کد خبر: 626365
تاریخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۳
مجيد ثابتي فرمانده گردان تخريب لشكر 27 حضرت رسول در دفاع مقدس، در گفت‌وگو با «جوان»:
وقتي از تعدادي رزمنده درخصوص واحد تخريب سؤال كرديم با جواب‌هاي گوناگوني مانند اولين اشتباه، آخرين اشتباه، آسماني‌ترين رزمندگان، واحدي براي از بين بردن نفس و... روبه‌رو شديم
پويان شريعت

وقتي درخصوص دفاع مقدس تحقيق مي‌كنيد و سيري حتي گذرا نسبت به اين واقعه تاريخي داريد با تعدادي كليدواژه درخصوص يگان‌هاي نظامي مواجه مي‌شويد كه برخي از آنان در ارتش‌هاي كلاسيك جهان به اسم ديگري است چراكه تعدادي از اين اسم‌ها را بچه‌هاي جنگ با توجه به مقتضيات و شرايط محيطي و جغرافيايي انتخاب كرده‌اند. يگان «تخريب» و «تخريبچي» از جمله آنهاست. اين دو واژه نامي آشنا براي بچه‌هاي رزمنده در 10 سال دفاع مقدس محسوب مي‌شود. وقتي از تعدادي رزمنده درخصوص واحد تخريب سؤال كرديم با جواب‌هاي گوناگوني مانند اولين اشتباه، آخرين اشتباه، آسماني‌ترين رزمندگان، واحدي براي از بين بردن نفس و... روبه‌رو شديم . به همين منظور براي آشنايي بيشتر با اين واحد گفت‌وگويي با فرمانده گردان تخريب لشكر27 در دفاع مقدس انجام داديم. سرهنگ مجيد ثابتي متولد 1341 تهران كه از ابتداي جنگ در مناطق عملياتي حضور داشته، از سال 61 به عضويت گردان تخريب لشكر27 درآمده و در نهايت به فرماندهي اين گردان منصوب شده است. گفت‌وگوي ما با وي را پيش‌رو داريد.


 بحث را اينطور آغاز كنيم كه اصلاً لزوم تشكيل يگاني به نام تخريب و تربيت تخريبچي از كجا نشأت مي‌گرفت؟
تشكيل هر يگاني كه خارج از چارت سازماني ارتش‌هاست برمي‌گردد به احتياجات و شرايط زماني و مكاني آن ارتش يا سپاه يا هر نيروي مسلح كه درگير است اما اينكه يگان تخريب چرا به وجود آمد، اين نيرو وجود داشت و اصلاً مسئله‌اي نبود كه خاصه در جنگ يا بعد از انقلاب به وجود‌ آيد اما بسته به بستري كه به كارگيري مي‌شد، تعداد نيروهاي آن كم و زياد مي‌شد. براي مثال ما در عمليات والفجريك گردان تخريب را به يك تيپ تبديل كرديم. يعني گردان به تيپ و سه گردان تبديل شد.
چرا؟ چون عمليات در منطقه فكه بود و در زميني عمليات اجرا مي‌شد كه به شدت از طرف دشمن مسلح شده بود. پس بيشتر از هر نيرويي به تخريبچي احتياج بود تا بتواند در اين زمين معبر و راه باز كند. اگر تخريبچي نباشد، اصلاً راهي باز نمي‌شود تا حتي نيروي اطلاعات و عمليات براي توجيه زمين، منطقه و شناسايي و در نهايت عبور نيروها و هدايت يگان در شب عمليات بتوانند كار خود را انجام دهند. يعني اگر تخريب و تخريبچي نباشد، شما هرچقدر كه مي‌خواهيد تجهيزات و نيرو داشته باشيد، وقتي راهي نيست كه پيشروي كنيد چگونه مي‌خواهيد عمليات انجام دهيد. در نتيجه تخريبچي ستون نفوذ و عمليات است. اين شد يك تعريف از وجود و لزوم يگاني به نام تخريب و تربيت تخريبچي.
