چند
هفته پیش فیلمی به پرده سینماهای ایران نشست که جنجال های خبری بسیاری همراه خود داشت،
«استرداد» علی غفاری پروژه فاخر فارابی که بسیاری آن را بهترین نمونه برای فاخرسازی
در سینمایی تلقی می کردند، سرانجام پس از اما و اگرهای فراوانی که بر سر هزینه
تولیدش به گوش می رسید، در جشنواره سی و یکم فیلمم فجر به نمایش در آمد و توانست
توجه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کند توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین
بازیگر مرد (حمید فرخنژاد)، بهترین تدوین (بهرام دهقان) و بهترین جلوههای ویژه میدانی
(محسن روزبهانی) را از سی و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر کسب کند. آخرین ساخته غفاری روایتی تاریخی در مورد غرامت جنگ جهانی دوم است، سال 1334 زمانی که شوروی
موظف شد غرامت جنگ جهانی را قالب 11 تن شمش طلا به ایران پرداخت کند، در همین راستا،
فرامرز تکین با بازی حمید فرخنژاد به عنوان یک افسر ارتشی بلندپایه مأمور میشود به
همراه چند نفر از شخصیتهای سیاسی به شوروی برود و این شمشها را به سلامت به ایران
بازگرداند، اما در این میان برخی از همسفران او تصمیم میگیرند مانع ورود طلاها به
ایران شوند. تاثیرگذاری استرداد باعث شد به رغم اینکه ژانر تاریخی در کشور ما
مهجور به حساب می آید، تمام مخاطبان را تا پایان فیلم سر صندلی ها خود میخکوب کند.
به بهانه اکران استرداد گفتگویی با علی غفاری انجام دادیم تا از دردسرهای ساختی
فیلم استرداد و شرایط اکران این روزهای فیلم بپرسیم.
آقای غفاری! چه شد که پس از ساخت فیلم هایی مانند و شاهرگ در سال 76 و چراغ قرمز در سال 88 ، ساخت پروژه عظیمی چون استرداد را بر عهده گرفتید؟
اولین دلیل این اتفاق تصمیم خودم برای ساختن یک اثر خوب بود و در این میان پای مشکلات ساخت چنین اثری هم ایستاده ام. در ابتدا ما یک سوژه از تاریخ معاصر داشتیم که قرار بود دستمایه ساخت یک سریال قرار بدهیم اما موضوع آن کار نه استرداد طلاهای غرامت ایران که اشغال ایران توسط نیروی روس در زمان جنگ جهانی دوم بود. آن کار هم پروداکشن سنگینی داشت که به دلیل کمبود اعتبار پیش از شروع فیلم برداری و در زمان پیش تولید متوقف شد. در طول نگارش آن کار بود که به موضوع طلاهای ایران رسیدیم. موضوع را به مسئولین پیشنهاد دادیم و آنها گفتند فیلم نامه ای با نام استرداد به نویسندگی آقای رضا زاده در این زمینه وجود دارد و در نهایت برای ساخت این پروژه به توافق رسیدیم. فیلم نامه ابتدایی مورد تایید قرار نگرفت و پس از آن ما یک سال روی فیلم نامه کار و تحقیق کردیم تا بتوانیم رضایت مدیران فارابی را جلب کنیم و سرانجام ساخت استرداد تصویب شود.
پس آغاز ماجرای فیلم استرداد از سوی خودتان بود؟
بله اما متاسفانه حرف و حدیث هایی در این میان به گوش می رسد که به هیچ عنوان صحت ندارد.
نسخه اکران عمومی استرداد چه تغییراتی به نسبت نسخه اکران شده در جشنواره داشت ؟
پنج دقیقه از فیلم نسبت به نسخه جشنواره کوتاه شده است. یک سکانسی هم در خصوص کاراکتر زن به فیلم اضافه شد.
این سکانسی که می گوید بار دیگر تصویربرداری شد؟ چون خبرهایی در رسانه ها در منتشر شده است مبنی بر اینکه یک سکانس هایی از فیلم بار دیگر تصویر برداری شده است.
به نکته خوبی اشاره کردید؛ خبرهایی در خصوص تصویربرداری مجدد برخی از سکانس ها به گوش می رسد، من این خبرها را به شدت تکذیب می کنم. این اظهار نظر ها بسیار ناشیانه است یک گروه صد نفره در این کار حضور داشتند که همه الان حاضر هستند و می شود این مسئله را از آنها پرسید. من در همین جا می گویم که یک پلان از این فیلم در هیچ برهه ای تکرار و دوباره تصویر برداری نشده است. این متاسفانه فضاسازی هایی است که علیه فیلم صورت گرفته آن هم نه به خاطر خود فیلم که به دلیل مدیران پیشین سینما و در این میان می خواهند استرداد را قربانی کنند.
