کد خبر: 623344
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۱
گذري بر خاطرات بازيكنان ايران و استراليا
16سال پيش، 8‌آذر 76 براي ما ايراني‌ها يا 29 نوامبر 1997 براي استراليايي‌ها يك روز خاص بود، روزي كه براي ما اتفاقي شبيه معجزه رخ داد
ماني سعيدي
16سال پيش، 8‌آذر 76 براي ما ايراني‌ها يا 29 نوامبر 1997 براي استراليايي‌ها يك روز خاص بود، روزي كه براي ما اتفاقي شبيه معجزه رخ داد و آن سو براي آنها يكي از تلخ‌ترين روزهاي زندگي شان ثبت شد. در گزارش زير خاطرات آن روز را از زبان آنها كه آن روز در ورزشگاه كريكت ملبورن بودند، آورده‌ايم.
احمدرضا عابدزاده: در مدتي كه به امريكا رفته بودم هر يك‌شنبه مي‌رفتيم سالن و مسابقات را تماشا مي‌كرديم. يكي از بازيكنان تيم ۹۸ استراليا كه مقابل ما بازي كرد ساكن امريكا شده و آنجا مشغول كار بازيگري است! يكي از همراهان من با او آشنا بود، روي سكو نشسته بوديم كه مرا به او نشان داد و گفت ايشان را مي‌شناسي؟ چند دقيقه با ترديد به من نگاه كرد و گفت خيلي برايش آشنا هستم اما يادش نيست مرا كجا ديده است. دوستم به او گفت بازي با ايران را يادت است؟ كاپيتان ايران را به ياد مي‌آوري؟ او هم انگار برق او را گرفته باشد، ايستاد و گفت: «اوه لعنتي!» و رفت! بعد از ۱۰ دقيقه برگشت و گفت شما باعث بدبختي ما شديد و تا سال‌ها من و همبازيانم دروازه‌بان ايران را لعنتي خطاب مي‌كرديم! او البته گفت قصد توهين نداشته و عذرخواهي كرد.
مارك بوسنيچ، دروازه‌بان استراليا: كريم باقري، خداداد عزيزي و علي دايي فوتباليست‌هاي بزرگ قاره آسيا بودند، گلي كه از خداداد عزيزي دريافت كردم، هر چند برايمان غم‌انگيز بود اما مطمئناً لحظه زيبايي براي ايرانيان محسوب شد و ملتي ديگر را شاد كرد.
آئوريليو ويدمار، مهاجم استراليا: تلخ‌ترين خاطره زندگي‌ام يعنى شكست مقابل تيم‌ملي ايران درچارچوب مسابقات مقدماتى جام جهانى ۱۹۹۸ بود. من هنوزتكرار اين بازى را نديده‌ام و نمى‌بينم. تا چهار روز پس از آن ديدار اصلاً نمى‌توانستم با كسى حرف بزنم و مثل ديوانه‌ها شده بودم.
پدي هيگيس، سردبير بخش استراليايي سايت گل: روز 29 نوامبر 1997، تا دقيقه 70 همه چيز در ورزشگاه ملبورن كريكت گراند روبه‌راه بود و به نظر مي‌رسيد انتظار طولاني استراليايي‌ها براي رسيدن به بزرگ‌ترين اتفاق فوتبالي دنيا به پايان خواهد رسيد. همه 85 هزار تماشاگري كه در ورزشگاه بودند، يكصدا فرياد مي‌زدند «ما به فرانسه مي‌رويم، ما به فرانسه مي‌رويم» اما خداي فوتبال آن شب با ما يا سرمربي معروف انگليسي‌مان، تري ونبلز نبود. بسياري هنوز هم پيتر هور، آن ديوانه كه در ابتداي نيمه دوم به داخل زمين پريد را به خاطر آن اتفاق سرزنش مي‌كنند. بازي به خاطر آن اتفاق چند دقيقه متوقف شد و پس از آن همه چيز تغيير كرد.
ايراني‌ها توانستند خودشان را با شرايط وفق بدهند، نمايش بهتري داشته باشند و با زدن دو گل، در مجموع پيش بيفتند. به عنوان يك نوجوان 13 ساله كه هنوز به بيرحمي فوتبال عادت نكرده، تا آخرين دقيقه منتظر گل پيروزي استراليا بودم اما آن شب، شب ايران بود و ارواح ملبورن كريكت گراند تنها هشت سال بعد در ديدار با اروگوئه به كمك ما آمدند و استراليا دومين حضورش در جام‌جهاني را تجربه كرد.
حميد استيلي: ابراهيم تهامي قبل از بازي و حتي بين دو نيمه مرتباً مي‌گفت ما صعود مي‌كنيم و ادعا مي‌كرد خودش وارد زمين مي‌شود و نتيجه را تغيير مي‌دهد. ما به او مي‌خنديديم ولي تهامي به زمين آمد و پايه‌گذار گل اول بازي بود. هنگام ترك زمين از او خواستيم بند كفش‌هايش را باز و بسته كند و وقت‌كشي نمايد كه بابت اين كار اخطار هم گرفت.
رضا شاهرودي: حين بازي يكي، دو بار با علي دايي بحث كردم. ماجرا از اين قرار بود كه وقتي اوت مي‌انداختم، دايي بايد توپ را كنترل مي‌كرد و دوباره به خودم برمي‌گرداند ولي او مرتباً توپ را مي‌گرفت و خودش را با بازيكنان استراليا درگير مي‌كرد و توپ را لو مي‌داد. در يك صحنه هم من عصباني شدم و به او گفتم چرا توپ را پاس نمي‌دهي و خودت را بي‌دليل درگير مي‌كني؟ مثلاً تو در بوندس‌ليگا توپ مي‌زني و...
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۶
0
0
ممنون زیبا و خاطره انگیز بود
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار