملي شاهد اتفاقاتي از اين دست به اشكال ديگر هستيم. دراين راستا نيازهايي طبيعي و اختصاصي روزنامهنگاران و اهالي مطبوعات ناديده گرفته شده و تنها به تكنولوژي، تجهيزات، مكان و تجميع آنها انديشيدهاند. نبود نگاه جامع و استفاده نكردن از متخصصان باعث شده تا امروز اين پروژه ملي با صرف هزينه بالا كه ميتوانست يك تحول كشوري، بلكه جهاني در عرصه رسانهها ايجاد كند و رسانههاي كشور را به سمت حرفهايتر شدن پيش ببرد، شكست بخورد. طرحي كه هرچند پشتوانه فكري خوبي داشت اما عقيم ماند؛ چيزي كه متأسفانه مشابهش را در نقاط ديگركشورهم مييابيم. پروژههاي عظيم و پرهزينهاي كه كارايي چنداني جز پركردن بيلان كاري و رفع تكليف ندارد.