با تغییر مدیران ، موج رسانه ای علیه ماجرای فاخر سازی به وجود آمده است و در این میان پای استردادی که نمونه مطلوبی برای فاخر سازی است، هم به این میدان باز شده.
در همان زمان جشنواره که فیلم برای اولین بار به نمایش در آمد ،غالب روزنامه ها و خبرگزاری ها اظهار کردند که استرداد ابروی بنیاد سینمایی فارابی خرید، اگر اینطور است لااقل این فیلم را دیگر قربانی مطامع شخصی و باند بازی و گروه بازی نکنند. در هر حال استرداد فیلمی است که به شهادت مردم و منتقدین، فیلمی ماندگار در سینمای ایران است و حرف خودش را می زند.
استرداد پروداکشن عظیمی داشت، از دشواری های تولید و تصویر برداری در روسیه و تولید سکانس های سنگین کار بگویید.
شانس بزرگی که من داشتم این بود که گروهی که با من همکاری می کردند از بهترین های سینما بودند؛ تهیه کننه کار، گروه فیلم برداری و طراح صحنه و بازیگران و همه و همه، افراد با تجربه ای بودند. خود من هم سابقه اجرایی در پروژه های عظیمی را داشتم و این تجربه های بی تاثیر نبوده است. به باور من استرداد و امثال آن نیاز کشور ما است و باید ساخته شود و این نوع فیلم سازی باید ادامه پیدا کند. در خصوص مشکلات اجرایی استرداد هم لازم به گفتن نیست که استرداد یکی از پرتنوع ترین لوکیشن ها را در فیلم های تاریخ سینمای ایران دارد.
پیدا کردن لوکیشن ها چطور اتفاق افتاد؟
ما برای انتخاب هر لوکیشنی سفر و تحقیقاتی داشتیم و لوکیشن ها را انتخاب می کردیم. در این سفرها من و آقای رامین فر و آقای علی اکبری حضور داشتیم. از مشکلات مسکو، سیستم هماهنگی در این شهر بود که واقعا شرایط سخت و پیچیده ای داشت، از سوی دیگر فصلی که اصرار داشتیم در آن کار کنیم زمستان بود.
چرا اصرارتان تصویربرداری در فصل زمستان بود؟
اصرار خود من این بود که سرما و سختی را در کشور شوروی آن دوران حتما حس شود و اصرار داشتم که در بهمن ماه به آنجا برویم تا سرما در فیلم نمود پیدا کند. هر فصل از این فیلم یک فیلم سینمایی است، سکانس دریا، قطار و تهران قدیم و به طور کلی فیلمی است برای تولیدش زحمت کشیده شده است و خود من سه سال از عمرم را برای ساخت این فیلم گذاشتم.
سکانس های کشتی در کدام دریا تصویر برداری شده بود؟
دریای خزر. اصرار ما این بود که به دلیل رنگ دریای شمال که بسیار متفاوت با رنگ دریای جنوب است، حتما تصویر برداری را در دریای خزر انجام دهیم. شاید اگر پروژه دیگری بود این بخش ها را در کیش و قشم تصویربرداری می کرد، تماشاگر هم متوجه نمی شد اما ما به این جزئیات هم توجه داشتیم، به سختی های کار هم مطلع بودیم و می دانستیم که عمق دریای خزر بیشتر از سواحل جنوبی ما است و کار کردن در تلاطم دریا بر روی کشتی دشواری خاص خودش را دارد. اما گروه تحمل کردند و اینها در لوکیشن های واقعی تصویر برداری شد.
تصویربرداری فیلم روی کشتی و دریا چه مدت به طور انجامید؟
ما در چند بندر مستقر بودیم، سکانس های داخلی کشتی را در بندر انزلی و سکانس های خارجی بندر فریدونکنار بودیم و در مجموع اگر همه اینها را در کنار هم بگذاریم بخش کشتی نزدیک به یک ماه زمان برده است.
در زمان تصویر برداری رفت و آمد کشتی از بندر به دریا به چه صورت بود؟ چند ساعت از روز را بر عرصه کشتی مشغول تصویر برداری بودید و چه زمانی به بندر باز می گشتید؟
ما پلان به پلان به ساحل برمی گشتیم چون به محض اینکه با فاصله کمی از ساحل قرار می گرفتیم، حال گروه بد می شد و مجبور می شدیم بازگردیم و دوباره در شرایط بهتر به دریا می آمدیم و پلان به پلان لوکیشن کشتی را با خون دل تصویربرداری کردیم.
