
قتلهاي خانوادگي با انگيزههاي متفاوتي صورت ميگيرد. در مورد قتل زن به دست شوهر بسياري از موارد قتلها با انگيزه ناموسي صورت ميگيرد و اتهام مردان بيشتر مباشرت در قتل است. در حالت عكس اما اتهام زنان بيشتر معاونت در قتل است. آنها معمولاً با اجير كردن مرد ديگري اقدام به قتل ميكنند. بيشتر اين حوادث ريشه در اختلافهايي كوچك در خانواده دارد كه با گذشت زمان و حل نشدن مشكلات بين زوجين رنگ و بوي جنايي به خود ميگيرد. كشته شدن عضوي از خانواده با هر انگيزهاي كه باشد پيامدهاي جبرانناپذيري براي اعضاي ديگر خانواده دارد و سرشكستگيهاي موجود گاهي هرگز از ذهنها زدوده نميشود. پايبندي به اصول اخلاقي، كنترل كردن خشم، محبت زوجين به يكديگر و اعضاي خانواده، آموزش مهارتهاي زندگي و. . . ميتواند اعضاي خانواده را از گرفتار شدن در دامن آسيبهاي موجود به دور نگه دارد.
مرد جوان وقتي وارد خانه شد و متوجه شد همسرش غذا را حاضر نكرده، وي را به قتل رساند. متهم بعد از حادثه بازداشت شد و به جرم خودش اقرار كرد. سقوط زن 90ساله از طبقه سوم و قتل پسر جوان به دست پدرش، دو پرونده ديگري است كه بازپرس را به محلهاي حادثه كشاند.
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز سهشنبه 12 آذر ماه مأموران كلانتري 157 مسعوديه، از مرگ مشكوك زن جواني در بيمارستان با خبر شدند. مأموران پليس وقتي به بيمارستان رسيدند، دريافتند زن 24 سالهاي به نام شكوفه، شب گذشته در حالي كه از هوش رفته بود، با كمك شوهرش كامبيز، به بيمارستان منتقل و ساعتي بعد فوت شده است. بررسي پزشكان بعد از اولين معاينه نشان داد كه زن جوان بر اثر اصابت جسم سختي به سرش به كام مرگ رفته است.
بعد از تأييد خبر از سوي مأموران پليس، قاضي قريشيزاده بازپرس ويژه قتل از دادسراي امور جنايي به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حاضر شد. شوهر مقتول در اولين بررسيها گفت شب حادثه با همسرش مشاجره و ناخواسته با يكي از وسايل آشپزخانه او را مجروح كرده است. او توضيح داد: يك سال قبل با شكوفه ازدواج كردم و زندگي خوبي داشتيم. من هر روز براي كار از خانه بيرون ميرفتم و شب به خانه برميگشتم. شب گذشته وقتي به خانه آمدم، خيلي گرسنه بودم به همين خاطر از او خواستم تا شام را حاضر كند اما گفت كه چيزي حاضر نكرده است. به خاطر همين ناراحت شدم و با هم مشاجره كرديم. بعد هم درگيري ما بالا گرفت و عصباني شدم. به آشپزخانه دويدم، چيزي برداشتم و به طرفش پرتاب كردم. نميدانم چه چيزي به دستم آمد اما قصد كشتن او را نداشتم. همان لحظه شكوفه روي زمين افتاد و از هوش رفت. من به سرعت او را به بيمارستان منتقل كردم اما پزشكان بعد از چند ساعت گفتند كه او فوت شده است. پس از آن متهم بازداشت و جسد به دستور قاضي به پزشكي قانوني منتقل شد.
سقوط مرگبار زن 90 ساله از طبقه سوم
دومين پرونده، حوالي ظهر روز سهشنبه، 12 آذرماه همزمان با سقوط زن سالمندي از طبقه سوم خانهاش به داخل حياط تشكيل شد. تحقيقات اوليه مأموران پليس بعد از حضور در محل حادثه نشان داد زن سالمند كه طاهره نام داشت وقتي متوجه شد فرزندانش قصد دارند او را به خانه سالمندان منتقل كنند، خودش را از طبقه سوم خانهاش به پايين انداخته است. يكي از فرزندان اين زن با چشماني گريان گفت: مادرم مدتي است همراه برادر و زنبرادرم در اين آپارتمان زندگي ميكند. او 90 سال سن داشت و نگهداري از او براي ما مشكل بود، به خاطر همين تصميم گرفتيم او را به خانه سالمندان ببريم، چون فكر ميكرديم آنجا بهتر از او نگهداري ميشود. وي ادامه داد: ساعتي قبل نزد مادرمان آمديم. مادرم در گوشهاي از اتاق نشسته بود و ما با هم درباره اينكه از چه تاريخي او را به خانه سالمندان ببريم، حرف ميزديم. ما سرگرم حرف زدن بوديم كه متوجه شديم مادرمان خيلي ناراحت است و چشمانش پر از اشك شده است. لحظاتي بعد از جايش بلند شد و با ناراحتي به طرف بالكن رفت. فكر كرديم كه براي هواخوري به بالكن رفته كه ناگهان صداي مهيبي به گوشمان رسيد. وقتي به داخل حياط نگاه كرديم، مادرمان خونين و بيجان نقش زمين شده بود. وي در پايان گفت: كار ما، دل مادرمان را رنجاند و اگر اين تصميم را نميگرفتيم اكنون چنين حادثه مرگباري براي او رخ نميداد. پس از حضور قاضي قريشيزاده، بازپرس ويژه قتل و انجام اولين بررسيها، جسد به پزشكي قانوني منتقل شد.
درگيري مرگبار پدر و پسر
ساعت 10 و 30 دقيقه شامگاه دوشنبه 12 آذر ماه مأموران كلانتري 127 نارمك درگيري مرگباري را به قاضي قريشيزاده بازپرس كشيك ويژه قتل گزارش دادند. لحظاتي بعد بازپرس به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حادثه حاضر شد.
نخستين تحقيقات نشان داد متهم كه مرد 50 سالهاي به نام صابر است، پسر 26 سالهاش را با ضربات پيچگوشتي به قتل رسانده است. از طرف ديگر مشخص شد متهم مرد موادفروشي است كه خانهاش پاتوق افراد خلافكار است. متهم در بازجوييها در حالي كه گريه ميكرد قتل پسرش را قبول كرد. وي در ادعايي گفت: از مدتها قبل با پسرم اختلاف داشتم تا اينكه شب حادثه ما دوباره با هم درگير شديم.
در حال كتككاري بوديم كه ناگهان با پيچگوشتي كه در دست داشتم، چند ضربه به او زدم. بعد از اين پسرم به زمين افتاد و خون از بدنش جاري شد. بلافاصله از كارم پشيمان شدم و با اورژانس تماس گرفتم اما وقتي اورژانس رسيد، دير شده بود و پسرم جلوي چشمانم به آغوش مرگ رفت. تحقيقات از متهم براي برملا شدن راز اين جنايت از سوي كارآگاهان مبارزه با قتل پليس آگاهي ادامه دارد.