مدتي است كه سريال امريكايي و ضد ايراني «هوملند» سوژه رسانههاي كشورمان شده است. نكته جالب توجه درباره اين سريال «تبليغاتي و مشكوك» اين است كه تورنت قسمتها و فصلهاي جديدش خيلي زود در فضاي اينترنت پخش ميشود و شرايط دانلود آن در دورافتادهترين نقطه دنيا نيز فراهم ميشود، شرايطي كه براي هر محصول رسانهاي امريكايي فراهم نيست. آيا اين يك تصادف است يا حاصل يك برنامهريزي دقيق و مرموز ؟
«هوملند» سريالي امريكايي است كه ابتدا كارش را خيلي خوب آغاز كرد اما كم كم از يك درام تقريباً درونگرا به يك پروپاگانداي امريكايي كه در درجه اول اربابان صهيونيستي هاليوود را راضي ميكند، تبديل شد. مدتي است كه فصلهاي جديد اين سريال پرانتزي جداگانه براي ايران باز كرده است و دريافت كليشهاي امريكايي از ايران و مردمش را ترويج ميدهد. نكته جالب توجه اين است كه دسترسي به اين سريال ضد ايراني براي مردم جهان به آساني آب خوردن است.
بينندگان دورافتادهترين نقاط جهان هم كه شرايط دسترسي به شبكه تلويزيوني شوتايم را ندارند ميتوانند با دانلود تورنت قسمتهاي جديد اين سريال پا به پاي بينندههاي امريكايي پيش بروند و بيننده جهاني آن باشند. در واقع نسخههاي قابل دانلود قسمتهاي جديد اين سريال به سرعت وصف ناپذيري پس از انتشار هر قسمت در فضاي اينترنت آپلود ميشود تا دست اندركاران ساخت اين سريال به هدفي كه وراي مسائل مالي و سرگرميسازي است، دست پيدا كنند.
«هوملند» در ابتداي كار خيلي نرم پيش رفت تا جايش را در ميان مخاطبانش پيدا كند. اينكه سريالي به يكباره و مستقيم به سراغ كسب و كار كوبيدن يك ملت برود، ديگر در عصر كنوني كه تفكرات جهان به سطح قابل قبولي از روشنگري در مسائل سياسي روز جهان رسيده است، جواب نميدهد و باب ميل از آب در نميآيد، بلكه روش زيركانه رسيدن به مقصد زدن در راه نرم است. شايد بتوان گفت كه هوملنديها هم مسير خود را مبتني بر اين اصل گذاشتهاند. در فصلهاي ابتدايي اين سريال تروريستها عمدتاً مسلمان بودند؛ البته مسلمانهايي مستقل و بدون وابستگي به كشور و مليتي خاص. حالا هوملند دارد خط داستاني خاصي را دنبال ميكند و دولت ايران را به شكل يك دولت غاصب رنگ ميكند؛ دولتي كه قصد حمله به امريكا را دارد!
اين سريال با آب و تاب فراوان از شبكه شوتايم امريكا پخش ميشود اما براي جا انداختن نام آن ميان مخاطبان سريالهاي امريكايي در سرتاسر جهان، حمايت گستردهاي از اين سريال شد. هوملند در سال 2012، هشت جايزه از مجموعه جوايز جشنواره «امي» و دو جايزه گلدن گلوب را كسب كرده و در سال جاري ميلادي نيز تا كنون نامزد دريافت جوايز امي، گلدن گلوب، TCA، انجمن نويسندگان امريكايي و غيره شده است. بسياري از رسانههاي امريكايي مبلغ اين سريال ضد ايراني هستند اما در اين صنف گاه رسانههايي هم پيدا ميشوند كه گريزي به واقعيات بزنند. سايت كامپلكس به نقل از يك امريكايي كه از تهران بازديد كرده است، درباره تصوير غيرواقعي ايرانيان در اين سريال مينويسد: «تصويري كه هوملند از ايران نشان ميدهد از تصوير ايران واقعي بسيار متفاوت است. تا آنجا كه ميدانم در كشورم امريكا در زمينه نمايش تصويري منفي از ايرانيان هيچ كوتاهي نميشود. در فيلم «300» ايرانيها دشمن هستند. در بازي رايانهاي
«بتلفيلد3» ايرانيان دشمن هستند. در سخنرانيهاي جرج بوش هم ايران دشمن بود. در فيلم «آرگو» هم ايرانيان دشمن بودند و در نتيجه وقتي متوجه ميشوي كه آنتاگونيست جديد سريال هوملند هم يك ايراني به نام مجيد جوادي است، چندان جا نميخوري.»