چرا به نيروهاي رزمي، تخريب را ياد نمي‌دادند؟
اينكه چرا به يك نيروي رزمي تخريب را هم آموزش نمي‌دادند، بايد گفت شما اصلاً چرا امدادگر، مخابراتي، توپخانه، زرهي و... را مجزا كرده‌ايد؟ همه اينها را ياد نيروي رزمي خود بدهيد تا اين مشكلات را هم نداشته باشيد اما مگر مي‌شود كه يك نيرو همزمان در چند شاخه و ميدان كار كند؟ مگر مي‌شود يك نيرو در چندين محور متخصص و عمل‌كننده باشد؟ يك نيرو هم بجنگد، هم امدادگري كند، همزمان ميدان را معبر بزند، همزمان با اين كارها تانك براند و توپخانه را تنظيم و ديده‌باني كند و آتش بريزد. آيا چنين كاري را مي‌شود انجام داد؟ به همين جهت معاونت‌هاي مستقلي براي هر كدام از اين كارها تشكيل مي‌شود تا با وجود اينها بتوان يك سپاه منظمي داشت.
خود شما چگونه و كي به واحد تخريب آمديد و چه مسئوليتي در گردان داشتيد؟
اولين كسي كه مشوق من براي حضور در تخريب بود شهيد حاج‌احمد جوانبخش بود. زماني كه در پادگان امام حسين(ع) آموزش مي‌ديدم، شهيد جوانبخش خيلي من را به تخريب و محيط تخريب آشنا و علاقه‌مند كرد. بعداً كه وارد كار تخصصي شدم، ديدم گردان تخريب جايي است كه اگر يك نيرو مي‌خواهد در آن بماند و كار كند و در شب عمليات حتي جلوتر از نيروهاي اطلاعات عمليات معبر بزند و زير آتش و روي آتش كار كند و خم به ابرو نياورد، بايد زلال زلال باشد. بايد انساني باشد كه ايماني كامل و سرشار از تقوا داشته باشد. در واقع بايد آنقدر ايمان در او تجلي كرده باشد تا ترس و وحشت در او راه پيدا نكند. در عين حال بايد كاملاً باهوش باشد چون تخريب نياز به يك نيرويي دارد كه در عين شجاعت و ايمان، باهوش باشد و بتواند در منطقه و در ميدان مين به نحواحسن تشخيص دهد و كار كند. به هر حال در سال 61 در برج 10 كه دي‌ماه بود به لشكر27 آمدم و مستقيم آمدم گردان تخريب. تعدادي از بچه‌هاي تخريب دوستان و هم‌دوره‌اي‌هايم بودند. قسمت شد و تخريب ما را طلبيد و در آن ماندگار شديم. از نيرو تا معاون گروهان، فرمانده گروهان، معاون دوم گردان، جانشين گردان، در نهايت فرمانده گردان تخريب را در سوابق رزمندگي‌ام به ثبت رسانده‌ام.
اصلاً تخريب يعني چه؟
در جنگ‌هاي كلاسيك، يك طرف جنگ براي دفاع و جلوگيري از پيشروي موانعي را كه در واقع انفجاري هستند روي ديگر موانع و در كنار ديگر موانع كار مي‌كند. يعني چه؟ يعني اينكه دشمن سيم‌خاردار (عنكبوتي، فرشي، حلقوي و...) و خورشيدي و... را كار مي‌كند و در داخل اين موانع شروع به انفجارگذاري مي‌كند. به اصطلاح به اين عمل مهندسي موانع مي‌گويند. عراق در جنگ توسط كشورهايي چون فرانسه، آلمان، امريكا و... شايد يكي از سنگين‌ترين مهندسي موانع در جهان را عليه بچه‌هاي خميني انجام داد. تخريب دو شاخه دارد، يك شاخه خنثي و يك شاخه ديگر انهدام است. در خنثي شما انفجارات و موانع دشمن را خراب كرده (تخريب) مي‌كنيد و به قصد انهدام انفجارگذاري مي‌كنيد. هر دوي اين شاخه‌ها در جنگ به عهده گردان تخريب بود. ‌در كار، نيرو يكدفعه با ميني مواجه مي‌شد كه نديده بود. چون دشمن آن مين را كار نكرده بود و ما از آن نداشتيم. مثلاً ما در حلبچه زماني كه نفوذ كرديم، معبر زديم و راه باز ‌كرديم و در موقع خروج تمامي ساختمان‌هاي دولتي را انفجارگذاري كرده و منهدم كرديم. زندان حلبچه را منهدم كرديم و... منظور اين است كه هر دو شاخه را كار مي‌كرديم. ‌ مثلاً مي‌خواستيم جاده‌اي، لوله‌اي يا اصلاً احتياج داشتيم كه خندقي باز كنيم، بچه‌هاي انفجارات را مي‌فرستاديم و انجام مي‌دادند.
