به رغم برخي تصورات، ايستادگي سران فتنه دربرابر نظام وحوادث تلخ سال 88 به رغم حماسه پرشكوه مردم در نهم ديماه سال 88 به حصر سران فتنه نينجاميد و آنها در بقيه روزهاي سال 88 ودر 11 ماه اول سال 89 به اقدامات خود ادامه دادند كه البته نظام اسلامي هم آن را تحمل ميكرد. تدبير نظام اين بود كه مردم و به ويژه رأي دهندگان به نامزدهاي شكست خورده نسبت به روند تحولات سياسي كشور آگاهي لازم را يافته و از آنها فاصله بگيرند كه ريزش شديد بدنه اجتماعي نماد آن بود. اما در ماههاي پاياني سال 89 سران فتنه متأثر از حركت بيداري اسلامي در منطقه و در راستاي راهبرد دشمنان نظام اسلامي تلاش كردند سناريويي را در كشور پياده كنند كه بعداً نمونه آن درسوريه ديده شد وهمين اقدام خائنانه آنها براي تبديل عرصه كشور به جنگ و درگيري داخلي سبب حصر آنان شد.
حادثه روز 25 بهمنماه سال 89 را كه در پي فراخوان موسوي وكروبي طراحي و به اجرا درآمد ميتوان به عنوان نقطه اوج هماهنگي سران داخلي فتنه با بيگانگان تلقي كرد، چراكه در اين روز قدرتهاي استكباري با هدايت عوامل جاسوسي خود براي صدور بيانيه درخواست تجمع و انتخاب زمان و مكان آن و پوشش گسترده رسانهاي و پس از آن حمايت آشكار و علني در قبل و بعد از تجمع ميخواستند به زعم خود با مدلسازي حوادث در ايران، مسائل مصر و تونس را تحتالشعاع قرار دهند، زيرا پس از اوجگيري نهضتهاي انقلابي مردم مصر، تونس و... امريكاييها و صهيونيستها به شدت در منطقه دچار بحران و سردرگمي شده بودند. اين نگراني اگر چه از يك بعد معطوف به ناتواني در حفظ عوامل دستنشانده در كشورهاي منطقه بود، اما نگراني اصلي آنها اوجگيري حركتهاي انقلابي بود كه همگي آنها نشان از الگوگيري از انقلاب اسلامي ايران داشت و اين امر و پيامدهاي آن ميتوانست بزرگترين تهديد براي منافع نظام سلطه باشد. به چالش كشيده شدن نقطه كانوني بيداري اسلامي، يعني ايران فرصتي ذيقيمت براي نظام سلطه بود.
1- نگراني از انفعال و سرخوردگي باقي مانده هواداران فتنه
2- نگراني از دست دادن اعتماد بيگانگان به عنوان يك اپوزيسيون اثرگذار
3- بهرهگيري از فضاي تحولات منطقهاي براي ايجاد تحرك در هواداران
4- مستندسازي براي محكوميت ايران در عرصههاي بينالمللي به ويژه نهادهاي حقوق بشري از طريق به خشونت كشاندن اجتماعات
5- جلوگيري از برخوردهاي احتمالي نظام اسلامي با سران فتنه
6- انتقال مديريت فتنه از ايران به خارج از كشور براي جلوگيري از برخوردهاي احتمالي
7- خنثيسازي آثار حضور شكوهمند مردم در صحنه 22 بهمن 89
8- جلوگيري از الهام بخشي نظام اسلامي براي مردم منطقه
9- ممانعت از سازمان يابي طيفهاي معتدل اصلاحطلب كه مايل به حضور و عمل در چارچوب اهداف نظام اسلامي بودند
اما به رغم تصور وبرنامه ريزيهاي انجام شده اقدام دستگاههاي ذيربط در نظام اسلامي در حصر سران فتنه، فتنهاي عظيم را از كشور دور كرد كه البته در فاصله كمي از آن و مبتني بر همان سناريو درسال بعد در سوريه به اجرا درآمد كه هنوز مردم اين كشور با آثار آن درگيرند. بعد از انتخابات يازدهم رياست جمهوري و روي كارآمدن دولت روحاني، هم ايشان و هم وزرايشان فتنه و آشوبهاي خياباني پس از انتخابات دهم را محكوم كردند و برخي از مسئولان كه وجود برخي از شواهد و قرائن از همراهي آنها با آشوبگران در روزهاي اول حكايت ميكرد، با محكوم كردن و برائت از آن بر باور و اعتقاد خود به نظام اسلامي تأكيد كردند. تداوم اين روند به طور قطع انزواي بيشتر سران فتنه و حاميان آنها را به دنبال داشته و دارد و لذا ادامه آن براي كساني كه تمام سرمايه سياسي و اجتماعي خود را صرف آن كرده بودند، ناگوار و غيرقابل پذيرش است، لذا تلاش كردند به نوعي اين روند را متوقف كنند.
