رويكرد اخير علي اصغر فاني، وزير آموزش و پرورش در رابطه با رسانهها و خبرنگاران تفاوتهايي با روزگار قبل از گرفتن رأي اعتماد وي دارد. اين مسئله برخي رسانهها را آزرده و صداي تعدادي از آنها را نيز در آورده است.
جدا از اينكه از اين اقدام وزير آموزش و پرورش و اقدامات مشابه ساير مسئولان كشور كه رسانه را با تريبون تبليغاتي اشتباه ميگيرند چه برداشتي ميتوان كرد، يك نكته مسلم است و آن اينكه اين دست مسئولان توجهي به بند احترام به افكار عمومي و حقوق مخاطب نميكنند و فقط ترجيح ميدهند تنها آنچه را بگويند كه براي خودشان خوب است؛ هر چند كه سؤال افكار عمومي نباشد و مشاوران رسانهاي آنها هم در گوشزد كردن اين مسئله به آنها كوتاهي ميكنند. مديران اجرايي با چنين مشياي گفت و گوي مونولوگ را ميپسندند و با احترام و بيصدا لزوم پاسخگويي را از وظايف خود حذف ميكنند. روشي كه در مديريت بخش اجرايي كشور يك آسيب به شمار ميرود.
وزير آموزش و پرورش از اين طرف بام ميافتد؟
از طرفي آموزش و پرورش جاي عمل است و تجربه نشان داده، داد سخن از كارهاي انجام شده و نشده و در دست اقدام و ايدهآلهايي كه بعدها در دستور كار قرار خواهند گرفت آن هم از سوي مسئولان رده بالاي اين وزارتخانه راه به جايي ندارد و باعث تشتت برنامهها و كارهايي ميشود كه يا ممكن است اصلاً اجرا نشوند يا روي رودربايستي با سايرين اجرا شوند. برخي از اينها حتي به اصل موضوع تعليم و تربيت ضرر ميرسانند اما با اين حال جناب وزير گفته و رسانهها هم ثبت كردهاند و اجراي آنها لاجرم است.
در مقابل، خانواده 20 ميليوني آموزش و پرورش به تعداد مخاطبين خود سؤال دارد كه هيچ كس به اندازه شخص وزير نميتواند از آنها ابهامزدايي كند. بنابراين سر باز زدن وزير آموزش و پرورش از گفت و گو با رسانهها و پاسخ دادن به سؤالات آنها و حواله خبرنگاران به روابط عمومياي كه به شدت به كاغذبازي و نامه نگاري (بخوانيد فرصتسوزي) و تكذيبيه فرستادن معتقد و علاقهمند است تا پاسخ دادن به افكار عمومي، راهكار شايستهاي نيست كه يك مقام اجرايي در پيش بگيرد. به نظر ميرسد وزير آموزش و پرورش براي خلاصي از دامي كه اسلافش در برخورد با رسانهها گرفتار شده بودند، ممكن است از اين طرف بام بيفتد.
وقتي فاني در گزارش 100 روزه خود به بالغ بر 700 چالش در خصوص آموزش و پرورش اشاره ميكند، مسلماً رسانهها به نمايندگي از افكار عمومي علاقهمندند بدانند اين 700 چالش كدامند، چگونه حل خواهند شد؟ تا آخر دولت يازدهم بايد به رفع چند درصد آنها اميدوار باشند و...
در حالي كه در مدتي كه از ارائه اين آمار از سوي وزير ميگذرد، رسانهها از روي حدس و گمان به بررسي چالشهاي نظام تعليم و تربيت ميپردازند. به عنوان مثال، احتمالاً يكي از اين چالشها كتابهاي درسي است، يكي صندوق فرهنگيان، يكي سرانهاي كردن بودجه مدارس، يكي تفويض اختيار به استانها و ادارات، يكي چابكسازي ستاد و ساماندهي نيروي انساني در حوزه آموزش، يكي تعطيلي پنجشنبهها، يكي نظام رتبهبندي فرهنگيان، يكي اخذ وجه اجباري از والدين يكي... است.
شما هم ميتوانيد به اين فهرست چالشهايي را كه به نظرتان گريبانگير آموزش و پرورش كشور است، اضافه و با اين كار به روند كار اجرا در اين وزارتخانه كمك كنيد؛ چون براي داشتن فهرست اين چالشها، وزير به روابط عمومي و روابط عمومي به نامهاي كه شايد وقتي ديگر پاسخ داده خواهد شد، حوالهتان ميدهند.