تصویربردای در روسیه چه مدت طول کشید؟
در روسیه ما یک ماه اقامت داشتیم اما جلسات فیلم برداری مان و حدودا 15جلسه بود.
چه شد که آقای فرخنژاد را برای بازی در نقش اصلی در نظر گرفتید؟
آقای فرخنژاد، اولین انتخاب من برای بازی در نقش فرامرز تکین بود. الان که فیلم را می بینم متوجه می شوم که حمید فرخنژاد بهترین انتخاب بود به دلیل اقتداری که در رفتار و ر بود و همچنین توانایی اش در ایفای چنین کاراکتری. حضور او اتفاق خوب و رضایت بخشی بود، فرخنژاد بازیگری نیست که تنها بازیگر باشد و شناخت از فیلم نامه و کارگردانی باعث می شود که سینما را خوب درک کند.
زمانی که آقای فرخنژاد را برای بازی در نقش فرامرز تکین در نظر گرفتید، کدام نقش آفرینی او بیشتر در نظرتان بود؟
من تمام فیلم های حمید را دیده بودم و تجربه مشترک کاری هم با او داشتم. فرخنژاد به همه عناصر سینما علم دارد و این مسئله یکی از دلایلی است که باعث می شود تا به این اندازه خوب بازی کند.
یکی از مولفه های استرداد تاثیر گذاری آن است، استرداد مخاطب را تا پایان بر صندلی خود میخکوب می کند، این مهم چطور حاصل آمد؟
از ابتدا هدف ما از ساخت استرداد این بود که اثرمان تبدیل به یک بیانیه سیاسی نشود چون فیلم را برای تماشاگر می ساختیم و مخاطب حق دارد که زمانی که بلیط می خرد، فیلم سینمایی را ببیند نه یک فیلمی خواب آور یا یک بیانیه سیاسی، ما به دنبال این بودیم که فیلم مخاطب را تا پایان با خود همراه کند و این اتفاق خدارو شکر افتاد. ما تلاش کردیم یک فیلم جذاب بسازیم که عناصر سینما در آن وجود داشته باشد، عناصر سینما تنها پروداکشن نیست، جذابیت، داستان، معما، تعلیق، حادثه، هیجان، عشق عناصر سنیما هستند که ما از همه این عناصر سینما استفاده کردیم بدون اینکه ذوق زده بشویم یا افراط کنیم در اندازه خودش استفاده کردیم.
تبلیغات فیلم راضی کننده بود؟
انتظار خود من در خصوص تبلیغات شهری فراهم نشده است. در خصوص استرداد تبلیغات بیشتر تبلیغات مجازی و رسانه هایی است چون غالب مخاطبان با رویکردی مثبت به استرداد نگاه می کنند، اما قطعا سینما به تبلیغات نیاز دارد.
آقای غفاری! در گفتگویی گفته بودید: که اگر گروه دیگری «استرداد» را میساخت،۱۵ میلیارد تمام میشد؟!
بله. من پس از مطالعه نظرات تهیه کننده هایی که به هزینه های فیلم اعتراض داشتند، این مطلب را عنوان کردم. من معتقدم این معترضان اصلا از پس تولید چنین پروژه هایی با این پروداکشن سنگین بر نمی آیند چون از این کارها انجام نداده اند و اگر چنین پروژه هایی را برعهده بگیرند، جز خسارت پیامد دیگری به بار نخواهند آورد و بعید نیست فیلم 5 میلیاردی را نتوانند با 15 میلیارد هزینه هم بسازند.
یکی از برتری های استرداد تصویربرداری فوق العاده محمود کلاری است، از تجربه مشترک با این تصویربردار برجسته سینمای ایران بگویید.
آقای کلاری یکی از سرمایه های کشور است، تصویربرداری که جوایز بین المللی بسیاری دارد و در سال گذشته هم موفق شد که جایزه بهترین فیلم بردری را از جشنواره فیلم لهستان دریافت کند. در هر حال حضور فردی مانند محمود کلاری به امتیازات فیلم اضافه کرده است. از مولفه های کار با او این بود که دقیقا منظور من را درک می کردم همکاری دلنشینی را رقم می زند.
