دورهاي كه از همان دقايق اوليه تولد، فراهم كردن شرايط مناسب براي پرورش و رشد جسمي و روحي كودك تمام هم و غم مادر و پدر ميشود. در اين ميان گاهي استفاده از تجربيات و دانستههاي اطرافيان و به اصطلاح قديميترها (هر چند نادرست و غيرعلمي) هم در پرورش كودك قد علم ميكند. باورهاي غلط و نادرستي كه تنها به دليل تكرار مكرر و البته بدون داشتن ريشه علمي و منطقي در بين بايدها و نبايدهاي بچهداري جا باز كرده است.
با وجود اينكه امروزه بسياري از باورهاي رايج در مورد بچهداري و پرورش كودك از نظر متخصصان و كارشناسان كاملاً رد شده اما متأسفانه گاهي هنوز برخي از مادرها به اين باورها و تصورات رايج پايبندند!
بگذارش زمين «بغلي» ميشود!
پس از تولد و در دوران شيرخوارگي، مهمترين راه ادامه ارتباط عاطفي ميان مادر و نوزاد، در آغوش گرفتن كودك و به دنبال آن تماس پوستي است.
پوست بيشترين نقش را در برقراري ارتباط كودك با محيط پيرامونش دارد و به دليل آنكه در اوايل زندگي هنوز احساسات طفل شيرخوار تكامل نيافته است، حس لامسه نقش مهمي در اين زمينه دارد، به همين دليل در اولين دقايق تولد نوزاد بلافاصله او را در آغوش مادر قرار ميدهند تا ارتباط عاطفي دوطرفهاي بين آنها شكل گيرد.
در آغوش گرفتن نوزاد و تماس پوستي با او باعث تقويت رشد شناختي، روحي و عاطفي شده و با تأمين نياز غريزياش موجب افزايش بقاي او شده و به عنوان نيروي انرژي زا عمل ميكند. برخي متخصصان در اين رابطه معتقد هستند كودك براي رشد و نمو خود 12 برابر نيازمند در آغوش گرفته شدن است و اين روش، براي ادامه شيردهي، ثبات عواطف بين مادر و نوزاد و در نهايت رشد و تكامل شيرخوار بسيار مؤثر است.
اما متأسفانه ترويج يك باور غلط در بين خانوادهها سبب ميشود كودك، بيرحمانه از اين نياز حياتي آنگونه كه بايد برخوردار نشود! اصطلاح «بغلي شدن» يكي از باورهاي نادرست و غيرعلمي است، گاهي به مادران و اطرافيان كودك توصيه ميشود براي اينكه كودك دائما بهانه در آغوش گرفتن نكند، در طول شبانهروز وي را در آغوش نگيرند! اين در حالي است كه متخصصان اطفال معتقدند از آنجا كه اكثر عكسالعملهاي نوزاد، غريزي است و در حافظهاش باقي نميماند، تصور بغلي شدن كودك نادرست است و از نظر علمي مورد قبول نيست. همچنين تماس پوستي با كودك باعث ميشود بسياري از علائم مربوط به بيماريها مانند افزايش يا كاهش دماي بدن يا تورم به زودي تشخيص داده شود.
استاد گروه نوزادان دانشگاه علوم پزشكي مشهد با اشاره به اينكه در آغوش نگرفتن نوزادان به علت اينكه عادت ميكنند يا در اصطلاح عاميانه (بغلي ميشوند) به هيچ عنوان پايه علمي ندارد، ميگويد: گريه و بيتابي نوزادان معمولا تا 60 درصد موارد بعد از سه ماه اول و در 90 درصد موارد در ماه چهارم از بين خواهد رفت و نيازي به مداخلات درماني و دارويي ندارد.
دكتر هادي اميريان با بيان اينكه برخي از نوزادان در سه ماهه نخست زندگي بيتابي و گريههاي بيدليل زيادي دارند و اين امر موجب مستأصل شدن و ناراحتي والدين ميشود، ادامه ميدهد: بر اساس تحقيقات انجام شده در آغوش گرفتن نقش مؤثري در رفع بيتابي، آرامش، شكلگيري شخصيت و تأمين نيازهاي روحي و رواني نوزاد دارد.
ماندانا شريعتي روانشناس كودك نيز در اين باره ميگويد: طبق تحقيقات انجام شده والدين ميتوانند با در آغوش گرفتن نوزادان تجربههاي بينايي آنها را افزايش دهند و به اين ترتيب باعث افزايش خلاقيت آنها در بزرگسالي شوند پس نبايد با تصور نادرست و محروم كردن كودك از اين نياز حياتي، سلامت جسم و روح و آينده وي را تحتالشعاع قرار داد.
شير خوردن بيشتر از 2 سال ممنوع
به محض ورود كودك به 24 ماهگي، تمام دغدغه مادر، استفاده از راهكارهاي عجيب و غريب براي به اصطلاح از «شير گرفتن بچه» ميشود، با اين تصور غلط كه بيشتر از دو سال تحت هيچ شرايطي نبايد تغذيه با شير مادر را ادامه داد!