از سوي ديگر در روند تحولات بعد از انتخابات مساعدت دستگاههاي قضايي، اطلاعاتي و امنيتي براي حال مديران و سران فتنه سبب شد تعداد زيادي از عوامل مؤثر در فتنه با مساعدت مسئولان آزاد شوند و شرايط رفاهي براي سران فتنه هم بهگونهاي شد كه حتي فرزند كروبي در روز 11 مهرماه در فيسبوك خود از شرايط مناسب پدرش و سفر او به سرعين و. . . سخن به ميان آورده و بسياري از اخبار نشان از كاسته شدن شرايط حصر وآمادگي سران فتنه براي توبه داشت.
به رغم اين تحولات به ناگاه اين روند با نامه همسر كروبي خطاب به رئيسجمهور و ادعاي نامساعد بودن حال وي و اينكه در سن هفتاد و چند سالگي دچار پوكي استخوان شده و. . . اينكه بايد دادگاهي تشكيل شود تا او حوادث پس از ارتحال امام را بازگو كند و پس از آن ماجراي خبرسازي گاز گرفته شدن دست دختر موسوي كه مدتها به خبر اول رسانههاي مجازي و دشمنان انقلاب اسلامي براي تبديل كردن سران فتنه به مسئله اول كشور، مطرح و در نهايت با اظهارات محمدرضا خاتمي در گفتوگو با روزنامه اعتماد تكميل ميشود كه او به رغم هزينههاي عظيم مادي و معنوي كه فتنهگرانبر نظام تحميل كردند (كه تنها يك مورد آن تحريم فلجكننده نظام سلطه عليه مردم ايران بود كه نقطه آغاز آن قطعنامه 1929شوراي امنيت پس از خرداد 89 بود) مدعي ميشود كه اصلاحطلبان از طلب سال 88 در همان سال گذشتند.
محمدرضا خاتمي در مصاحبه با روزنامه اعتماد، ميگويد كه اصلاحطلبان از «طلب سال ۸۸» در همان سال گذشتند! او ميافزايد: امروز اصلاحطلبان از هيچ كس طلب ندارند، هيچ ادعايي ندارند ! از نظر اصلاحطلبان مسئله اعتراضات سال ۱۳۸۸ به پايان رسيده است. او گفته اصلاحطلبان «مسئله گذشت را بيان كردهاند و اين پيامشان بود كه سال ۸۸ يكي از اتفاقهاي مهم و تلخ در تاريخ جمهوري اسلامي و تاريخ اين كشور است، اما گذشته است. » او با تلاش براي اثبات ادعاي اين جريان در انتخابات گذشته از زدن افترا به حاكميت هم دريغ نورزيده و در مورد شركت در انتخابات يازدهم هم ميگويد «ما مطمئن بوديم كه اگر انتخابات با معيارهاي قانوني، درست و سالم برگزار شود، پيروزي ما قطعي است. دوم اينكه از روزهاي قبل خبرهايي از سوي حاكميت به ما رسيد كه در اين انتخابات، حوادث سال ۸۸ اتفاق نخواهد افتاد. »
تبديل روز 16آذر امسال به عرصهاي براي احيا وحفظ ظرفيت فتنه اقدام ديگري بود كه فتنهگران در سايه نفوذ در اركان حاكميت توانستند طراحي واجرا كنند. شكوريراد در مراسمي كه تحت عنوان «سپيده اميد» در دانشگاه تهران برگزار شد اظهار ميكند: « اين جمعيت دل در گرو كساني دارند كه امروز در زندان هستند و براي آزادي آنها لحظهشماري ميكنند. حال كساني كه يوسف ما را در بند و حصر كردند و بدانند كه اگر يوسف زندان كشيد، به عيارش افزوده شد. او توبه نخواهد كرد». محمدرضاخاتمي، دبيركل حزب منحله هم در اين مراسم ميگويد: امروز خورشيدهاي ما دانشجويان و اساتيدي هستند كه در زندان به سر ميبرند و ستارههاي ما نيز دانشجويان ستارهداري هستند كه به جرم عدالتطلبي از حقوق اوليه خود يعني تحصيل محروم شدهاند. وي ضمن ابراز تمايل براي رفع حصر موسوي و كروبي تأكيد كرد: ما براي رسيدن به اين حق كوتاهي نميكنيم و اميدواريم مسئولان نيز پيام 24 خرداد را درك كنند. گروهي از دانشجويان شركت كننده تاثير پذيرفته از اين عمليات رواني نيز، شعارهاي «زنداني سياسي آزاد بايد گردد»، «يا حسين، ميرحسين»، «مجتهد واقعي، منتظري، صانعي» و«سلام بر خاتمي درود بر موسوي» سر ميدهند. در مراسم دانشگاه شهيد بهشتي نيز كه با حضور رئيسجمهور برگزار شد برخي دانشجويان شعار «زنداني سياسي آزاد بايد گردد» و « موسوي و كروبي آزاد بايد گردند» سر دادند، رئيسجمهور نيز در پاسخ به اين شعارها گفت: دولت به همه وعده هايي كه به مردم داده، پايبند است. ما براي دستيابي به اهدافمان نياز به ايجاد اجماع داخلي داريم.
خبرسازي كذب در مورد رفتن موضوع پرونده حصر به شوراي عالي امنيت ملي نيز در ماههاي اخير، حركت رسانهاي ديگري بود كه عوامل فتنه و حاميان آنها تلاش داشتند آن را به موضوع ملي و كلان كشور تبديل و از آن طريق و فشار رسانهاي زمينه رفع حصر و بدون عذرخواهي آنها را فراهم كنند كه البته نتيجهاي در برنداشت.
دلايل اين فضاسازي را در دو راهبرد ميتوان جستوجو كرد:
الف:با فضاسازي سياسي وبهرهگيري از ظرفيت دولت يازدهم زمينهاي فراهم شود تا سران فتنه بدون عذرخواهي كه كمترين مطالبه نظام است از حصر خارج شده واز اين طريق ظرفيت فتنه همچنان حفظ شود
ب: راهبرد ديگر جريان سياسي عامل و حامي فتنه، تداوم حصر است، چراكه با توبه سران فتنه آنها اندك ظرفيت اجتماعي خود را از دست ميدهند. اما تصور آنها اين است كه با تداوم حصر تا انتخابات آتي مجلس، آنها قادر خواهند بود از آن به عنوان سرمايه اجتماعي براي حفظ و انسجام جريان و شكل دهي مجلس دهم به نفع خود بهرهبرداري كنند و به همين دليل بود كه به رغم برخي اخبار كه در مورد پشيماني و ندامت برخي از سران و عوامل فتنه و آمادگي آنها براي برائت از آن واصل شده بود، با اين فضاسازي سعي در ممانعت از آن داشته و دارند، اما اين تحليل سران مدعي اصلاحات نيز توهمي بيش نيست، چراكه اگر حصر و بازداشت سران فتنه براي آنها سرمايه بود، ديگر دليلي نداشت تا نامزد اصلي خود در انتخابات يازدهم را وادار به انصراف كنند تا بتوانند با ادعاي حمايت از آقاي روحاني كه به لحاظ پايگاه اجتماعي و سياسي، ارتباطي با اين جريان ندارد، پايگاه اجتماعي خود را بازسازي كنند.
انشاءالله خداوند مرگ . كليه سران و عاملان فتنه ٨٨ راخواهد رساند و به مجارات اعمالش در جهنم ابدي خواهند رسيد . زيرا به قوه قضاييه هيچ اميدي نيست زيرا كه عرضه محاكمه و مجازات فتنه گران ٨٨ را ندارد.