در اين ميان به دليل افزايش اميد به زندگي، افزايش سالمندان نيز با توجه به هرم جمعيتي در دهههاي پيش رو در حال افزايش است. در كنار اين بحث جمعيت معلول و ناتوان نيز كه به عللي توان حركتي مناسبي ندارند، بخشي از اقليت جمعيت شهري را تشكيل ميدهند كه بايد معابر، مسيرها و دسترسي به ساختمانها و مراكز عمومي و وسايل نقليه حمل و نقل عمومي نيز براي آنان فراهم شود و اگر نتوانيم به نيازهاي اصلي اين شهروندان پاسخ دهيم عملاً تبعيض را به نوعي گسترش دادهايم كه تبعات اين امر ميتواند هزينههاي بسياري بر شهر تحميل كند. نيازهاي اين گروه از جمعيت شهري زماني خودنمايي ميكند كه درصد عمده جمعيت بخواهند از خدمات شهري استفاده كنند و اگر شرايط و بستر براي حضور سالمندان و معلولان فراهم نباشد، سلامت آنان در خطر خواهد افتاد.
فضاهاي شهري نامناسب براي حضور معلولان
در حال حاضر در خانواده، فاميل يا محل سكونت ما افراد معلول و سالمنداني هستند كه به نوعي ميخواهند در سطح شهر حضور پيدا كنند تا بتوانند از خدمات گوناگون شهري همچون مراكز درماني، آموزشي و تفريحي، ورزشي و فرهنگي استفاده كنند كه به دليل نبود مراكز حمايتي از اين افراد تردد آنان در همه بخشها و مكانهاي شهري معضلي است كه كم و بيش شاهد آن بودهايم؛ از محل سكونت افراد گرفته تا مسيرهاي تردد و دسترسي آنان به خانههاي خود كه به دليل در نظر نگرفتن مسائل خانهسازي اين افراد همواره با مشكلات بسياري روبهرو هستند. وجود اختلاف سطح در معابر، پلههاي متعدد و نبود مسيري مخصوص آنان تابتوانند با وسايل كمكحركتي از آن مسيرها عبور كنند به نوعي نه تنها اين افراد را در تردد با مشكل روبهرو ساخته است بلكه ميزان صدمات و آسيب به اين قشر را نيز افزايش ميدهد كه اين امر ميتواند هزينه درمان و مراقبتي بسياري را به اقتصاد خانوادهها تحميل كند.
رعايت نكردن مسائل استاندارد براي تردد معلولان در ساختوسازها خود گواه بيتوجهي به اين قشر از جمعيت شهري است كه اين معضل در فضاهاي شهري بيشتر خودنمايي ميكند.
پياده راهها و پيادهروها براي حركت افراد معلول يا جابهجايي آنان مناسبسازي نشده است، به گونهاي كه اگر يك فرد سالمند يا معلول كه داراي قدرت حركتي محدود است بخواهد در شهر جابهجا شود، همواره بايد متكي به ديگران باشد و از آنان درخواست كمك كند تا بتواند از كنار موانع فيزيكي عبور كند.
پيدا كردن جاي پارك اتومبيل افراد معلول، محل سوار و پياده شدن و استفاده از وسايل نقليه عمومي، عبور از روي پلها و مسيرهاي دسترسي شرايط سختي را به وجود آورده است كه شهرسازي كنوني نتوانسته به نيازهاي اين افراد پاسخ دهد.
زماني كه از توسعه شهري و ارتقاي سطح زندگي شهري صحبت به ميان ميآيد در اصل تمامي افراد جامعه در نظر گرفته ميشوند. بدون در نظر گرفتن جنسيت و سن كه اين شرايط براي همه آحاد جامعه يكسان در نظر گرفته ميشود، بايد توجه داشت مشكلات و كاستيهاي موجود در محيط شهري افراد داراي معلوليت را با مشكلات بسياري مواجه ميكند كه موجب اختلال در رابطه آنها با محيط ميشود. در شرايط حاضر بنا بر اعلام سازمان ملل بيش از 10 درصد از جمعيت كشورها با اين مسئله روبهرو هستند كه اگر بخواهيم كودكان و ساير افرادي كه به صورت موقت دچار محدوديت حركتي ميشوند را به اين آمار اضافه كنيم، جمعيت قابل توجهي را بايد در نظر بگيريم كه شهرسازي حاضر نتوانسته است براي آنان شرايط مطلوبي را براي تردد و دسترسي به اماكن و فضاهاي شهري فراهم سازد كه عدالت در زندگي شهري و استفاده از خدمات شهري را زير سؤال ميبرد.
نگاهي به وضعيت فعلي جامعه حاكي از آن است كه در ايران هنوز تا پذيرش عملي حقوق معلولان به عنوان شهروندان جامعه كه بايد از امكاناتي همتراز با سايرين استفاده كنند فاصله بسيار است، با آنچه مسئولان متولي از آن سخن به ميان ميآورند.
نقش شهرداري در پاسخگويي به حقوق شهروندي
نقش مديريت شهري و در رأس آن شهرداريها در بهبود زندگي معلولان در شهر پررنگتر از همه بخشها و دستگاههاي شهري است، به واقع در اولين نگاه تأمين دسترسي اين افراد به امكانات شهري و احترام به حقوق شهروندي را بايد در جايگاه شهرداري جستوجو كرد. پررنگ بودن نقش شهرداري در مساويسازي فرصتهاست. در طراحيها و مديريت شهري اين دسترسي از سوي همه برنامهريزان و دستاندركاران اجرايي پذيرفته شده است اما در عمل چه ميزان به اين تعهدات پايبندي صورت ميگيرد را بايد از معلولان، سالمندان و افراد داراي محدوديتهاي حركتي جويا شد.
اينكه از هر چند ساختمان عمومي يك ساختمان براي معلولان مناسبسازي شده است، خود گواه اين موضوع است كه هنوز راه بسياري در پيش رو است و لازم است اين موضوع به عنوان يك پيوست اجتماعي براي تمامي پروژههاي شهري در نظر گرفته شود و تكميلكننده همه پروژههاي شهري توجه و رصد و حل مشكلات معلولان و سالمندان باشد و اگر اين روند به صورت يك نياز اساسي در نظر گرفته شود، نقش و جايگاه شهرداري در كنار ساير دستگاههاي متولي در اين زمينه پررنگتر خواهد شد؛ گامي كه ميتواند به ايمني شهري و ارتقاي زندگي شهرنشيني و درنهايت به توسعه شهري منجر شود؛ آيندهاي كه سالمندان و معلوليت را از آن چارهاي نيست چرا كه «تا معلوليت يك ثانيه فاصله است» و هر آن بر اثر عاملي هر يك از ما شايد دچار معلوليت شويم و از سالمندي هم كه راه گريزي نيست، بنابراين ناديده گرفتن معلولان و سالمندان ناديده گرفتن شرايط خودمان در آينده نه چندان دور است.