
«در عـمـرم از تو لاشخـورتر و بـيادبتـر و بينزاكتتر نديدم، فرامرز! فكري به حال خودت بكن، برو توبه كن، برو با خاك دهنت را بشور، نميدانم خاكي به سر خودت بريز كه آدم شود...» اين صحبتها بخشي از يك دعواي خياباني نيست، يا حتي گوشهاي از يك دادگاه بلكه گوشهاي از حرفهاي محتـرمانهاي! است كه ميان دو نويسنده روشنفكر رد و بدل شده است.
دنياي نويسندگان روشنفكرنما آنقدر از بيرون مجلل است كه تا وارد آن نشويم نميتوانيم به پوسته تخممرغي آن و تهي بودن داخلش پي ببريم. اين جماعت كه خود را فراتر و بالاتر از سطح فكري مردم عادي جامعه ميدانند، چنان در جامه فخر فرو ميروند كه گويا پروانهاي درون اين پيله است و تحجر و كژفهمي مردم كوچه و بازار مانع از رهايي پروانه است.
داستان از آنجا شروع ميشود كه فرامرز دهگان براي چاپ كتاب « ناهيد پدرم بوده است» كه مميزي ارشاد آن را غيرقابل انتشار دانسته است، دست به دامن عباس معروفي ميشود.
فرامرز دهگان روزنامهنگاري است اهل فسا كه بيشتر در فضاي نقد ادبي فعاليت كرده و اولين رمانش به نام «ناهيد پدرم بوده است» را به نشر افكار ميسپارد اما ارشاد مهر غيرمجاز بر آن ميزند و پيگيريهاي دهگان براي انتشار كتاب راه به جايي نميبرد.
اين نويسنده براي اينكه نشان دهد ميتواند كتابش را به هر نحوي منتشر كند و مسير قانوني را دور بزند، از طريق دوستانش به عباس معروفي معرفي ميشود.
معروفي كه زمان مهاجرتش از ايران، براي خودش در كشور آلمان دفتر و دستكي به راه انداخته است و در ميان نويسندگان درس آموخته مكتب گلشيري اسم و رسمي براي خودش به هم زده، در آلمان دفتر انتشاراتي به اسم «گردون» دارد.
دهگان در ابتداي مكاتبات ايميلياش با معروفي چنان تملق اين نويسنده مهاجر را ميكند كه گويا عباس معروفي يگانه پاسدار حريم نويسندگي در ايران است و مقام استادي معروفي قابل قياس با هيچ كدام از نويسندگان ايراني نيست. اما بعد از درخواست پول از سوي معروفي براي چاپ رمان دهگان و بدقوليهاي معروفي، كم كم نوع گفتار دهگان عوض ميشود تا جايي كه اين نويسنده نوپا به همه وعدههاي عباس معروفي بدبين شده و از سوي ديگر نيز در بين دوستانش به خاطر چاپ نشدن كتابش ضايع ميشود و همه ناراحتيهايش را در قالب الفاظ نسبتاً ركيكي حواله عباس معروفي ميكند. معروفي نيز متقابلاً پاسخ دهگان را ميدهد. در آخر نيز دهگان كه چيزي براي از دست دادن ندارد و معادل 1400 يورويي كه به حساب معروفي ريخته همگي بر باد رفته است، تمامي مكاتبات خود با معروفي را منتشر ميكند تا از اين طريق انتقامي از نويسنده روشنفكرنماي آن ور آبي گرفته باشد.
نمونه ادبياتي كه ميان دهگان و معروفي رد و بدل شده است و خروج تدريجي اين دو تن از گفتمان روشنفكري و ورود به دايره گفتوگوهاي چاله ميداني باعث شده است رنگ باختن جايگاه رفيعي كه دهگان براي معروفي در ذهن خود ساخته است و تقدسي كه در ابتداي مكاتبات از معروفي ميكند با مسجلشدن فرض كلاهبرداري معروفي، كار به جايي ميرسد كه در پاسخ به نامه معروفي مينويسد «جواب ابلهان خاموشي است». ماجراي رخ داده ميان فرامرز دهگان و عباس معروفي به خوبي ابهت پوشالي و ادعاهاي تو خالي نويسندگان روشنفكرنما را عيان ميكند.
متاسفانه معروفی به زنان شوهردار -در غربت و تنهایی- هم رحم نمیکنه. چرا کسی تماس با من نمیگیره درد دلم رو بگم