خاطراتي كه در اين كتاب از آن سخن ميرود، زندگي و مبارزات يكي از انقلابيون ديروز و مديران امروز، آقاي محمد پيشگاهيفرد است. وي در سال 1323ﻫ. ش در شهر اصفهان به دنيا آمد. پدرش، حاج ميرزا مهدي با وجود اشتغال به كسب آزاد، همسري از خانواده علماي بزرگ اصفهان اختيار كرد. جد مادري پيشگاهيفرد، مرحوم آقا سيد محمدباقر مدرس از علماي برجسته اصفهان بود و شايد همين امر موجب شد سالها بعد شهيد بهشتي دختر ديگر اين خانواده را به همسري برگزيند. شايد بتوان گفت اين وصلت در زندگي آينده محمد كه در آن روزگار كودكي ده ساله بود تأثير داشت. او چنان تحت تأثير شهيد بهشتي بود كه به اذعان خويش با سفارش وي رشته تحصيلياش را در دبيرستان انتخاب كرد. ورود او به عرصه سياست از طريق كانون دانشآموزان صورت گرفت. اين كانون در واقع مركزي براي گرد آمدن نيروهاي مذهبي جوان بود و فعاليت آن بهنوعي كادرسازي و تربيت نيرو براي سالهاي بعد محسوب ميشد. انقلابيوني همچون شريفواقفي، ايرج و محمود كسائيان و حجتالاسلام سالك در جلسات كانون شركت ميكردند. فعاليت سياسي پيشگاهيفرد و ديگر گروههاي سياسي آغاز شد. اين امر به صورت شبكه گستردهاي انجام ميشد كه اقشار گوناگون در آن حضور داشتهاند و از اصفهان تا قم و تهران وسعت داشت. دستگيري آقاي هستهاي از سران گروه موجب افشاي فعاليت كليه افراد آن شد و به دنبال آن پيشگاهيفرد كه در آن زمان آماده شركت در كنكور سراسري بود دستگير شد. اين گرفتاري موجب محروميت وي از دانشگاه و او مجبور شد به خدمت نظام وظيفه برود. در اين دوره هم به توصيه ساواك زير نظر بود. هر چند وي در دادگاه تجديدنظر تبرئه شد، اما از اين زمان شكل مبارزه او به صورت مخفي درآمد. پيشگاهيفرد در زماني كه شركت «ايران فوكو» را به ياري عدهاي از انقلابيون اصفهان بنا نهاد، در پوشش اين شركت به فعاليتهاي مبارزاتي و فرهنگي پرداخت. از اين طريق در نقاط مختلف اصفهان و برخي استانهاي ديگر نمايشگاه كتاب و عكس برگزار ميشد. همچنين شركت «ايران فوكو» منبع مالي قابل توجهي براي كمك به نيروهاي انقلابي، خانوادههاي شهدا و زندانيان سياسي بود. با توجه به نسبتي كه پيشگاهيفرد با شهيد بهشتي داشت، دختر شهيد مفتح را به همسري برگزيد. ايشان بر بسياري از جريانات انقلاب ناظر و شاهد بود و ميتوان او را راوي روايت روحانيت نوگراي انقلاب دانست. با مطالعه خاطرات وي ميتوان به اختلافات فكري نيروهاي انقلاب آگاه شد و آن را از منظر جريانشناسي انقلاب منبع قابل توجهي دانست. جرياناتي كه امروزه در بطن نظام جمهوري اسلامي فعالند و در آن روزگارِ نهضت نيز فعاليت ميكردند و چه بسا اختلافات فكري همين جريانها هرازچندگاهي بحراني بر نهضت اسلامي حاكم ميكرد و ركود و سكون نهضت را باعث ميشد. وقايع و حوادث اصفهان چه در دوره نهضت و چه پس از پيروزي انقلاب جايگاه مهمي در اين خاطرات دارد. پيشگاهيفرد با توجه به ارتباط خاصش با شهيد بهشتي راوي بسياري از برخوردهايي است كه با ايشان ميشد و شايد به همين دليل باشد كه بدون هيچ ملاحظهاي از موضعگيريهايي كه توسط برخي از دوستان در مورد شهيد بهشتي صورت ميگرفت سخن ميگويد و همين صراحت پيشگاهيفرد موجب ميشود خواننده رشته اتفاقات و حوادثي را كه امروزه رخ ميدهند، شفافتر دريابد. نكته ديگري كه در اين خاطرات به چشم ميخورد، مشاهدات و دانستههاي پيشگاهيفرد از سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي است. وي كه از همان سپيدهدم پيروزي انقلاب اسلامي با تصدي رياست صدا و سيماي اصفهان تا چندسال پيش به عنوان مديرعامل شركت صوتيـتصويري سروش با اين سازمان همراه بوده است، از جناحبنديهاي درون سازمان ـكه در واقع آئينه تمامنماي جامعه آن روز بودـ نكتههاي منحصر به فردي بازميگويد. آنچه از آغاز تا انجام اين كتاب صورت گرفته است تا اين روايت بدين شكل بر علاقهمندان و محققان عرضه شود، سلسله زنجيرهاي به هم پيوستهاي بودهاند كه بدون هر كدام انجامي بر اين مجموعه متصور نبود. آغازگر اين راه مركز اسناد انقلاب اسلامي بود كه با دعوت از همراهان و مردان انقلاب به ثبت و ضبط جريانها و حوادثي پرداخت كه آگاهي از كم و كيف اين قضايا ما را از چرايي و چگونگي انقلاب بيشتر آگاه ميسازد. ازنتايج اين رويكرد مبارك، اثري است كه وصف آن را بر شما بازگفتيم. اميد آنكه پژوهندگان را به كار آيد.