طراحی پوستر متفاوت کار بدعت گذاری در پوستر های سینمایی سالهای اخیر بوده است، چه شد که این سبک کلاسیک پوستر را برای کار برگزیدید؟
پوستر فیلم حال و هوایش را از خود فیلم گرفته است و حس و حال خاصی را بیان می کند، ساختار کلاسیک و منحصر به فردی هم دارد که سالها است در سینمای ایران نبوده است. به نظر رسید نوآوری هم در طراحی پوستر لازم است
ایرادات تاریخی که به داستان فیلم استرداد وارد می شود، به عنوان مثال می گویند ارتش در آن زمان نیروی زن نداشته است؟
اولین فردی که ایرادات تاریخی به فیلم استرداد وارد کرد، اقای معتضد بود. تیتر حرفهایش هم این بود که سازندگان استراد تا کاخ کرملین رفته اند اما برای تحقیقات نزد من نیامدند. اما این هم واقعیت نداشت. آقای معتضد نکات مختلفی را به این فیلم نسبت دادند و گفتند که در تضاد با تاریخ است و برخی از تاریخ دادن های دیگر هم به برخی نکات دیگر فیلم وارد کردند. در این میان من نظر سه نفر تاریخدان منتقد فیلم را بیان می کنم، شما خودتان قضاوت کنید. آقای معتضد معتقدند که استرداد تحریف تاریخ بوده است چون این طلاها در نهایت وارد ایران می شود به خزانه بانک مرکزی، بانک ملی وقت می روند و الان هم همان جا هستند، چرا در استرداد به دروغ گفته شده است که طلاها به ترکیه رفته، این تعبیر معتضد است با استناد به مدارکی که تنها چند روزنامه قدیمی است. آقای سلیمی نمین که معتقد هستند هیچ طلایی و اصلا وارد ایران نشده است و این یک دروغ است که این طلاها وارد ایران شده اند و بعد از تهران وارد کشور دیگری. آقای یعقوب توکلی دیگر تاریخدان هم معتقد اند که یک بخش از طلاها به ایران داده شده و بخش دیگری از آن نه. شما خودتان را جای من فیلم ساز بگذارید، پیش از ساخت فیلم استرداد به حرف کدامشان باید گوش می دادم. خود تاریخ دانان هم در این زمینه به اجماع نرسیده اند چون سند محکمی در این خصوص ندارند. من در طول پیش تولید این کار بارها با آقای معتضد تماس گرفتم تا از راهنمایی هایشان استفاده کنم ایشان هم نظراتشان را گفتند و حتی یک جلسه من به خانه ایشان رفتم و ایشان 8 ساعت میزبان من بودند و واقعا انسانی محترم دوست داشتنی هستند اما تمام استناداتش به همین روزنامه هایی بود که از قفسه اش بیرون می کشیدند و نشان می دادند و به عنوان مثال می گفتند: «عکس کامیون هایی که وارد بانک ملی شده اند یا عکس کامیون هایی که در جلفا بار زده اند» و این بود کل استنادات آقای معتضد به ماجرای غرامت روسیه که در نهایت گفتند که غفاری اصلا پیش من نیامده است، این اتفاقت گذشت تا اینکه در میزگردی که در خبرآنلاین برگزار شده بود من به آقای متعضد گفتم : «اقای معتضد! من که پیش از ساخت فیلم نزد شما امده بودم» اول گفت یادم نمی یاد و در پایان که من ادرس دادم گفت «اهان شما بودید؟» گفتم «اقای معتضد شما یک سال پیش را یادتان نمی اید، چطور در مورد هفتاد سال پیش قضاوت می کنید؟» جالب اینجا است در آخر جلسه خود اقای معتضد گفت که خودش تا به حال فیلم استرداد را ندیده است و دیگران برایش تعریف کرده اند. مورد دیگری که معتضد به عنوان شبهات تاریخی استرداد از آن یاد کرده بودند این بود که افسران جنگ در سال 34 اصلا وارد ارتش نشده بودند من یک عکسی را به ایشان را نشان دادم که عکس شمس پهلوی در سال 1227 بود که برای اولین بار لباس ارتش را پوشید، در حالی که قصه ما در سال 34 می گذرد. بر فرض اینکه اصلا افسران زن در سال 34 در ارتش نبودند، مگر استرداد قرار است تاریخچه ورود افسران زن را به ارتش ایران روایت کند؟ موضوع فیلم اصلا این نیست. خب نظرات کارشناسان تاریخ محترم است اما واقعیت این است که گروهی که فیلم را تهیه می کند، قطعا به منابع گسترده تری دست پیدا کرده است و ما فیلم را بر اساس استناداتی ساختیم که در دست داشتیم.