متأسفانه اين باورهاي غلط كه شير دادن طولاني سبب وابسته شدن كودك به مادر ميشود يا ممكن است تمايل فرزند به خصوص بچه پسر به شير خوردن جنبهاي جنسي داشته باشد يا اينكه طولانيتر شدن زمان شيرخوردن، سبب كاهش وزن كودك شده يا اينكه كودكاني كه بسيار شير ميخورند كودن ميشوند! و... باورهايي از اين قبيل كه پايه علمي ندارند، گاهي مادران را وادار ميكند تا با متوسل شدن به راههاي اشتباه و تا حدودي سختگيرانه مانع شيرخوردن بچه شوند!
گاهي نيز مادران با اين تصور كه حتماً بايد بچه را در اوايل پاييز از شير گرفت در غير اين صورت به بيماريهاي مختلف مبتلا ميشود، از زمان دو سال نيز چند ماهي ميكاهند تا مبادا پاييز بگذرد و كودك همچنان از شير مادر تغذيه كند.
به كارگيري روش هايي براي ايجاد احساس بد در كودك نسبت به پستان مادر براي دست كشيدن از شير از جمله راههايي است كه در چند سال اخير به شدت مورد انتقاد روانشناسان كودك قرار گرفته است.
ماندانا شريعتي روانشناس كودك در اين خصوص با انتقاد از پايبندي برخي مادران امروزي به باورهاي سنتي غلط كه هيچگونه پايه علمي و منطقي نداشته، ميگويد: كودك در ماههاي اول زندگي نيازمند توجه كامل والدين خود به ويژه مادر است، زماني كه گرسنه است، علاوه بر نياز به مادهاي براي رفع گرسنگي توجه مادر در زمان اين نياز را طلب ميكند، بنابراين شيردهي كافي، نوعي ارزشگذاري به كودك محسوب ميشود و وابستگي كودك به پستان مادر علاوه بر ايجاد احساس باارزش و مهم بودن، هرگونه اضطراب، نگراني و احساس عدم امنيت را از كودك دور ميكند.
وي ادامه ميدهد: از اين رو مراحل شيردهي و گرفتن كودك از شير بايد با آرامش همراه باشد تا احساس خواستني نبودن و رها شدگي در وجود كودك به جا نگذارد. شريعتي با اشاره به اينكه برخلاف تصور مادرها و مادربزرگها شيشه شيريا پستانك به هيچ وجه نميتواند جايگزين رواني پستان مادر باشد، ميگويد: بايد روند از شير گرفتن آرام و تدريجي باشد. اگر مادري به دلايلي مجبور است، فرزندش را از شير محروم كند بهتر است به تدريج وعدههاي صبحگاهي را كم كند و در نهايت تنها شبها شير دهد و بعد به تدريج كاملاً به شير دهي پايان دهد.
وي معتقد است: حتي اگر پروسه از شير گرفتن كودك هفتهها به طول انجامد، به هيچ وجه مادر نبايد براي تعجيل در اين روند كوچكترين اضطراب يا نگراني را به كودك منتقل كند و در زمان طي شدن اين مرحله بايد تماس فيزيكياش را با كودك بيشتر كرده و وي را بيشتر در آغوش بگيرد نه اينكه سعي كند تصويري مبهم و اغلب نامطلوب در ذهن كودك بنشاند.
اين روانشناس كودك با اشاره به ديگر باورهاي غلط ميگويد: گاهي كودكي كه از شير گرفته شده به سبب افت آنتيباديها در معرض ابتلا به بيماريها قرار ميگيرد و به دنبال يك سرماخوردگي ساده تب ميكند، متأسفانه يكي ديگر از باورهاي غلط اين است كه كودك به دلايل رواني تب كرده است! و همين مسئله سبب بروز نگراني و ناراحتي در مادر ميشود.
نگذار بيشتر بخوابد!
تصورات نادرست و بهره بردن از اطلاعات غلط تنها به اين دو مورد ختم نميشود و گاهي والدين با تكيه به آموختههاي غلط خواب و آسايش كودك را هم بر هم ميزنند. نوزاد تازه متولد شده معمولاً به 16 تا 17 ساعت خواب نياز دارد و هر چه سن كودك بالاتر رود، ميزان نياز او به خواب كمتر خواهد شد. مثلاً يك كودك شش ساله به 10 ساعت و يك كودك 12 ساله به 9 ساعت خواب نياز دارد. با اين حال باز هم همهچيز به خود كودك بستگي دارد و نميتوان در اين مورد حكم قطعي داد.
اينكه كودك بايد حتماً در طول شبانهروز 12 ساعت بخوابد، نه كمتر و نه بيشتر يا اگر در طول شب چندين بار با گريه بيدار شود حتماً مشكلي وجود دارد، از جمله باورهاي نادرستي است كه بيتوجهي به آن ميتواند نقش مخربي بر سلامت نوزاد داشته باشد.
به عنوان مثال اين تصور كه وقتي كودك شبها گريه ميكند بايد به او در دوباره خوابيدن كمك كرد، تصور اشتباهي است كه اغلب والدين براي آرام كردن كودك آن را تجويز ميكنند.
خواب كودكان از سيكلهاي گوناگون و بيداريهاي كوتاهمدت بين هر سيكل تشكيل شده است. برخي از اين بيداريها با گريه همراه است. در صورتي كه والدين با هر بار بيدار شدن كودك به سمت او بروند و سعي در خواباندن او داشته باشند، كودك به اين امر عادت ميكند و بدون آمدن آنها مجدداً نخواهد خوابيد. تنها در صورتي كه كودك به گريه افتاد و گريه او قطع نشد، لازم است والدين براي اطمينان حاصل كردن از اينكه مشكلي پيش نيامده به او سر بزنند. حتي در اين حالت نيز نبايد او را بغل كرد و از تخت بيرون آورد.
گرمش شد، آب به او بدهيد!
بروز برخي بيماريها در ماههاي اول تولد نوزاد، گاهي سبب نگراني شديد والدين ميشود تا آنجا كه براي تسريع هرچه سريعتر روند بهبود فرزند خود دست به دامان انواع و اقسام راههاي درماني ميشوند. راههايي كه البته گاهي علمي نيست و نه تنها دردي از نوزاد دوا نميكند بلكه درسيستم طبيعي بدن او نيز اختلال ايجاد ميكند. يكي از اقدامات نادرستي كه برخي والدين در هنگام بيماري نوزاد به ويژه در فصل گرم به كار ميبرند، خوراندن آب به كودك براي تأمين مايعات مورد نياز بدن او است. درست است كه نوزادان نيز همچون بزرگسالان بايد رطوبت بدنشان حفظ شود از اين رو در برخي موارد، پزشك كودك به والدين توصيه ميكند آب بدن كودك را با مايعات تأمين كنند (كه البته منظور اين است كه در ماههاي اول از طريق شير مادر يا شير خشك كمبود آب را جبران كنند) اما مادران به اشتباه به نوزاد آب مينوشانند!
اين در حالي است كه گاهي به دليل اينكه هنوز كليه نوزاد به طور كامل رشد نكرده، بدنش آمادگي دفع آب را ندارد و اين مسئله باعث به هم خوردن تعادل الكتروليت و سديم در بدن كودك ميشود.
اصولاً نوزادان از شش ماهگي به بعد ميتوانند آب بنوشند اما در شرايطي نيز با تجويز پزشك استثنا هم وجود دارد اما گاهي مادران بدون دانستن دلايل علمي به درمان خودسرانه به نوشاندن آب روي ميآورند كه اغلب نتيجهاي جز بدتر شدن حال نوزاد ندارد!
جلاي چشم و درمان درد گوش با توصيه قديميها!
علاوه بر موارد ذكر شده، توصيههاي ديگري نيز چون ريختن شير يا جوشانده گياهي در گوش نوزاد يا استفاده از سرمه براي جلاي چشم نوزاد نيز از جمله مواردي است كه برخلاف نظر پزشكان و متخصصان اطفال همچنان به كار گرفته ميشود.
در گذشته بسياري از مادرها و مادربزرگها بر اين باور بودند كه براي آرام كردن كودك بيقرار بايد مقداري شير يا جوشانده گياهي محلي در گوش وي ريخت. آنها معتقد بودند اغلب گريههاي كودك يا به دليل درد گوش است يا شكم درد! به همين دليل اولين راه پيشنهادي استفاده از مايعات مذكور براي پايان دادن به گريه كودك بود اما امروز پزشكان معتقدند علل شايع بيقراري شيرخوار خيس بودن كهنه، گرسنگي، گرما، سرما و نفخ شكم و در گاهي مواقع عفونتهاي مختلف مثل عفونت گوش، عفونت ادراري و عفونتهاي رودهاي است و ريختن مايعات و شير در گوش نوزاد نه تنها در درمان عفونت گوش كوچكترين تأثيري ندارد بلكه گاهي موجب بروز ناراحتيهاي ديگري نيز ميشود.
سرمه كشيدن چشم نوزاد براي افزايش جلا و نور چشم وي هم يكي از اقدامات رايجي بود كه اكنون نيز برخي مادرها براي انجام آن رغبت نشان ميدهند. درحالي كه متخصصان معتقدند ميزان ديد هر فرد بستگي به خصوصيات كره چشم و قسمتهاي مختلف چشم از جمله قرنيه دارد و سرمه هيچ تأثيري در تغيير اين اندامها ندارد و بيشترين مشكل با سرمه ايجاد عفونتهاي مكرر در چشم نوزاد ميشود كه در صورت عدم درمان مناسب ميتواند منجر به كاهش ديد و حتي كوري شيرخوار گردد!