«فرهنگ دولتي نميخواهيم اما دولت فرهنگي را قطعاً ميخواهيم. سياست دولت اين است كه مداخلاتش را در امر فرهنگ به حداقل ممكن برساند. البته برخي جاها مثل آموزش و پرورش، ارشاد و... دولت حضور دارد و وظايفي طبق قانون اساسي برعهده دارد اما در جايي كه دخالت دولت ضروري نباشد، حتماً خودش را كنار ميكشد. تصديگري دولت در امر فرهنگ بايد به حداقل ممكن برسد. صاحبان فرهنگ بايد فرهنگ را بر عهده بگيرند. انجمنهاي علمي و پيشكسوتان بايد بيايند. قانون بايد جهتگيري فرهنگي را مشخص كند. شوراي عالي انقلاب فرهنگي در برخي موارد البته مشخص ميكند. يك نكته ميخواهم بگويم. ما صاحبان فرهنگ را بايد بهشان اعتماد كنيم. صاحبان فرهنگ در كشور فرهيختگان و بزرگان ما هستند. خيلي به آنها بياعتمادي در بعضي مقاطع انجام دادند. به فيلمسازان و نويسندگان بايد اعتماد كنيم. در همين 100 روز خيلي كتابها كه ممنوع شده بود، آزاد كرديم. برخيها كه ممنوعالقلم شده بودند، تبديل كرديم به سريعالقلم. (خنده) خيلي مقررات دست و پاگير را هم در بخش فرهنگ و هم در اقتصاد داريم روانسازي ميكنيم. بايد فضاي امنيتي را از فرهنگ كنار بزنيم.» اين جملات بخشي از صحبتهاي آقاي روحاني در برنامه ارائه گزارش 100 روزه دولت به مردم است كه موجب تعجب و واكنش بسياري از مسئولان سابق و فعالان فرهنگي شد.
در برنامه گفتوگوي زنده تلويزيوني رئيسجمهور با مردم تقريباً در حدود نيمي از وقت 110 دقيقهاي آن به تخطئه و سياهنمايي عليه اقدامات و كارهاي دولت قبل معطوف بود. گويي روحاني ميخواست قبل از ورود به مباحث ليست كردهاش، در ذهن مخاطبانش تصويري از يك متهم و مجرم طرحريزي كند تا بتواند در مواقع لزوم متهم و مجرم مفروض را به شلاق ببندد. كملطفي و به تعبير صحيحتر اظهارات آقاي رئيسجمهور در مباحث فرهنگي يا تخطئه مخالفان و دولت گذشته بود يا ارائه نسخه خوشقيافه و لطيفي از تفكر ليبراليستي در حوزه فرهنگ اما با ظاهري موجه و دلسوزانه به نفع مردم.
«در همين 100 روز خيلي كتابها كه ممنوع شده بود، آزاد كرديم» اين جمله روحاني به نوعي مقطع غزلي بود كه چند روز پيش وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با نام بردن از «نشر چشمه» و برخي ديگر از ناشراني كه به دليل قانونشكني و عدم تمكين به ارزشها و قوانين جامعه مشمول جزاي قانوني شده بودند. برداشتن موانع از سر راه فعاليت دوباره آنها و «روانسازي بسياري از مقررات دست و پاگير» از جمله وعدهها و نرمشهاي فرهنگي وزير و رئيس دولت يازدهم به اين ناشران است. «كنار زدن فضاي امنيتي» و روغن كاري كردن چرخدندههاي برخي «ممنوع القلمها!» و تبديلشان به افراد «سريع القلم» و انجام گشايشهاي مفيد فايده نيز از ديگر مدعاهاي آقاي روحاني در حوزه فرهنگ است. بهترين پاسخ به چنين مدعايي سخنان محمدرضا سرشار، رئيس انجمن قلم ايران است كه بهتر از هر كس ديگري ميتواند محل اعتبار و مداقه قرار بگيرد. محمدرضا سرشار درباره گزارش عملكرد وزارت ارشاد در حوزه كتاب و معاونت فرهنگي كه روز چهارشنبه منتشر شد، درباره بندهايي از اين گزارش كه پاسخي به برخي شبهات است، ميگويد: تا آنجا كه من ميدانم در اين كشور در هشت سال قبل هيچ نويسندهاي ممنوعالقلم نبوده است. با تأسف شاهد هستيم نويسندگاني كه سالها از اين كشور رفتهاند و همچنان با ركيكترين سخنان راجع به بزرگترين شخصيتهاي مملكتي صحبت ميكنند و كتابهايشان به راحتي منتشر ميشود كه اين هم از شگفتيهاي حكومتداري در روزگار ما است. بايد در اين گزارش معلوم شود كدام نويسندگان ممنوعالقلم بودهاند و طي كدام حكم و چه كسي اين حكم را داده است. وزارت ارشاد ما همواره به اثر نگاه ميكرده نه نويسنده، به خصوص درباره نويسندگان ايراني اين حكم صادق است و نويسنده ممنوع القلم معنايي ندارد.
رئيس انجمن قلم در مورد امنيتي بودن فضاي فرهنگي كشور در هشت سال گذشته نيز ميگويد: ما به عنوان كسي كه در سالهاي گذشته به صورت مستقيم با وزارت ارشاد سر و كار داشتيم، هيچ فضاي امنيتي نديديم. آنچه كه انجام شد طبق قانون و در چارچوب قانون بوده و آنچه كه اجرا شده اگر زياد با گشادهدستي همراه نبوده، با تنگنظري هم نبوده يعني فراتر از قانون نرفتهاند. حالا بايد از صادركنندگان خواست كه مستنداتشان را درباره فضاي امنيتي عرضه كنند.
