سرانجام جو بايدن، معاون رئيسجمهور امريكا به چين رفت تا در مورد تنش جديد در درياي شرقي چين با سي جين پينگ، رئيسجمهور چين، ديدار و گفتوگو كند. هر چند هر دو طرف بعد از ديدار خود چيز خاصي در اين مورد به خبرنگاران نگفتند، اما بايدن بعد در جمع تاجران امريكايي مدعي موضع محكم خود در ملاقات با جين پينگ شد كه خواستههايش را صريح و بيپرده به او گفته است. هر چند اصل موضوع در نظر كاخ سفيد از حساسيت خاصي برخوردار است، اما سفر بايدن به پكن و اين حرف او نشان ميدهد كه امريكا خود را يكي از طرفهاي اصلي ماجرا ميداند. در واقع، تنش به ظاهر امر بين چين و ژاپن است كه تا اندازهاي كرهجنوبي هم درگير آن شده و موضع امريكا تا كنون بر حمايت لفظي از اين دو متحد خود در برابر چين بوده، اما اين سفر ميتواند نقطه عطفي بر تغيير موضع امريكا و چرخشي از حمايت لفظي به حمايت عملي باشد.
مدتها است كه در مورد تغيير مبنايي در استراتژي نظامي امريكا گفته ميشود به اين صورت كه امريكا بعد از جنگ سرد و در ابتداي هزاره سوم استراتژي نظامي خود را ديگر در تقابل با روسيه تعريف نميكند و سعي دارد از آن قالب دوران جنگ سرد خارج شود. خروج از اين قالب به معناي ورود امريكا به حوزه پاسفيك و تعريف استراتژي نظامي خود در اين حوزه و به خصوص در تقابل با چين است. اكنون، اين تغيير استراتژي امريكا از حوزه آتلانتيك به پاسفيك امري آشكار و واضح است كه كل حوزه از شمال در درياي زرد و درياي شرقي چين تا جنوب در درياي جنوبي چين و حتي اقيانوس هند را دربر ميگيرد، اما نكته مهم در چگونگي فرآيند عملي امريكا براي تحقق استراتژي نظامي جديد خود است.
تنشهاي موجود بين دو كره در درياي زرد، تنش ژاپن با چين در درياي شرقي و تنش بين چين با كشورهاي همجوار در درياي جنوبي از سرفصلهاي اصلي است كه در مجموع يك زنجيره عملي را براي استراتژي نظامي جديد تشكيل ميدهند، اما امريكا در تمام اين موارد سعي كرده خود را پشت طرفهاي مقابل چين قرار دهد. بايدن در اين سفر يك گام به جلو گذاشته و به بيان روشنتر، از پشت طرفهاي مقابل چين خارج شده تا به صورت مستقيم در مقابل چين قرار بگيرد. اين تغيير موضع امريكا هر چند در حد سياسي و در قالب عمل ديپلماتيك است. اما نقطه شروعي است كه زمينه را براي امريكا فراهم ميكند تا از نقطه ديپلماتيك به سوي جهت نظامي حركت كند.
يكي از عوامل تعيين كننده در اين تحرك امريكا به اقدام چين در تعيين منطقه هوايي خود است كه اين كشور شنبه 23 نوامبر حريم شناسايي دفاعي هوايي خود موسوم به ADIZ را بر فراز جزاير مورد مناقشه با ژاپن توسعه داد و خطوط هوايي ديگر كشورها را ملزم به دادن اطلاعات پرواز خود كرد. چين با اين اقدام يك گام اساسي در جهت ادعاي ارضي خود بر جزاير ديااويو برداشت كه ژاپنيها اين جزاير را سنكاكو ميخوانند.
اين اقدام اساسي از آن جهت است كه چين تنها ادعاي ارضي خود را تكرار نكرده و به گشتيزنيهاي معمول كشتيها در آبهاي اطراف جزاير قناعت نكرده، بلكه حريم هوايي اين جزاير را از جهت امنيت پروازي در منطقه هوايي خود قرار داده است. نارضايتي ژاپن از اين اقدام چين طبيعي است و اين كشور حتي حاضر شده موضوع را به نهادهاي بينالمللي بكشاند و از سازمان بينالمللي هوانوردي غيرنظامي وابسته به سازمان ملل بخواهد تا اقدام چين را بررسي كند. امريكا به همراه ژاپن با گشتزني هواپيماهاي جنگي خود بر فراز اين جزاير به نوعي پاسخ عملي به چين دادند، اما مشكل كار اينجا است كه برخي از شركتهاي هواپيمايي كشورهاي سنگاپور، استراليا و حتي كرهجنوبي اعلام كردهاند كه مقررات جديد چين را خواهند پذيرفت.
استقبال اين شركتها از مقررات تازه چين باعث ميشود تا پكن اميد داشته باشد ديگر كشورها نيز رفته رفته از اين امر تبعيت كنند و در اين صورت، حريم هوايي آن بر فراز جزاير مورد مناقشه مورد پذيرش جامعه جهاني قرار بگيرد. امريكا براي جلوگيري از اين فرآيند است كه ديگر نميتواند خود را در پشت ژاپن پنهان كند و مجبور است تا از اختفا بيرون آيد و به طور مستقيم در مقابل چين قرار بگيرد. در واقع، امريكا تا كنون سعي داشت تغيير استراتژي و ورود به حوزه پاسفيك را به آرامي پيش ببرد، اما با اين وضعيت ديگر مجبور است حركت آرام خود را مبدل به رودررويي صريح و حتي نظامي با چين كند و كشتينظامي خود را در درياي ناآرام چين بيندازد.