علت اينكه حسينيه اميرالمؤمنين(ع) و محل گردان تخريب اينقدر با دوكوهه و ساختمان ساير گردان‌ها فاصله دارد، چيست؟
به دو دليل عمده محل گردان تخريب آنجا انتخاب شده بود. يكي از دلايل اين بود كه بچه‌هاي تخريب به انفجارات سنگين احتياج داشتند. اگر يكي از اين انفجارات را در دوكوهه مي‌زديم يك شيشه سالم در دوكوهه نمي‌ماند. نيرو به خاطر اينكه شب عمليات روي سر خود آتش را مي‌ديد و براي تمرين نياز داشت تا مانند شب‌ عمليات آتش و انفجار را حس كند و كار كند‌ در آن محل مقر گردان را احداث كرده بودند تا نيروها با شرايط گردان تخريب زندگي كنند و آموزش ببينند. گردان‌هاي رزمي شايد زياد رزم شبانه نداشتند اما ما هفته‌اي چند بار رزم شبانه داشتيم و اين كار را نمي‌توانستيم در دوكوهه انجام دهيم. موج انفجار و صداي انفجار اذيت‌كننده بود. اين ظاهر امر بود كه انفجارات بچه‌هاي لشكر را اذيت نكند. مطلب دوم كه خيلي مهم بود نوع شرايط استقرار نيرو بود. يعني وقتي به دور از هر چيزي كه دنيايي بود و در بياباني و در خيمه‌گاهي وقتي نيرو قرار مي‌گرفت، مانند كربلا و خيمه‌گاه‌ها خود را مي‌ديد و بچه‌ها به خدا خيلي نزديك مي‌شدند. در واقع شايد بتوان گفت كه تخريب و بچه‌هايش از همه لحاظ خاص بودند. در مورد دليل اين حرف مي‌توان به قبرهاي تخريب اشاره كرد. من بارها شب‌ها وقتي به پشت خاكريزها براي انفجارگذاري مي‌رفتم تا بچه‌ها را پيدا كنم، مي‌ديدم كه بچه‌ها دارند نماز شب مي‌خوانند.
خاطره‌اي ‌ از معنويت بچه‌هاي تخريب داريد؟
خاطره‌اي از شهيد سيدعلي موسوي برايتان بگويم. يك شب به پشت خاكريز رفتم تا انفجار بگذارم، ديدم شهيد موسوي مشغول نماز شب بود. در يكي از همين قبرها نماز شب مي‌خواند. پشت بيسيم به من حاج‌منصور، شهيد دين‌شعاري مي‌گفتند مجيد آماده‌اي؟ من در جواب مي‌گفتم خير. تا بالاخره نماز شهيد موسوي تمام شد و من نگذاشتم برود. او را پيش خودم نگه داشتم كه سال‌ها مي‌گفت تو من را آن شب گروگان گرفتي. سيدعلي موسوي هم سال 72 در تفحص به شهادت رسيد. منظور اينكه آن بياباني و شكل خيمه‌ها و... يك حال و هواي معنوي در بچه‌ها ايجاد كرده بود. هيچ وقت نمي شد كه شب‌ها در حسينيه برويم و ببينيم آنجا خالي است. هميشه همين كه حاج‌آقاي حافظي پيرمرد گردان كه فرزندش هم در گردان تخريب بود و به شهادت رسيد، براي نماز شب بلند مي شد همه بچه‌ها بلند مي‌شدند يا تبليغات با صداي كمي مناجات اميرالمؤمنين(ع) آقاي نورايي را پخش مي‌كرد و بچه‌ها بلند شده و مشغول عبادت و نماز شب مي‌شدند.
 اگر بخواهيد گردان و بچه‌هاي تخريب را در يك جمله بگوييد، چه مي‌گوييد؟
گردان تخريب و بچه‌هاي گردان تخريب به مثابه اصحاب سيدالشهدا(ع) در عاشورا بودند كه همانند آنها اربااربا مي‌شدند و به استقبال شهادت مي‌رفتند و به شهادت لبخند مي‌زدند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار