
«اقتصاد مقاومتي»، «اقتدار درونزا»، «تكيه بر داخل»، «استفاده از نيروي داخلي» و مواردي از اين قبيل از مهمترين دستوراتي است كه طي ماهها و هفتههاي اخير بارها و بارها در صحبتهاي مقام معظم رهبري تأكيد شده است. ضرورت پرداختن به اين موارد زماني دوچندان ميشود كه در كنار دستاوردهاي سياست خارجي، بتوانيم دستاوردهاي سياست داخلي خود را نيز پررنگ نگه داريم تا از بروز اين شائبه در دل دشمنان كه «ايران راهحل تمام مشكلات داخلي خود را در گرو رفع تحريمها ميداند»، جلوگيري كنيم.
استقلال و بازدارندگي، نيازمند فناوري درونزاحفظ استقلال و بازدارندگي مؤثر كه به دنبال خود فرصتهاي فراواني را در راه پيشرفت و سازندگي كشور به ارمغان ميآورد، از جمله مواردي است كه تنها با اتكاي به داخل ميتوان به آن دست يافت و در راه حفظ آن تلاش كرد. بنابر اذعان كارشناسان، اين استقلال و بازدارندگي هم نيازمند فناوري درونزاست، نه اقتدار وابسته به ديگران. به تعبير ديگر ميتوان گفت زماني كه نگاه ما به اقتصاد دانشبنيان است، صنايع پيشرفته خصوصاً در زمينه دفاعي ميتواند موتور نوسازي كشور و عامل بازدارنده باشد اما در وضعيتي خارج از اين يعني وابستگي، شرايطي در كشور به وجود ميآيد كه بازدارندگي كشور نيز در گرو تصميمات خارج از كشور ميشود. اين ادعا را با گذري به تاريخ قبل از انقلاب اسلامي ايران و بعد از آن ميتوان به روشني درك كرد. آنچنانكه آخرين شاه ايران با اشاره چشم رئيسجمهور امريكا، اراده و تصميم خود را تغيير ميداد و تمام استقلال و بازدارندگي كشور در وابستگي به غرب و شرق معنا ميشد. حال آنكه بعد از انقلاب اسلامي، امام خميني (ره) كوچكترين توجهي به نعرهها و عربدههاي امريكاييها و ساير قدرتهاي جهان نداشتند و با توكل به خدا و توجه به ايستادگي ملت، استقلال كشور را به جايي رساندند كه اينك با فرصتهاي پيش رو، قدرتهاي جهان هم براي رودررويي با جمهوري اسلامي ايران هراس دارند و حاضر به مذاكره شدهاند. اين يعني همان قدرت بازدارندگي متكي به داخل كه در سايه تحريمها ما را به خودباوري رسانده و با هيچ ابزار ديگري قابل قياس نيست.
تجربه تلخ دولتهاي وابسته به قدرتهاي جهان نگاهي به تجربه ساير دولتها نيز اين واقعيت را منعكس ميكند كه هرگونه اعتماد به استكبار كه در رأس آن امريكا قرار دارد، نتيجه تلخي را رقم خواهد زد. زماني كه محمد مرسي بعد از پيروزي در انتخابات مصر به عنوان رئيسجمهور انتخاب شد، هيلاري كلينتون وزير امور خارجه امريكا اولين ميهمان خارجي وي بود كه با حضور در قاهره به رايزني با مرسي پرداخت اما در همين حال ميتوان گفت كه امريكا از اولين دولتهايي بود كه پس از بركنار شدن مرسي در يك فرايند كودتا، پشت او را خالي كرد و هيچ اعتنايي به وي نداشت. بازدارندگي و استقلالي كه مرسي در ارتباط و دوستي و رفاقت با امريكاييها ميديد با يك كودتا از هم پاشيد، حال آنكه كشور ما به رغم آماج حملات نرم امريكاييها واقع شدن در طول 35 سال گذشته و جنگ نرم پيوسته ساير قدرتهاي جهاني عليه دولت و ملت ما اما كوچكترين خللي به استقلال ما وارد نشده است و همين مقاومت و خودباوري دولت و ملت به عنوان عامل بازدارندگي در نهايت باعث شد تا قدرتهاي جهان مجبور به عقبنشيني از ابزار تهديد و فشار و گزينه نظامي شوند و پاي ميز مذاكره با ايران با احترام متقابل به حل و فصل مسائل روي آورند. ابزار مقاومت و تكيه بر داخل كه تاكنون مواهب فراواني براي كشورمان داشته بهترين دليل است براي آنكه از اين پس نيز در امتداد گسترش روابط و سياست خارجي، نگاه خود را به داخل متمركز كنيم و از اقتدار درونزا غافل نباشيم.
تمركز نقطه اميد به داخل با وجود تلاشهاي خارجينگاهي به تجربيات داخلي نيز مؤيد اين مطلب است كه به هيچ عنوان نميتوان اقتدار درونزا را فداي اتكا و اتصال به قدرتهاي بزرگ كرد و آن را به فراموشي سپرد. در همين مذاكرات اخير اگر نگاه كنيم متوجه ميشويم كه چرا نبايد به امريكا و ساير قدرتهاي جهان اعتماد كرد و به آنها خوشبين بود.
بعد از آنكه مذاكرات اخير در ژنو به پايان رسيد، برخلاف انتظارات و توافقات، شاهد بوديم كه مقامات امريكايي و انگليسي و برخي از مقامات ساير كشورهاي ديگر دوباره به هر دليل با رژيم صهيونيستي همصدا شدند و با گستاخي شروع به سخنراني كردند و هر يك از دري سعي كرد حق غنيسازي ايران را ناديده بگيرد. حال آنكه پاي ميز مذاكرات در شرايط احترام متقابل چارهاي غير از به رسميت شناختن آن نداشتند. در همين راستا ميبينيم كه شوراي اتحاديه اروپا طي اعلاميهاي كه در سايت رسمي خود منتشر كرده اعلام كرده تحريمها عليه 17 شركت ايراني را ادامه ميدهد. در اين اعلاميه شوراي اتحاديه آمده است كه اين اتحاديه به موجب تصميمي كه در 23 مارس سال 2012 اتخاذ شده، اعمال محدوديت بر برخي شركتهاي ايراني را ادامه ميدهد. اين اقدام اتحاديه اروپا گرچه مربوط به تحريمهاي گذشته است و خلاف توافقات ژنو نيست اما طبيعي است كه بار ديگر بر ما ثابت ميكند، هيچ اميدي به اروپاييها و امريكاييها نيست و بايد با نگاه بياعتمادي به آنان، به خود و اقتدار درونزا متكي باشيم. اين اقدام اتحاديه اروپا كه كاملاً خارج از فضاي همكاري، ارتباط و حسننيت در فضاي مذاكرات محسوب ميشود، براي بار اول هم نيست كه رخ داده و پيش از اين نيز آنها با تحريم نفتي ايران به ما ثابت كردند كه بايد اقتصاد خود را مقاومتي طراحي كنيم كه با تصميمات رقباي خارجي و تحولات جهاني و شيوههاي استعمار نو، شكننده نباشد.
اكنون نيز به دنبال تصميم اخير اتحاديه اروپا كه پس از توافق ژنو شاهد آن هستيم بار ديگر براي ملت و دولت ايران مشخص ميشود كه گرچه براي گسترش روابط محترمانه و عادلانه در عرصه بينالمللي بايد تلاش كرد اما ضروري است كه نقطه اميد به داخل معطوف باشد.