«تعامل سازنده دولت يازدهم با مديريت شهري» و «شهرداري به دنبال تعامل با دولت است» دو عبارتي است كه از سوي رئيس شوراي اسلامي پايتخت و شهردار تهران بيان شده است و نشان ميدهد كه در دوره جديد مديريت شهري، شورا و شهرداري برخلاف دوره گذشته كه با يكديگر در كشمكش بودند- اين روند تا آنجايي ادامه يافته بود كه مشكلات شهري بهانهاي براي دعواي رسانهاي به حساب ميآمد و در عمل مشكلات پابر جا ميماند و شهروندان در اين ميان متضرر ميشدند- در پي تعامل هستند.
سيگنالهاي رسيده از سوي مديريت شهري و دولت حاكي از آن است كه در دوره چهارم شوراي شهر و مديريت جديد شهري همگان به دنبال تعامل و هماهنگي هستند؛ چرا كه نه مديريت شهري ميتواند مشكلات كلانشهر را بدون حضور دولت رفع و رجوع كند و نه دولت قادر خواهد بود تصميمات كلان خود را در اين زمينه اجرايي كند.
از سوي ديگر تعامل چه از سوي شورا و چه شهرداري نيازمند يك ساختار منسجم است تا مسائل و مشكلات شهري به بهترين مشكل ممكن مورد رصد قرار گرفته و در مسير گرهگشايي قرار گيرد. آنچه ميتواند سبب توسعه شهري و ارتقاي زندگي شهري شود، برداشتن موانع و تسهيل در ارائه خدمات به شهروندان است كه در اين زمينه تعامل دوسويه دولت و مديريت شهري ميتواند ضمن تسريع در انجام امور، بسترهاي لازم را براي توسعه شهري فراهم سازد.
اين تعامل دو سويه از آن جهت داراي اهميت است كه دولت با رصد مشكلات و مسائل كلان و مشترك شهري ميتواند گام اساسي در برطرف كردن اين مشكلات بردارد و اين فرصت را فراهم سازد تا مديريت شهري به شكل واقعي شكل بگيرد. حركت در اين مسير خود از نتايج تعامل كارآمد ميان مديريت شهري و دولت است كه ميتواند زمينه را براي كاهش مشكلات و مسائل شهري فراهم آورد. به واقع نمايندگان دولت از استانداري گرفته تا دستگاههاي شهري ميتوانند در سايه تعامل دولت و مديريت شهري، در جهت كاهش مشكلات شهري شهروندان گام بردارند و اين اقدام صورت نخواهد گرفت مگر آنكه ساختار ارتباطي اين بخشها با مديريت شهري به شكل شفافي تعريف شود؛ راهكاري كه تاكنون وجود نداشته و حرف و حديثهاي بسياري را به دنبال داشته است. اگر دولت را در يك سوي محور خدمت قرار دهيم و در سوي ديگر آن مديريت شهري قرار گيرد، تعامل اين دو ميتواند به خدمترساني بهتر بينجامد و اين امر حاصل نميشود، مگر آنكه اين دو به يكديگر نزديكتر شوند.
بر اين اساس ميتوان نتيجه گرفت كه هماهنگي و تعامل دولت با شورا و شهرداري ميتواند منجر به تحقق عدالت اجتماعي در شهرها شود و جهش بزرگي را به ارمغان بياورد، آرامش و آسايش و نشاط شهر را دو چندان كند، از دغدغههاي شهري بكاهد و استرس زندگي شهرنشيني و ماشيني را به حداقل برساند. نبايد فراموش كرد كه تعامل و همافزايي ميان شورا و شهرداري ميتواند اختلافات سليقهاي از هر نوع را برطرف سازد و منجر به تعامل و همافزايي ميان دولت و مديريت شود؛ نقطه عطفي كه تاكنون متصور نبوده و اميد ميرود در دوره جديد مديريت شهري و دولت، گامهاي اساسي آن از سوي دو طرف برداشته شود.