
باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، تازه از دعواي با جمهوريخواهان در مورد لايحه بودجه نفس تازهاي كشيده بود تا با تصويب لايحه در كنگره كارمندانش بر سر كار برگردند كه با مصيبت ديگري مواجه شد؛ مصيبتي كه لقب «گيت» را نصيب اوباما كرد. بعد از 1975 و برملا شدن جاسوسي و شنود از ستاد انتخاباتي دموكراتها در هتل واترگيت واقع در شهر واشنگتن، پسوند «گيت» اصطلاحي شد براي رسواييهاي بزرگ رؤساي جمهور امريكا. به همين جهت بود كه رونالد ريگان بعد از افشاي اقدامات پنهاني براي حمايت از شورشيان كنترا در نيكاراگوئه درگير رسوايي شد به نام ايرانگيت و نفر بعدي بيل كلينتون بود كه رسوايي و گيت او به نام مونيكاگيت خوانده شد. اكنون نوبت به اوباما رسيده كه افشاگري در مورد شنود و جاسوسي آژانس امنيت ملي امريكا، NSA، اصطلاح هنديگيت، Handygate، را نصيب او كرده است. هنديگيت به طور اختصاصي به شنود مكالمات تلفن همراه خانم مركل، صدر اعظم آلمان، توسط NSA ارتباط دارد اما عنواني شده براي پروندهاي حجيم از جاسوسي NSA. اين پرونده از ماه ژوئن باز شد كه ادوارد اسنودن برنامههاي فوق سري NSA با عنوان پريزم را به روزنامههاي انگليسي گاردين و امريكايي واشنگتنپست داد. از آن موقع بود كه مرحله به مرحله خبرهاي تازهاي از افشاگريهاي اسنودن منتشر ميشد و عكسالعمل دولت بريتانيا در هجوم به روزنامه گاردين و دستگيري و بازداشت ديويد ميراندا در فرودگاه هيترو لندن توسط پليس بريتانيا هم نتوانست مانع ادامه اين افشاگريها شود. اتفاقي كه با افشاي جاسوسي از تلفن همراه خانم مركل پيش آمد اين بود كه به افشاگريهاي اسنودن وارد مرحله تازهاي كرد كه به طور كامل متفاوت با گذشته بود. افشاگريها تا قبل از اين بيشتر دامنه شنود و جاسوسي از مكالمات و مكاتبات شهروندان امريكايي، اروپايي و ديگر مناطق جهان را شامل ميشد. وقتي كه اسنودن در ماه آگوست جاسوسي NSA از شهروندان امريكايي و كنترل ايميلها، مكالمات تلفني و پيامكهاي آنها را برملا كرد، دولت امريكا ميتوانست به قانون 2011 استناد كند كه NSA ميتوانست بر اساس اين قانون اطلاعات مربوط به شهروندان امريكايي را بدون اخذ حكم قانوني و قضايي جمعآوري كند. به عبارت ديگر، دولت امريكا سعي ميكرد تا ورود به حريم خصوصي شهروندان را با استناد به قوانين مربوط به مبارزه با تروريسم توجيه كند و اين توجيه راه فرار اوباما و دستگاه اطلاعاتي او از رسوايي جاسوسي بود. مسئله تلفن همراه مركل از 2002 يا زماني كه او هنوز به مقام صدراعظمي آلمان نرسيده بود ديگر با اين راه فرار توجيهپذير نيست چراكه به هيچ وجه نميتوان گفت دولت امريكا براي مبارزه با تروريسم تلفن همراه صدراعظم آلمان را از آن زمان تاكنون تحت كنترل خود داشته است. به همين دليل بود كه اوباما درست بعد از اين افشاگري و در تماس تلفني با مركل نسبت به شنود تلفن همراه او اظهار بياطلاعي كرد و ضمن عذرخواهي از مركل سعي كرد تا به هر صورت كه شده قضيه را فيصله دهد اما روزنامه آلماني اشپيگل بعد از اين و بر مبناي اسناد افشاشده توسط اسنودن اعلام كرد كه اوباما از 2010 نسبت به شنود تلفن همراه مركل مطلع بوده است.
افشاگري اسنودن از شنود تلفن همراه مركل باعث شد تا اساس اعتماد در دو سوي آتلانتيك مورد خدشه قرار گيرد و ميتوان گفت كه اين پديده از پايان جنگ جهاني دوم به اين سو بيسابقه بود. اصل حاكم رابطه بين دو سوي آتلانتيك در اين مدت طولاني بر اساس اعتماد دو طرفه بود كه باعث ميشد جبهه غرب در برابر شرق شكل بگيرد و از انسجام برخوردار باشد اما با افشاگري اسنودن ناگهان يك طرف آتلانتيك متوجه شد ديگر چنين اعتمادي وجود ندارد. اين بياعتمادي از سخنان گيدو وستروله، وزير امور خارجه آلمان، در مصاحبه با شبكه تلويزيوني سيانان مشهود است تا آنجا كه او براي بازسازي اعتماد بين دو طرف از ضرورت پل جديد بين اروپا و امريكا ميگويد. در واقع، هنديگيت اوباما، اروپا را نسبت به بازسازي تعاريف در روابط خود با امريكا متقاعد كرده كه احتمال دارد اين امر حتي بر موضوع مهمي مثل توافقنامه تجاري دو سوي آتلانتيك نيز تأثير بگذارد. آلمان با هنديگيت در اين مسير پيش رفته اما به نظر ميرسد كه قول و قرارهاي لفظي طرف امريكايي چندان قابل اعتماد نيست و به همين دليل رو به سازمان ملل آورده و به همراه برزيل سعي دارد تا قضيه را از طريق مجمع عمومي سازمان ملل پيش ببرد. قرار گرفتن برزيل در كنار آلمان جالب توجه است زيرا خانم ديلما روسف، رئيسجمهور برزيل، همانند مركل هدف جاسوسي NSA امريكا بوده و از اين جهت، رهبران دو كشور هدف واحدي را دنبال ميكنند. آلمان و برزيل با طرح قطعنامهاي در مجمع عمومي سازمان ملل سعي دارند تا سد جهاني در برابر جاسوسبازي امريكا ايجاد كنند كه جاسوسبازي امريكا در اين سد به عنوان رفتاري ضد حقوق بشري شناخته ميشود. هنديگيت اوباما در مواجهه با اين سد ديگر نمونه مشابه گيت ديگر رئيسجمهورهاي قبلي امريكا نخواهد بود زيرا رسوايي در آن موارد مسئله داخلي امريكا بود اما در اين مورد، رسوايي امريكا از حد داخلي گذشته و با مانع بينالمللي مواجه شده است.