حقوق شهروندي
آقاي روحاني در اثناي ارائه گزارش عملكرد 100 روزه دولتش يكي از راههاي انسجام ملي را تدوين حقوق شهروندي دانسته و ميگويد: «اولين مسئله در انسجام اين است كه همه به حقوق يكديگر احترام بگذارند. من آن منشور حقوق شهروندي را كه به ملت عزيزمان قول داده بودم، امشب پيش نويسش روي سايت قرار گرفت تا مردم و نخبگان نظر دهند... اولين قدم اين است كه به حقوق يكديگر احترام بگذاريم.»
نفس اينكه مسئول بلند پايهاي در سطح رئيسجمهور بيايد و درباره مراعات حقوق شهروندي و تدوين منشوري براي ارتقاي سطح كيفي و كمي چنين مبحثي به مردم قول و وعدهاي بدهد، بسيار امر پسنديدهاي محسوب ميگردد، اما اين مدعاي آقاي روحاني و منتسب كردن تدوين و تهيه «منشور حقوق شهروندي» در حالي مطرح ميشود كه بيش از چهار سال پيش و به طور دقيقتر در روز 24 فروردين ماه سال 1388 همين مسئله از جانب يكي از سران فتنه سال 88 به عنوان ابتكارش براي جذب آراي مردم و اقبال آحاد جامعه به او و برنامههايش مطرح شده است. نكتهاي كه مورد ادعاي فرزند كروبي نيز قرار گرفته و او منشور حقوق شهروندي روحاني را كپي منشور كروبي در چهار سال پيش ميداند!
شيخ مهدي كروبي در اين روز و در قالب سومين بيانيه انتخاباتي خودش ميگويد:« تصور ميكنم كه با انجام سه شعار محوري بيان شده از سوي اينجانب، شامل احياي برنامهريزي، مردميكردن درآمدهاي نفتي و احيا و بسط حقوق شهروندي قادر خواهيم بود... قانون و حاكميت آن براي خشنودي و بسط آزاديهاي مردم و برقراري روابط عادلانه و مشفقانه ميان آنهاست و تعبير سلطهگرانه و افزايش محدوديتها و نظارتها بر رفتار فردي و اجتماعي از آن ظلم مضاعفي است كه طي چند سال اخير بر قانون و قانونگرايي رفته است. اينجانب در اين بيانيه سومين قسمت از برنامه خود با عنوان احيا و بسط حقوق شهروندي را به مردم عزيز تقديم ميكنم، باشد كه راهنماي عمل سياسي و مديريتي ما باشد.» (سايت فرارو كدخبر:۲۲۷۷۰ ـ 24فروردين ماه88)
همانطور كه در بيانيه اين شيخ فتنهگر كه حتي حاضر نشد به حرفها و وعدههايش عمل كند و قانون اساسي، مردم، دمكراسي و انتخابات را به صورت يكجا زير پا گذاشت، طرح و تدوين چنين موضوعي آن هم با عنوان مطنطن، دهان پركن و به قول امروزيها پوپوليستي «منشور حقوق شهروندي» ادعايي است كه چند سال پيش مطرح و اعلام شده است. البته اينكه منشور حقوق شهروندي رئيسجمهور با منشور يكي از سران فتنه 88 داراي تضاد يا ترادف است بحث ديگري است، اما به نظر ميرسد كه آقاي روحاني بايد در اين زمينه با يك وسواس، دقت نظر و هوشمندي بالايي حركت كند تا خدايي ناكرده نسخه حقوق شهروندي منشوري نگردد. ديگر اينكه لازم است رئيسجمهور به تذكرات و انذار ديگر مسئولان ارشد نظام درباره اعلام خطر حركت جريان خزنده فرهنگي با ظاهري سياسي و امنيتي توجه داشته باشند. هر چند آقاي روحاني مدعياند كه فضاي فرهنگي را از حالتي امنيتي خارج كردهاند اما خوب است كه او بگويد كه با چه استدلال و تدبيري مديران ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به خصوص وزير و معاونانش را از ميان افراد سياسي امنيتي انتخاب كرده است؟! آيا اين اقدام رئيسجمهور با مدعاهاي زدودن فضاي امنيتي از عرصه فرهنگ منطبق است؟!
عجب این فضایی که ایشون ازش بحث می کنن در جو ایرانه یا در ماوراء حتما نشر کتابهای با موضوع ترویج و آموزش جنسی یا مکاتب شیطانی و... ممنوع شده از زمان دولت اصلاحات و دارن میگن یا رومانهای جنسی و از این دست
شماکاری به این کارهانداشته باشید چون رئیس جمهورحقوقدانه نه سرهنگ !!!!.بنابراین ایشان موظف به پاسخگوئی به هیچ سوالی نیستند!!!!
1- من یک دهقان زاده اهل و ساکن یک روستای محروم و دورافتاده هستم و اینکه یک فضای بسته فرهنگی اجتماعی در کشور حاکم هست غیر قابل انکار است. نمی دانم چرا بعضی از نویسندگان و یا جراید کشور هنوز چشم خود را بر روی واقعیییات بسته اند و یا خدای ناکرده هنوز به دنبال عوام فریبی هستند. خواهش ملت ایران این است که در شرایط کنونی کشور که حداقل در شعار ها بحث خروج از فضای امنیتی مطرح است کمک کنید که از تفوق ها کاسته شود و به سوی استقلال فردی برای رسیدن به استقلال واقعی و توسعه پایدار سیر شود.