کد خبر: 623507
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۱
ديدگاه علامه جوادي در باب نسبت عقل و نقل (2)
در شماره گذشته مقدمات و اصول موضوعه بحث و بيان شد و كند‌و‌كاوي پيرامون كليد واژه‌هاي اصلي بحث صورت گرفت.
در اين هفته بيشتر به محتواي نظريه استاد جوادي آملي پرداخته شده و موضوعاتي مانند «عقل و بعد معرفت شناختي دين» و «محدوديت‌هاي ادراكي عقل در حوزه دين» طرح خواهد شد. بحث حاضر خلاصه‌اي است از كتاب «منزلت عقل در هندسه معرفت ديني» كه محتواي آن طي سال‌هاي 85 ـ 84 توسط استاد جوادي آملي در جمع برخي از اساتيد حوزه و دانشگاه ايراد شده است.
 
عقل و بعد معرفت شناختي دين

كساني كه عقل را ميزان شريعت مي‌پندارند نگاهي افراطي به شأن عقل در قلمرو دين دارند زيرا ميزان بودن عقل در ساحت دين به اين معناست كه هرچه موافق با عقل است و عقل مي‌تواند بر درستي آن اقامه برهان كند، صحيح بوده و جزء دين محسوب مي‌شود و هرچه با عقل موافق نبود و عقل از تأييد استدلالي آن بر نيامد، نا‌صحيح است و جزء دين به حساب نمي‌آيد. در كنار اين نگرش، نگرش باطل تفريطيون است كه عقل را صرفاً مفتاح شريعت و كليد ورود بشر به عرصه دين مي‌شمرند. يعني عقل، وجود خدا و ضرورت وحي و ارسال پيامبر او را ثابت و حجيت كتاب و سنت را براي بشر مدلل مي‌كند آنگاه كار وي به اتمام مي‌رسد و به كنار مي‌رود و جامعه بشري با محتواي دين رو به‌رو است كه از طريق فهم كتاب و سنت بايد به آن برسد. نظر معتدلانه در اين بحث اين است كه عقل افزون بر مفتاح دين بودن نسبت به اصل گنجينه مصباح آن نيز هست و منبع معرفتي بشر نسبت به مضامين و محتواي گنجينه دين است. در واقع عقل در سطوح مختلف خويش از عقل تجربي گرفته تا عقل نيمه تجريدي و تجريدي محض در صورتي كه معرفتي يقيني يا طمأنينه بخش به ارمغان آورد مي‌تواند كاشف از احكام ديني باشد و بعد شناختي قوانين دين را در كنار نقل تأمين كند.

محدوديت‌هاي ادراكي عقل در حوزه كليات دين

بايد توجه داشت گرچه عقل مصباح شريعت و كاشف از احكام واقعي دين است، اما خود معترف است كه محدوديت‌هاي فراواني دارد و به عرصه‌هايي از دين بار نمي‌يابد و مناطقي قرقگاه حضور اوست. عقل مي‌داند كه ادراك ذات حق تعالي منطقه ممنوعه اوست و هيچ مدركي به آنجا دسترسي ندارد، همانگونه كه كنه صفات حق تعالي كه عين ذات اوست نيز منطقه ممنوعه ديگري براي عقل است و حتي انبيا هم به آن راهي ندارند. گرچه برخي موحدان در بيانات عرفي خود مي‌گويند: آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي نتوان بريد. اما واقع آن است كه نمي‌توان اين تعبير را بر ادراك بشر از ذات خداوند تطبيق داد چراكه با واقعيتي رو‌به‌رو هستيم، نامحدود و بسيط. يعني يا همه آن به فهم مي‌آيد يا هيچ نصيبي از آن نمي‌بريم و مانند موجودات مركب نيست تا ظاهرش غير از باطنش باشد.

محدوديت‌هاي ادراكي عقلي در حوزه جزئيات دين

يكي ديگر از محدوديت‌هاي ادراكي عقل، به مقوله جزئيات ديني مربوط مي‌شود. عقل خود مي‌داند كه در جزئيات مجاز به دخالت نيست و تنها در زمينه‌هاي كلي راه دارد و مي‌تواند روشنگري كند. اين محدوديت ادراك، نكته‌اي نيست كه كسي بر عقل تحميل كند، بلكه خود عقل نظري به جهل و قصور خويش در بسياري از موارد معترف است، از اين رو بهترين دليل و بيشترين دليل نياز به وحي و نبوت و دين الهي از ناحيه عقل نظري اقامه مي‌شود.

عقل، مدرك وجه‌ا‌لله

از اين دو منطقه ممنوعه كه بگذريم آنچه براي عقل باقي مي‌ماند امكان ادراك فيض خداست كه وجه الله است. فعل و فيض الهي همان ظهور خداوند و تجلي اوست و فهم و ادراك جلوات و فيوضات الهي، ادراك خداوند محسوب مي‌شود، ليكن نه ادراك مرتبه ذات و كنه صفات بلكه ادراك خداوند در مرتبه فعل است كه فرمود:«هو في الاشياء غير ممازجه.»

اين مطلب ادامه دارد. ان‌شا‌ءالله...

تنظيم كننده: محمد زند

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها