آقاي براتي! شما به عنوان كسي كه دستي در ساخت انيميشن داريد چقدر به تأثيرگذاري اين رسانه در آموزش سبك زندگي و انتقال فرهنگ و ارزشها باور داريد؟ به عبارت ديگر آيا ميتوان از طريق انيميشن سبك زندگي افراد يك جامعه را هم تغيير داد؟
قطعاً همينطور است و كشورهاي مختلف سازنده انيميشنهاي خوب براي رساندن اهداف فرهنگي كشورهايشان مبادرت به ساخت انيميشن ميكنند تا از طريق ايجاد فضاي بصري جذاب، بيننده را محو فضاي كار كنند و سپس براي تخيل و تفكر وي برنامهريزي نمايند. ما در اغلب انيميشنهاي خارجي مشاهده ميكنيم كار به گونهاي ساخته و پرداخته شده است كه به شما اجازه نميدهد فكرتان به غير از فضاي انيميشن به جاي ديگري برود و با ايجاد اين تمركز، حرفهاي خود را به بيننده القا ميكنند و ما شاهد آن هستيم كه در اين زمينه موفق هم بودهاند.
چگونه چنين اتفاقي مي افتد؟ آيا اين انيميشنها براي انتقال مفاهيم مورد نظر خود از تكنيك خاصي بهره ميبرند؟
بله، ببينيد به طور نمونه در فضاي يك انيميشن شاهد آن هستيم كه يك ساعت از فضاي فيلم به چيدمان يك داستان دراماتيك اختصاص مييابد و سپس از وراي يك ماجراي هيجانانگيز اطلاعات و مفاهيم موردنظر به مخاطب انتقال پيدا ميكند و مخاطب كه ميتواند در هر گروه سني باشد آنچنان در فضاي انيميشن غرق ميشود كه اصلاً متوجه مفاهيم القا شده نميشود. در واقع راز موفقيت انيميشنها و فيلمهاي خارجي در انتقال مفاهيم، بهرهگيري از روش غيرمستقيم است. در حالي كه ما وقتي ميخواهيم مفهومي را از طريق ابزار انيميشن يا فيلم انتقال دهيم خيلي آشكارا و از همان ابتدا آن را بيان ميكنيم اما شما مطمئن باشيد خيلي از علايق و گرايشهايي كه امروز در بين جوانان مشاهده ميكنيم از بازيها يا انيميشنهايي نشأت ميگيرد كه در دوران كودكي ديدهاند و روي تفكر و سبك زندگي آنها تأثير گذاشته است.
به نظر شما مشكل ما در ساخت انيميشنهاي خوب و بامحتوا چيست؟
اگر در فضاي مجازي بگرديد، ميبينيد كه ايرانيها در ساخت انيميشن از لحاظ فني مشكل ندارند و در فضاي مجازي كارهايي ساخته شده و در معرض ديد عموم قرار گرفته است كه نزديك به سطح جهاني هستند. با وجود اين كار ساخت انيميشن در كشورمان چندين مشكل دارد؛ اول اينكه گروه شدن در ايران سخت است و هركس ساز خودش را ميزند. از لحاظ سختافزاري هم به شدت مشكل داريم. به عنوان مثال، براي درست كردن يك فريم در يكي از كارهاي انيمشين به دليل نبود امكانات سختافزاري يك ساعت و نيم زمان صرف كرديم. حالا در نظر بگيريد براي ساخت چهار، پنج دقيقه بايد چقدر زمان داشته باشيم. معضل بعدي ما در زمينه ساخت انيميشن خوب اين است كه به خيلي از چيزها اهميت نميدهيم. به طور نمونه روانشناسي مخاطب، روانشناسي رنگ، كارگرداني مناسب و سناريوي خوب مسائلي است كه در انيميشنهاي داخلي به آن توجه نميشود. سناريوهاي ما از لحاظ محتوا استانداردهاي مناسب و فاكتورهاي يك سناريوي خوب را ندارند.
درباره انيميشن «حماسه شهيد مهدوي» بفرماييد. سناريوي اين انيميشن چيست؟
همانطور كه از نام انيميشن پيداست اين انيميشن با محوريت زندگي شهيد مهدوي به موضوع استكبارستيزي ميپردازد. شهيد نادر مهدوي در سال 1366 پس از آنكه ناو تحت امرش يك فروند بالگرد امريكايي را سرنگون كرد، با آتش سيستم تفنگداران دريايي امريكايي مجروح شد و به اسارت آنان درآمد و سپس در ناو «يو اس چندلر» مورد شكنجه قرار گرفت و به شهادت رسيد.
آقاي براتي! چرا از بين تمام شهدا شهيد مهدوي را براي طراحي سناريو و ساخت انيميشن انتخاب كرديد؟
به نظر من شهيد مهدوي چند ويژگي مهم دارد. من درباره اين شهيد مضمون صحبتهاي شهيد آويني را نقل ميكنم. اين شهيد با چند قايق موتور و ناوچههاي كوچك به ناو امريكايي حمله ميكند و در اين جريان اتفاقات عجيب و غريبي موجب ميشود تا به دل امريكاييها ترس بيفتد. به طور نمونه با يك اسلحه سينكر كه مخصوص شليك روي زمين است، بالگرد امريكايي را در خليجفارس منهدم ميكند و ناو امريكايي تصور ميكنند اين گروه بسيار مجهز هستند در حالي كه آنها رادار هم نداشتند اما سرانجام شهيد مهدوي اسير امريكاييها شده و پس از شكنجه از سوي آنان شهيد ميشود. در اين انيميشن تلاش شده است تا به حقانيت خليجفارس نيز پرداخته شود به گونهاي كه فرماندهان ناو امريكايي هم از عنوان «خليجفارس» استفاده ميكنند.
درباره اين كار كمي بيشتر توضيح بدهيد؛ انيميشن شما چه ويژگيهايي دارد و كي قرار است آماده پخش شود؟
از چهار، پنج ماه پيش كار پيشتوليد انيميشن حماسه شهيد مهدوي آغاز شده است. البته كار تحقيقاتي آن از يكسال قبل شروع شد و قرار است در 90 تا 100 دقيقه آماده بهرهبرداري شود و احتمالاً به جشنواره فيلم فجر سال آينده برسد. اين انيميشن با تكنيك سهبعدي از سوي مركز هنرهاي ديجيتال فارس شهرستان اقليد و توسط يك گروه 15 نفره فني و اجرايي توليد ميشود كه همگي به جز يكي، دو نفر جوانان زير 25 سال هستند. ما تلاش كردهايم تا فضاي حماسي و رمانتيك را در اين انيميشن ايجاد كنيم تا بيننده نوجوانها با شخصيت شهيد مهدوي بخندد و گريه كند.
پس به باور شما انيميشن ميتواند تا اين حد كودك يا نوجوان را به خود جلب كند كه با قهرمان داستان بگريد يا بخندد؟
بله دقيقاً همينطور است. ما بخش مهمي از سبك زندگي خود را از رسانهها ميگيريم. به طور مثال وقتي يك كاري ساخته ميشود، ميبينيم كه تكيه كلامها و حتي نوع حالات چهره شخصيتهاي آن كار، در ميان افراد مختلف جامعه و به ويژه جوانان و نوجوانان باب ميشود، طبيعي است هرقدر قدرت رسانه بيشتر باشد، اين اثرگذاري هم بيشتر است. ما قبول داريم كه رسانههاي غربي كه رسانههاي قويتري هستند و هاليوود بسيار قدرتمند كار ميكند نيز تأثيرشان بيشتر است و همين رسانهها موجب شدهاند تا تفكر ما تغيير كند.
پس ميتوان اينگونه نتيجهگيري كرد كه خيلي از تغييرات رخ داده در سبك زندگي ما و تغيير نگاهها و ارزشها و حتي بدپوششيها ناشي از اثرپذيري از همين انيميشنها، فيلمها يا بازيهاي رايانهاي است؟
دقيقاً همينطور است. پوشش ما يك سبك و لباس ما يك پرچم است اما از پوشش مهمتر تغيير فرهنگ و انديشه جوانان ماست. گاهي وقتها حتي دختران باحجاب، انديشههاي غربي را گرفتهاند. براي اصلاح پوشش ميتوان از كار فرهنگي بهره برد اما وقتي اين مسئله به فرهنگ تبديل شد و تفكر غالب جوانان ما با انديشههاي غربي به نمايش درآمد و در قالب انيميشن، فيلم و بازي رايانهاي شكل گرفت ديگر نميتوان كاري كرد.
و اين تغيير نگاه و تفكر مقدمهاي بر تغيير پايدار در سبك زندگي است. درست است؟
بله، خيلي از مشكلات امروز ما از باب تفكر است. در حال حاضر در جامعه ما بصيرت وجود ندارد و خيلي وقتها شاهد آن هستيم كه فيلمها، بازيهاي رايانهاي يا انيميشنها با تجلي دادن صفاتي به عنوان صفات برتر، انتخابهاي ما را سازماندهي ميكنند. طبيعتاً كشورهايي كه با صرف هزينههاي ميلياردي انيميشن ميسازند يا بازي رايانهاي طراحي ميكنند، ميخواهند اهداف فرهنگي خودشان را به ما بچشانند. ما هم بايد در اين زمينه تلاش كنيم تا از راه ابزار رسانه فرهنگ خودمان را ترويج كنيم.
در حال حاضر وضعيت انيميشنسازان جوان در كشور را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ گروه شما در اين مسير چه مشكلاتي داشته است؟
به نظر من جريانهاي خوبي در شهرستانها و از سوي انيماتورهاي گمنام در حال اتفاق افتادن است. جشنوارههاي مردمي همچون جشنواره عمار ميتواند سبب آن شود كه تواناييهاي بچههاي گمنام شهرستاني هم شناخته شود اما در مجموع انگار دستهاي پنهاني وجود دارد تا نگذارد بچههاي ايراني كارهاي خوب فني و محتوايي را انجام دهند و اين مسئله در برابر ما يك علامت سؤال بزرگ را قرار ميدهد. وقتي ميتوانيم ميلياردي هزينه كنيم چرا اين هزينهها مديريت نميشود و در اختيار افراد خاصي قرار ميگيرد كه در نهايت هم نميتوانند اهداف و ارزشهاي ما را تأمين كنند. حضرتآقا هم در ديدار اخيرشان با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي «بتمن» را مثال زدند، شما ميبينيد كه بچه در فروشگاه عروسك بتمن را ميبيند و ميخرد. اين به دليل آن است كه فيلم و انيميشن بتمن را ساختهاند. اينكه عروسكهايي ملي ساخته شود اما فيلم يا انيميشن براي معرفي اين اسباببازيها ساخته نشود، موجب ميشود تا هر قدر هم چنين عروسكهايي زيبا و جذاب باشند، باز هم در بين بچهها براي خودشان نتوانند جايي باز كنند. در مقابل اما ما شاهد آن هستيم كه هريپاتر يا مرد عنكبوتي خيلي خوب معرفي و شخصيتپردازي ميشوند و ما چون در انيميشنهايمان شخصيتپردازي خوبي نداريم، عروسكهاي ساخته شده براساس آنها هم چندان مورد استقبال قرار نميگيرند.
انيميشنهاي وارداتي اغلب از لحاظ فني و تكنيكي كارهاي خوب و قوي به شمار ميروند اما از وراي همين رعايت قوانين فني و تكنيكي محتواهاي خاص خود را به فرهنگ ما تحميل ميكنند. به باور شما چه آسيبهايي در وراي انيميشنهاي وارداتي وجود دارد؟
يك موضوع مهم درباره انيميشنهاي وارداتي اين است كه وقتي ما ميخواهيم آنها را نقد كنيم، ميگوييم محتواي خوبي ندارند اما به نظر من اتفاقاً اين انيميشنها بهترين محتوا را دارند و ابزارهايي هستند براي رساندن محتواي فرهنگي و ارزشهاي مكاتب و فرهنگ كشورهاي سازنده خودشان. در كارهاي ايراني اما ميبينيم كه محتواهاي ارائه شده بسيار مستقيم و غيرجذاب ارائه ميشود. اما انيميشنهاي خارجي به گونهاي ساخته ميشود كه خيلي وقتها بيننده خودش را در آن دنيا تصور ميكند. به بيان ديگر سناريوي انيميشن اجازه نميدهد تا ما به چيز ديگري فكر كنيم و فضاي انيميشن به گونهاي چيده شده است كه ما تصور ميكنيم آنچه ميبينيم بهترين نوع فكر و رفتار است، پس جامعه به اين سمت و سو پيش ميرود. شايد جوان ما لباسي را كه ميپوشد واقعاً دوست نداشته باشد اما در عمل با فيلم و انيميشن و بازي رايانهاي اين لباس را برايش انتخاب كردهاند. ما اگر ميخواهيم درباره شهيد انيميشن بسازيم از ابتدا فضاي جبهه و پوتين را به تصوير ميكشيم در حالي كه شايد چنين فضايي را ذائقه فرد نپسندد تا بخواهد آن را ببيند و تحليل كند.
و سخن پاياني.
من احساس ميكنم كار به جايي رسيده است كه حضرت آقا مصداق ميآورند اما دورانديشي رهبري زماني محقق ميشود كه ساير مسئولان امر هم بخواهند. در حال حاضر بيرمقيهايي در وزارت ارشاد يا شوراي عالي انقلاب فرهنگي اتفاق ميافتد كه سبب ميشود صحبتهاي حضرتآقا روي زمين بماند. اگر فرمايشات رهبري محقق شود ما خيلي زودتر به نتيجه ميرسيم. شايد مديران ما به اين موضوع چندان اعتقادي ندارند و بايد اين اعتقاد در مديران هم به وجود بيايد تا جديتر وارد عمل شوند. كف جامعه را كه ميبينيم، متوجه ميشويم به رغم جريانهايي كه در راه است اما اقدامات قابل توجهي در اين راستا انجام نشده است آن هم در حالي كه نبض سبك زندگي در دست رسانههاست.