طبق معمول و همگام با تصوير كليشهاي از ايرانيان كه ساليان سال به مردم امريكا تجويز شده است، مجيد جوادي، چهره منفور فصل جديد هوملند، شخصيتي قابل پيشبيني با ويژگيهايي ثابت است كه معمولاً در همه كاراكترهاي ايراني سريالهاي امريكايي مشترك است. مردي خشن كه در صحنهاي رقت بار با بطري شكسته 12ضربه به سر همسر قبلياش ميكوبد و او را به قتل ميرساند. كم كم ردپاي منافع صهيونيستي كه در ابتداي گزارش هم از آن ياد كرديم، پيدا ميشود؛ جوادي مسلماني ضد سامي است كه در بمبگذاري مركز ارتباطات يهوديان در بوينسآيرس آرژانتين هم نقش داشته است.
سايت امريكايي كامپلكس درباره هوملند مينويسد: «با توجه به پيشينه ساخت فيلمها، سريالها و بازيهاي رايانهاي ضد ايراني در امريكا قطعاً براي نويسندگان سريال هوملند نيز تداوم كليشههاي قديمي و افتادن در گود شعارها و ادبيات ضد ايراني «محور شرارت» راحتتر از هر كار ديگري بوده است!»
در هوملند مدير سازمان سيا شخصي به نام سائل برنسون است كه مدام اين عبارات تكراري را بر زبان ميراند: «دليل اصلي من براي دستگيري جوادي اين است كه ببينيم ايران تا چه حد به دستيابي به سلاح هستهاي نزديك شده است.» او در جايي ديگر ميگويد: «بعد از القاعده كه تقريباً خنثي شده است، حالا بزرگترين تهديد دنيا ايران است.» عباراتي كه شباهت زيادي به جملات بنيامين نتانياهو دارد.
كامپلكس مينويسد: «نويسندگان هوملند از اين سريال براي پيگيري تبليغات سياسي خود استفاده ميكنند و احمقانه است كه تصور كنيم هوملند تنها يك سرگرمي است.»
امريكا كشوري است كه ادعاي آزادي در همه زمينههاي فرهنگي اعم از فيلمسازي و نشر كتاب و ساخت سريال را دارد، حقيقت هم چيزي جز اين نيست. در امريكا هنرمند مستقل ميتواند بدون اجازه دولت هر فيلمي را با هر مضموني بسازد، هر كتابي را با هر موضوعي بنويسد و حتي سناريوي سريالهايي با محتواي باب ميل خود را جلوي دوربين ببرد، حتي فيلمي عليه دولت امريكا و نقد حمله نظامي به عراق و افغانستان در اين كشور ساخته ميشود اما در اين كشور مسير از پيش تعيين شدهاي وجود دارد.
در اين كشور قوانين نانوشتهاي وجود دارد كه ميگويد هر محصول فرهنگي ميتواند در قالب چارچوب خاصي ولو با هر مضموني حتي مضامين ضدصهيونيستي و ضد امريكايي ساخته شود اما محصولاتي كه در اين جو ساخته ميشوند بايد محدوديتهايي اعم از تيراژ پايين و كنار گذاشته شدن از ليست نامزدي جوايز مختلف سينمايي و تلويزيوني را بپذيرند.
شايد به همين خاطر است كه امروز نسخههاي مختلف و به روز شده سريال «هوملند» در فضاي اينترنت براي دانلود مستقيم و آزادانه مهيا است اما نسخه سريالها، فيلمها و كتابهايي با مضمون ضد امريكايي و صهيونيستي معمولاً با تيراژ بسيار پايين پخش ميشود تا آنجا كه اغلب به جز امريكا به دست مردم ساير كشورهاي جهان نميرسد.
امروز نيز براي سريال «هوملند» چنين شرايطي فراهم است؛ پخش فصلهاي ضد ايراني هوملند از چند روز پيش از توافقات ژنو آغاز شد؛ اتفاقي كه باعث شد بسياري تصور كنند كه اين سريال تداوم ركود سياسي ميان دو كشور است و به راستي چه تعداد از مردم سرتاسر جهان خود را درگير واقعيات سياست ميكنند و چه تعداد از آنها تنها فصلهاي ضدايراني سريال «هوملند» را دنبال ميكنند نه مذاكرات ژنو را؟