قبول مسئوليت بيش از مسئوليتهاي تعريف شده نه تنها بر زنها حتي براي مردها هم ميتواند تأثيرات بدي به دنبال داشته باشد. براساس تحقيقي كه در سال 87 انجام دادم متوجه شدم زنان كارمند از درصد اعتماد به نفس بالاتر و آيندهنگري و ظرفيت مسئوليتپذيري بيشتري نسبت به ساير زنان برخوردار هستند. همه اينها قبول، اما بايد فكر كرد و ديد در عوض همه اينها در كنار درآمد زنها چه چيزهايي را از دست ميدهند.
آمار مراجعهكنندگان به كلينيك درماني من و بسياري از همكارانم نشان ميدهد زنها براساس فشارهاي محيط كار، جامعه و مسئوليتهاي خانه و خانواده بيشتر از مردان به بيماريهاي عصبي مانند اضطراب مبتلا ميشوند. زنان شاغلي كه در انتخاب شغل و انجام مسئوليتهايشان ظرفيتهاي درونيشان را ناديده ميگيرند زودتر از ساير زنان دچار پيري ميشوند و اغلب اين زنان به دليل كم بودن در محيط خانه و كنار همسر بيش از سايرين در زندگي مشتركشان با مشكل مواجه ميشوند. البته بايد اين نكته را هم يادآوري كنم كه تحقيقات نشان ميدهد بچههايي با اعتماد به نفس بالا، تحصيلكرده و شاغل در پستهاي مهم و حساس اغلب مادراني شاغل دارند و در اين بين معلمان بهترين عملكرد را داشتهاند. همه حرف من اين است كه حضور زنها در بسياري از مشاغل امروز جامعه ايران ضروري و لازم است اما شرط رسيدن به هدف مهم هر جامعه اقتصادي كه بازدهي بيشتر نيروي كار است در نظر گرفتن تناسبات جنسيتها با كارهاي درنظر گرفته است. نكته مهم بعدي اينكه هيچ زني نميتواند ادعا كند كه در تمام مدتي كه مشغول به كار است دغدغهاي از بابت خانه و بچهها ندارد. تمام زنان شاغلي كه فرزند كم سن و سال يا دبستاني دارند بيشتر زماني را كه مشغول به كار هستند با ذهني نگران و مضطرب سپري ميكنند و همين مسئله باعث فشارهاي روحي و رواني برآنها ميشود در حالي كه مديران هر اداره با حداقل هزينه ميتوانند مدرسهاي را نزديك محل كار براي فرزندان كارمندانشان در نظر بگيرند.
حتي در يك روش راحتتر مديران سازمانهاي بزرگ با اختصاص دادن هزينهاي اندك و دريافت پول از كارمندانشان ميتوانند مهدهايي را براي نگهداري فرزندان كارمندانشان ايجاد كنند. مادري كه بتواند براي پايان دادن به نگرانيهايش براي يك زمان هرچند كوتاه به ديدن كودكش برود ميتواند به بخش مهمي از نگرانيهايش پايان دهد و با آرامش خاطر به انجام كارش ادامه دهد.
من تصور ميكنم نبود يك نگاه جامع در ميان مديران ريشه ايجاد بسياري از فشارها و تنشها بر زنان كارمند است. درك شرايط روحي زنان و ايجاد بستر مناسب با حداقل هزينهها نه تنها ضرري براي يك سازمان ندارد بلكه ميتواند ميزان بازدهي نيروهاي زن را نيز افزايش دهد.