آقای غفاری، به رغم بازی تاثیر گذار فرخ نژاد اما پارنتر او کاترین كاچر در نقش غزال گوران بازی چندان جالبی را به نمایش نگذاشته ، دلیل این مسئله چه بوده است؟
دلیل عمده این مسئله، این بود که ما اصرار داشتیم یک بازیگر خارجی داشته باشیم. طبیعتا زمانی که یک سکانس را تصویر برداری می کنید، پارنترها از هم انرژی می گیرند، فکر کنید ما سکانسی را تصویربرداری می کردیم که حمید فرخنژاد در ان سکانس فارسی صحبت می کرد و بازیگر زن نقش مقابل روسی نه بازیگر روس می دانست اکسان های کجاست و نه حیمید فرخنژاد متوجه می شد که در این لحظه بازیگر روس چه می گوید و در نهایت این دیالوگ ها پس از بارها تمرین و مرارت و تلاش های خانم تیر انداز اتفاق افتاد. مسئله ای که در این میان ازار دهنده به نظر می رسد این است که شخصیت غزال در نهایت دوبله شد و طبیعتا فیلمی که بخشی اش صدای سر صحنه است و بخشی دوبله، یک دست نمی شود اما این مسئله اجتناب ناپذیر بود و ما مجبور به انجام این کار بودیم.
استقبال از فیلم چطور بود؟
از میان فیلم هایی که الان روی پرده هستند الحمد اله فروش استرداد یک سرو گردن بالاتر است، اما تبلیغات انطور که من انتظار داشتم اتفاق نیفتاده است و اما در مجموع خود فیلم دارد جای خودش را در میان مخاطبان باز کرده است.
به نظر شما چرا ژانر تاریخی در سینمای کشور ما مهجور واقع می شود؟
به دلیل همین فضاسازی هایی وجود دارد، به دلیل همین اختلاف نظرهایی که وجود دارد، به این علت که فیلم تاریخی به خصوص تاریخ معاصر مدعی زیاد دارد، بخشی از آدم هایش زنده هستند و برخی گرایش های خاص سیاسی یا مذهبی دارند و اختلاف نظر بسیاری هم در این میان وجود دارد و هر طوری که کار کنید نمی توانید نظر همه را جلب کنید. به همین دلیل ناخودآگاه فیلم ها و سریال های دچار ممیزی های ناخواسته ای می شوند که از رنگ و بوی کار می کاهد، ما سعی کردیم که با عبور از میدان مین این فیلم را بسازیم چون تاریخ معاصر محل تناقض است ساختنش کار هر کسی نیست و مشکلات خودش را دارد اما الحمد الله فکر می کنم که استرداد کار خودش را کرده و در دام کار سفارشی و شعاری نیفتاده است.
در سینمای هالیوود ما فیلم های بیگ پروداکشن، و تاریخی و حماسی ، همواره بهترین گیشه ها را به خود اختصاص می دهند در حالی که در کشور ما دقیقا عکس این اتفاق رخ می دهد ، فیلم های فاخر و تاریخی و فانتزی، ته جدول فروش سینماها جای می گیرند. به نظر شما چرا؟
البته این مختص استرداد نیست، ما باید ذائقه تمشاگر را تغییر بدهیم. زمانی که سینماگران می گویند چرا باید فیلم های بیگ پروداکشن و میلیاردی ساخته شود، طبیعتا توقع به سمت ساخت فیلم های سطحی می رود که در 20 روز تصویربرداری می شوند وی یک ماه بعد هم اکران. سینما به معنی واقعی آن به دلیل همین فضاسازی ها در کشور ما اتفاق نمی افتد. ما باید تلاش کنیم تا ارام ارام تماشاگر را به این سمت ببریم که انتظارش از دیدن یک فیلم سینمایی، یک فیلم سینمایی باشد نه تله فیلم و نه یک کار ضعیف خواب آور. استرداد سعی کرده این سد را بشکند. به نظر من سالی 5 تا فیلم فاخر نیاز داریم تا به سمت سینمایی حرفه ای بریم.
از پروژه جدیتان که الان مشغول تصویربرداری اش هستید، بگویید؟
البته با این جوسازی هایی که انجام می شود آدم ترجیح می دهد در سکوت خبری کار خود را ادامه دهد. خوشبختانه این فیلم هیچ ربطی به سرمایه گذاری دولتی ندارد و دوستان خوشحال باشند. این فیلم محصول سینمای لبنان است و به جز من سه تا چهار نفر از همکاران بقیه سینماگران لبنانی هستند.