طي چهار روز در چهارمين نمايشگاه راه و شهرسازي، چهار در چهار نفر يعني وزير، قائممقام، مشاور عالي و 13 معاونش طي نشستهاي زيپ شدهاي به رمزگشايي فعاليتهاي صد روزه خود به صورت mp3پرداختند.
ابوي ميگويد: اين چه طرز خبر نوشتن است؟
ميگويم: وقتي منع شدهاند از اطلاعرساني و يكهو جلويشان باز ميشود و به آنها ميگويند در چهار روز قال قصه را بكنيد، ميخواهي جور ديگر بنويسمش؟ هول كردم از اين همه نعمت و فراواني و شفافيت. آخر از فردا باز كسي پاسخگو نيست تا نمايشگاه بعدي.
ابوي ميگويد: تو حرفهاي عمل كن. به آنها چكار داري! مثلاً خوب است از برنامهشان براي كنترل بازار مسكن شروع ميكردي. هم مهم است، هم همه ميخواهند بدانند قيمتها كي پايين ميآيد؟
ميگويم:آقايان گفتهاند برنامهاي براي كنترل بازار مسكن وجود ندارد و دولت در قيمتگذاري مسكن مداخله نميكند.
ابوي ميگويد: نه اينكه منفي است هر چند كه آزادي يعني همين. اقتصاد آزاد و كاسبي آزاد. اما مردم شاكي ميشوند اگر همه چيز به حال خود رها شود. . . خب از وضعيت مسكن مهر در نمايشگاه مينوشتي.
ميگويم: كسي متولي مسكن مهر در نمايشگاه نبود! اما همه راجع به آن حرف زدند و ديگر هر چه بخواهم بنويسم نخ نما شده.
ابوي ميگويد: از اين مسكن اجتماعي مينوشتي.
ميگويم: موضوعش سياسي شده، مشاركتيها را هم آوردهاند وسط كار. تازه سه تا شده!
ميگويد: جانم؟ آنها هم اعتدالي شدهاند؟ تا حالا كه كارگزارانيها وسط كار را گرفته بودند.
ميگويم:اعلام كردند سه تا طرح مسكن دارند. طرح مسكن اجتماعي براي دهكهاي يك تا سه (مردم)به صورت اجاره 10ساله، طرح مسكن حمايتي با استفاده از تسهيلات بانكي و طرح مسكن مشاركتي. اما نگفتند اين مشاركتي چيست! به گمانم بناست به همه مشاركتيها خانه بدهند.
ابوي ميگويد: مگر در دوره خاتمي و مجلس ششم به آنها كم دادهاند؟ دوباره جيبشان خالي شده! مگر روحاني نگفت فراجناحي عمل ميكند!
ميگويم: خودتان ميبينيد كه اگر از اينجا مطلبم را شروع ميكردم، خوانندهها همين سؤالات را ميكردند. ما كه هدفمان تضعيف دولت و بازگشت به آن هشت سال قبل از اين هشت سال نيست. تا طرحها تكميل شود يك چهار سالي بايد بگذرد.
ابوي ميگويد: راست ميگويي. اصلاً از يك مطلب علمي شروع ميكردي بهتر بود.
ميگويم:اي ابوي جان، دست روي دلم نگذار كه كباب است. مطلب علمي هم بود اما ربطش ميدادند به حجيمسازي دولتي كه ميگويد ميخواهم كوچك شوم.
ابوي ميگويد: نگرفتم. بوي كباب به مشامم خورده اما پيگير نشدم ببينم از كجاست؟ پس دل تو بوده؟
ميگويم كه ميگويند از آنجايي كه راه و مسكن نياز به تجريبات علمي دارد، چهار پژوهشكده ساختمان، حمل و نقل، اقتصاد حمل و نقل و معماري و شهرسازي تشكيل دادهاند.
ابوي ميگويد: افتاد. دفتر و دستك جديد! پس يعني هيچ چيز درست و درماني مطرح نشد كه دردي از مسكن و راه و... درمان كند.
ميگويم: يك اقتصاد آزاد به گوششان خورده با همان يك كلمه قيمت بليت هواپيما را ميخواهند آزاد كنند، ساخت آزادراه تهران و شمال را ميخواهند آزاد بگذارند، مردم را كنترل محسوس نكنند و در فرودگاه آزاد بگذارند، پرواز به امريكا را آزاد كنند و. . .
ابوي ميگويد: حالا كه زيپ گزارش صد روزه در چهار روزه را باز كردي ميبينم خوب شروع كرده بودي. حالا فهميدم چه خبر است. به كارت ادامه بده.
ميگويم: در ادامهاش چه بنويسم؟
ابوي ميگويد: بنويس تا انتخابات بعدي از شعارهاي زيبا ديگر خبري نيست.
ميگويم: اينكه منفي است.
ميگويد: گفتم شعار، نگفتم كه از عمل زيبا خبري نيست. هميشه يك راه فرار براي خودت داشته باش.
ميگويم چشم و دست از نوشتن بر ميدارم.