
همواره از دانشگاهها بهعنوان يكي از نمادهاي فرهنگي در جهان ياد ميشود؛ يعني به غير از پايگاه علمي، مكان اصلي فرهنگسازي هم فضاي دانشگاهي است چراكه دانشگاهيان قشر فرهيخته و پيشرو هر جامعهاند. آنها بهعنوان گروه مرجع، فرهنگ يك جامعه را ياري و ارتقا ميبخشند. حال اين مهم است كه فعاليت فرهنگي دانشجويان و دانشگاهيان، در كل اهل علم وكتاب تنها در قالب دروس تئوري نباشد و پرداختن به مسائل فرهنگي در حد حرف و برقراري همايش نباشد و در عمل لازم است تا مصداق فرهنگسازي گردند. لابد شما هم بارها از مقابل دانشگاه تهران و خيابان حوالي آن عبور كردهايد و ديدهايد كه چقدر كاغذهاي تبليغاتي از مؤسسات مختلف به در وديوار و حصارهاي دورتادور دانشگاه زدهاند، حتي با كمال تعجب كيوسك تلفن، چراغ راهنماي خيابان، تيرچراغ برق وهرچيزي كه درآن محوطه وجود دارد از اين كاغذهاي تبليغاتي درامان نيستند و زمين پر از كاغذهاي باطله است. صحنه نازيبايي كه نه تنها در شأن پايتخت امالقراي جهان اسلام نيست بلكه ذهنيت بدي هم از دانشگاه براي هر بيننده ايجاد ميكند.
چند روز پيش كه براي كاري به دانشگاه تهران رفته بودم با ديدن اين صحنه جلوي دانشگاه خيلي ناراحت شدم انبوه كاغذهاي تبليغاتي ريز و درشت و رنگي كه با هر وزش باد به اين سو و آن سو ميريختند و در آن هواي سرد پاييزي به جاي خش وخش برگهاي خشك زير پا، صداي خش خش كاغذها به گوش ميرسيد، مرد جواني كه به نظر ميآمد خارجي باشد (از روي كنجكاوي از او پرسيدم اهل كجايي؟ گفت: انگليسي هستم و در آن مسير عبور ميكرد؛ درحاليكه كاغذها را با پايش كناري ميزد نيشخندي به لب داشت كه ديدن اين صحنه براي من ايراني مسلمان بسيار تلخ بود. با اين وجود باز هم عدهاي بازارياب، كاغذها را به مردم ميدادند. عدهاي هم كاغذها را ميگرفتند و حتي بدون ديدن مطالبش، آن را روي زمين ميانداختند و بيتوجه رد ميشدند.
متأسفانه گاهي افراد، محوطه بيرون از خانه خود را جدا از زندگيشان ميدانند و توجهي به نظافت آن ندارند. آن هم از سوي پيروان ديني كه به غايت نسبت به نظافت و پاكيزگي توصيه كرده است. حديث معروف نبوي «النظافهمنالايمان» را همه ما بسيار شنيدهايم كه انتظار ميرود در عمل آن را جدي بگيريم و بهخصوص در اماكن دانشگاهي و فرهنگي اين مسئله نمود بيشتري دارد. يادمان نرود دانشگاه تنها محل تحصيل و گرفتن مدرك نيست بلكه مهمتر از آن مركز فرهنگسازي و تربيت انسانهاست. تمام كساني كه دنبال علم و فرهيختگي هستند پاتوقشان در دانشگاه است اما با اين وجود فقط به مسائل داخلي دانشگاه توجه ميشود متأسفانه فضاي اطراف دانشگاه تهران، آنقدر كثيف و پر از زباله است كه حتي سوژه شبكه خبر سيما شده است. اينكه موضوعي در رسانه ملي مطرح شود، نشاندهنده عمق فاجعه آن است زيرا رسانهاي كردن يك پديده تنها زماني به سود جامعه است كه يا آن موضوع در حد فاجعه باشد يا به ارتقاي سطح فرهنگي جامعه كمك كند كه در هر دو صورت خيابان انقلاب و حواشي دانشگاه تهران باعث تأسف دلسوزان و فرهيختگان است.
مطمئناً در اين راستا شهرداري نميتواند تنها مقصر و مسئول باشد و بدونشك مسئولان دانشگاه تهران هم در اين اتفاق يعني نبود فرهنگسازي شريك هستند. آنچه مسلم است فعاليتهاي سياسي در دانشگاه تهران به مراتب بيشتر از مسائل فرهنگي ارزش دارد، از يكسو اين امر عجيب است دانشجوياني كه اينقدر به بحث سياست و سياستزدگي اهميت ميدهند (از هر طيف وگروهي كه باشند) تا به اين اندازه محيط درسي و فعاليتشان از نظر فرهنگي تكامل نيافته و غيرفرهنگي به نظر ميرسد. چندي پيش در حاشيه ايام دهه محرم و عزاداري امام حسين(ع) تصاوير اعضاي يك هيئت مذهبي در سطح شهر تهران منتشر شد كه آنها به صورت خودجوش و در حركتي قابل تقدير به نظافت خيابانهاي اطراف هيئت و پسماندههاي نذورات مردم در خيابان ميپرداختند؛ حالا سخن ما اين است چرا دانشجويان و دانشگاهيان كه بايد خطشكن و پيشقراول اين اتفاقات خوب فرهنگي باشند در مورد محيط اطراف دانشگاهشان دست به چنين اقدامات مثبتي كه نميزنند هيچ، خود در اين حركات ضدفرهنگي سهيم هستند طبيعتاً اين قشر به عنوان، گروه مرجع فرهيخته بايد با عوام جامعه تفاوتهاي فرهنگي داشته باشند براي مثال وقتي كه برگههاي تبليغاتي به آنها داده ميشود در صورت عدم نياز به آن برگهها به جاي زمين انداختن آن بايد اين برگهها را به سطل زباله و بازيافت بيندازند و در اين زمينه ديگران را هم راهنمايي و امر به معروف كنند. از سويي ديگر اينكه رياست دانشگاه به صورت ناگهاني و يكشبه آيات قرآني نصب شده در نردههاي اطراف دانشگاه را جمعآوري ميكند هم جاي سؤال دارد.