کد خبر: 626278
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۲ - ۱۵:۴۶
دكتر مهيا صابري، روانشناس باليني
بچه‌ها! تا به حال دقت كرده‌ايد كه ما به چه چيزي مرز مي‌گوييم؟ مثلاً تا به حال شنيده‌ايد كه گوينده خبر از كلماتي مثل مرزنشين، مرزبان و مرز ايران و افغانستان استفاده كند؟ مرز به زبان ساده يعني جايي كه چيزي تمام و چيزي گاهي آغاز مي‌شود، مثلاً مرز ايران و افغانستان براي ما جايي است كه محدوده ايران تمام و كشور ديگري آغاز مي‌شود. مرز ما و همسايه ما ديواري است كه خانه ما را با خانه همسايه جدا مي‌كند. مرزهاي بعضي چيزها با همديگر خيلي باريك و كوچك است. ما در زندگي به اين مرزها، لبه مي‌گوييم، مثلاً لبه يك ميز، يعني جايي كه آن ميز تمام مي‌شود و اگر به فرض انگشتمان را حركت بدهيم ديگر ميزي زير انگشتمان نخواهد بود. حتماً اين اتفاق را در كارتون‌ها و انيميشن‌ها هم ديده‌ايد، وقتي يك شخصيت كارتوني از يك لبه جدا مي‌شود و زير پايش خالي مي‌شود، چون به اين موضوع دقت نكرده و فكر مي‌كند كه زير پايش خالي نيست به حركتش ادامه مي‌دهد اما وقتي خوب به دور و برش نگاه مي‌كند و مي‌بيند روي ابرها راه مي‌رود تازه متوجه مي‌شود و مثل هميشه با سرعت وحشتناكي به زمين سقوط مي‌كند. بچه‌ها! ما در زندگي با رفتارهاي همديگر سر و كار داريم. رفتارهاي ما هر كدام يك اسمي دارند، مثلاً رفتار مؤدبانه، وقتي كسي با ادب و احترام نسبت به ديگران رفتار مي‌كند ما به آن رفتار مي‌گوييم رفتار مؤدبانه، وقتي كسي با احتياط چيزي را جابه‌جا مي‌كند و مراقب است ما به آن رفتار مي‌گوييم رفتار محتاطانه، وقتي كسي شادمان است، كسي گريه مي‌كند، كسي عجله دارد، كسي ساكت گوشه‌اي نشسته، كسي داد مي‌كشد، ما با اين حالت‌ها متوجه رفتار آن شخص مي‌شويم، وگرنه اگر ما شادماني يا گريه، عجله يا احتياط آن شخص را نمي‌ديديم چطور مي‌توانستيم متوجه رفتار او شويم؟
اما دقت كرده‌ايد كه بين رفتارهاي ما هم مرزها و لبه‌هاي باريك و كجكي وجود دارد؟ اين مرزها و لبه‌ها عين مرزها و لبه‌هاي رنگ‌ها هستند. شايد رنگ‌سازي را در نقاشي تجربه كرده‌ايد. يكي از لذت‌بخش‌ترين كارهاي دنيا تركيب كردن رنگ‌هاي گوناگون با هم و ساخت رنگ‌هاي جديد است. قرمز، زرد و آبي رنگ‌هاي اصلي در نقاشي هستند اما با تركيب همين رنگ‌ها با درصدهاي مختلف مي‌توان به هزاران و ميليون‌ها رنگ رسيد كه مرزهاي باريك با هم دارند، مثلاً سبز تيره، سبز روشن، سبز روشن‌تر، سبز تيره‌تر.اين مرزهاي كوچك و باريك در رفتارهاي ما هم وجود دارد، به عنوان مثال ممكن است اسم يك رفتار ما تا جايي احتياط باشد اما اگر از آن مرز عبور كند وارد محدوده ديگري به نام ترس مي‌شويم. ممكن است اسم رفتار ما تا جايي شجاعت و شهامت باشد اما اگر از آن مرز رد شود، وارد جاي ديگري شويم، جايي مثل مطرح كردن خود فقط براي جلب توجه. ممكن است رفتار ما تا جايي اسمش اعتماد به نفس باشد اما اگر آن مرز را رد كنيم، وارد منطقه غرور و تكبر مي‌شويم.
خيلي وقت‌ها بين خوب بودن و بد بودن، مرز باريك و كوچكي وجود دارد. همچنان كه ما در ورود به يك كشور مراقب اين مرزها هستيم، اين مراقبت را بايد در رفتارهايمان هم داشته باشيم، يعني من تا كجا يك آدم شجاع هستم و مرز شجاعت من كجاست، مثلاً اگر كسي به من پيشنهاد داد خودم را از يك بلندي از بالاي يك ساختمان پرت كنم پايين تا او بپذيرد كه من خيلي آدم شجاعي هستم، بايد پيشنهاد اين آدم را قبول كنم؟
بچه‌ها! بد نيست بدانيد خيلي‌ها در جهان، جانشان را از دست داده‌اند فقط به خاطر اينكه يكي پيشنهاد داده دست به يك كار عجيبي بزند تا آن آدم يا جمع به اين نتيجه برسد كه آن شخص يك آدم شجاع و نترسي است. آدم وقتي اين چيزها را مي‌شنود واقعاً نمي‌داند بين خنده و بهت و غصه كدام را انتخاب كند؟
آدم ممكن است به تماشاي يك انيميشن بنشيند يا به تماشاي يك فيلم و بخواهد كارهاي قهرمانان آن را تكرار كند، مثل بچه‌ها و بزرگ‌ترهايي كه با تقليد از اين كارها جانشان را از دست داده‌اند، در حالي كه فكر مي‌كردند خيلي كار شجاعانه‌اي را انجام مي‌دهند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار