سارقي كه با همدستي يكي از دوستانش از يك مغازه موبايلفروشي سرقت كرده بود، وقتي بعد از 20 روز از جلوي مغازه موبايلفروشي عبور كرد، توسط فروشنده شناسايي و دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، رسيدگي به اين پرونده از مهرماه امسال همزمان با طرح شكايتي از طرف يك فروشنده تلفن همراه در دستور كار كارآگاهان قرار گرفت. مرد جوان گفت: من يك مغازه بزرگ موبايلفروشي در پاساژ امام رضا دارم. ساعتي پيش پسر جواني به عنوان خريدار به مغازهام آمد. او گفت قصد دارد موبايل گرانقيمتي با مارك معتبر خريداري كند. به خاطر همين چند نمونه از گوشيهاي گرانقيمتم را روي پيشخوان مغازه گذاشتم تا به او نشان دهم. او سئوالات زيادي درباره مشخصات گوشيها پرسيد و از من خواست او را براي خريد راهنمايي كنم و من هم توضيح دادم. در اين مدت چند مشتري ديگر به داخل مغازه آمدند اما من سرگرم حرف زدن با پسر جوان بودم تا اينكه دقايقي بعد پسر جوان بدون اينكه تلفن همراهي بخرد از من خداحافظي كرد و از مغازه خارج شد. وقتي تلفنهاي همراه را از روي پيشخوان به داخل ويترين برگرداندم، متوجه شدم يكي از موبايلها سرقت شده است. از آنجايي كه مغازهام مجهز به دوربين مداربسته است، بلافاصله فيلم دوربين را بازبيني كردم كه متوجه شدم زماني كه من در حال توضيح دادن به پسر جوان بودم، پسر جواني ديگري به عنوان مشتري وارد مغازه شد و يكي از موبايلها را از روي پيشخوان كش رفت. بعد از طرح اين شكايت، پرونده به دستور قاضي موسوي داديار شعبه 5 دادسراي جنايي در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. همزمان با ادامه تحقيقات، مأموران با چندين شكايت مشابه از سوي فروشندگان موبايل روبهرو شدند . يكي ديگر از شاكيان گفت: بعد از ظهر روز حادثه در مغازه موبايلفروشيام در پاساژ رضا نشسته بودم كه پسر جواني به عنوان مشتري وارد مغازهام شد. چندين نمونه گوشي را به او نشان دادم و درباره مشخصات هر يك توضيحات كاملي دادم تا اينكه مشتري يكي از گوشيها را انتخاب كرد. من فكر كردم كه او خريدار واقعي است به خاطر همين به مشتريان ديگر توجهي نميكردم اما پسر جوان هنگام خريدن مدعي شد كه كارت عابربانكش را داخل ماشينش جا گذاشته است. به خاطر همين گوشي را پس داد و از مغازه خارج شد تا با كارت عابرش برگردد. وقتي او بيرون رفت، متوجه شدم يكي از گوشيهاي گرانقيمتم به سرقت رفته است. در اولين اقدام فيلم دوربين مداربسته مغازه را بازبيني كردم كه فهميدم وقتي مشغول حرف زدن با مشتري بودم، پسر جوان ديگري وارد مغازه شده و گوشي را سرقت كرده است. بررسيهاي بعدي پليس نشان داد سارقان دو پسر جواني هستند كه يكي از آنها به عنوان مشتري وارد مغازه شده و ديگري در فرصت مناسب هنگامي كه همدستش فروشنده را با سؤالات خودش سرگرم ميكند، وارد مغازه ميشود و يكي از گوشيها را سرقت ميكند. در حالي كه پليس تحقيقات ميداني خود را براي شناسايي سارقان آغاز كرده بود، از دستگيري سارقي توسط مردم مقابل پاساژ رضا با خبر شد. مأموران وقتي به محل حادثه رفتند، دريافتند متهم يكي از سارقان موبايل پاساژ امام رضا است. شاكي گفت: 20 روز قبل متهم به عنوان مشتري وارد مغازهام شد. او با سؤالاتش حواسم را پرت و همدستش در فرصت مناسب يك دستگاه موبايل گرانقيمتم را سرقت كرد. وي ادامه داد: امروز جلوي مغازهام ايستاده بودم كه متهم از كنارم عبور كرد. من او را شناختم و بلافاصله با كمك مردم دستگيرش كردم. متهم بعد از انتقال به اداره پليس در بازجوييها به جرم خود اعتراف كرد. وي گفت: سه ساله بودم كه مادرم از پدرم طلاق گرفت و مرا تنها گذاشت. چندين سال با پدرم زندگي كردم تا اينكه 14 سال بعد پدرم ازدواج مجدد كرد. بعد از اين پدرم نيز مرا رها كرد. دوران جواني را به سختي سپري كردم و در آن زمان توسط دوستان ناباب معتاد شدم. زندگيام از دست رفته بود و براي تأمين هزينه مواد مجبور بودم سرقت كنم. وي ادامه داد: مدتي قبل با پسر جواني به نام كامبيز كه او هم معتاد بود، در پارك آشنا شدم و نقشه سرقت را طراحي كرديم. معمولاً من به عنوان خريدار وارد مغازه ميشدم و فروشنده را سرگرم ميكردم. بعد از اين كامبيز به عنوان مشتري دوم وارد مغازه ميشد و اقدام به سرقت ميكرد. بعد از سرقت، گوشيهاي ميليوني را به قيمت يكصد هزار تومان ميفروختيم و با پولش مواد ميخريديم. وي در پايان گفت: من فكر نميكردم بعد از گذشت 20 روز از سرقت، شاكي مرا شناسايي كند، وگرنه از جلوي مغازهاش عبور نميكردم. تحقيقات از متهم براي شناسايي ديگر مالباختگان به دستور قاضي موسوي ادامه دارد. پليس در تلاش است تا همدست اين سارق را شناسايي و دستگير كند.