بالاخره روند مذاكرات هستهاي در مسير واقعي خود قرار گرفت و بعد از سه دور مذاكرات فشرده، توافقي بين ايران و گروه 1+5 به امضا رسيد. اينكه مواد اين توافقنامه چيست و تا چه حد اهداف دو طرف را برآورده كرده، موضوعي است كه در اين يكي دو روز مورد توجه رسانهها بوده و تحليل و تفسيرهاي زيادي پيرامون اين مسئله شده، اما نكتهاي كه به طور عمومي مورد توجه قرار نگرفته قرار گرفتن اصل مذاكرات در مسير واقعي خود است. اين مسير به معناي مورد توجه قرار گرفتن موضوعي است كه غرب تا اكنون سعي كرده با اتهامزني عليه ايران و به هر نحو كه شده افكار عمومي را از آن منحرف كند.
انرژي هستهاي به عنوان حق اساسي ملت ايران موضوع كليدي بود كه طرف ايراني از زمان تروئيكا در يك دهه پيش تا كنون بر آن اصرار داشته، اما غرب به طرح بهانههايي مثل مخفيكاري، انحراف يا عدم تعهد به ان پي تي و جهتگيري نظامي در فعاليت هستهاي ايران سعي داشت افكار عمومي جهانيان را از آن موضوع منحرف كند.
غرب و در رأس آن امريكا در اين دور از مذاكرات ديگر نتوانستند در مقابل اين موضوع كليدي طفره بروند و مجبور شدند ديدگاه خود را نسبت به آن اعلام كنند؛ ديدگاهي كه به روشني حكايت از انحصارطلبي غرب پيرامون فعاليت و انرژي هستهاي دارد.
غرب بر اساس اين ديدگاه حاضر نيست حق ايران يا هر كشوري را براي فعاليت صلحآميز هستهاي بپذيرد و سخنراني جان كري، وزير امور خارجه امريكا، بعد از امضاي توافقنامه اخير هم دلالت بر اين ديدگاه داشت. بنابر اين، مسئله كل فرآيند مذاكرات و اصل پرونده هستهاي در حقي است كه ايران بر اساس قوانين بينالمللي مطالبه ميكند و غرب حاضر به پذيرش آن نيست، اما با نگاهي به بيش از نيم قرن اخير معلوم ميشود كه اين اولين بار نيست كه ايران بر سر حقوق اساسي خود در تقابل با غرب قرار گرفته است. مبارزه ملت ايران براي ملي شدن نفت و حماسه هشت سال جنگ در طي بيش از 60 سال اخير از ديگر مواردي بوده كه اين ملت را در برابر غرب قرار داده و انرژي هستهاي سومين تقابل است.
در هر سه مورد ملي شدن نفت، هشت سال جنگ و انرژي هستهاي وجوه اشتراك قابل توجهي وجود دارد كه به طور كلي در سه وجه قابل ذكر است؛ حق ملي، مقاومت ملي و سرسختي غرب در برابر حق ملي. نفت و خاك دو حق ملي هستند كه ملت ايران مجبور شد براي حفظ و صيانت از اين دو حق اساسي خود به پا خيزد. نيروي عمده در برابر اين ملت غرب بود، انگليس و بعد امريكا با كودتاي 28 مرداد در جريان ملي شدن نهضت نفت و امريكا به همراه متحدين غربياش در جريان هشت سال دفاع مقدس.
انرژي هستهاي حقي است كه تضمين كننده اصلي منافع ملي در هزاره سوم است و قواعد بينالملل نيز اين حق را براي ملت ايران همانند ديگر ملل به رسميت شناخته، اما غرب بار ديگر در برابر ايران قرار گرفته تا مانع دستيابي به آن شود. ملت ايران در هر سه مورد تنها با اجماع و اتحاد توانسته مسير خود را ادامه دهد تا آنكه ثروت نفت خود را از چنگ استعمار انگليس خارج و خاك خود را با هشت سال حماسه حفظ كند؛ حماسهاي كه در 200 سال تاريخ اين سرزمين سابقه نداشت. انرژي هستهاي هم مثل آن دو مورد تنها با اتحاد و مقاومت ملي به دست ميآيد كه در بيش از يك دهه اخير جريان داشته است.
وجه اشتراك آخر سه مورد اين است كه غرب با وجود سالها مقاومت ملي باز در هر سه مورد حاضر به رسميت شناختن حق ملت ايران نشده و تنها به خواست ملت ايران تن داده است.
بنابر اين، نبايد در انرژي هستهاي همانند نفت و جنگ انتظار به رسميت شناخته شدن حق ملت ايران از سوي غرب بود، بلكه حتي برعكس، غرب همانند گذشته كارشكني خود را خواهد داشت. غرب در جريان نهضت ملي نفت كودتاي 28 مرداد را به راه انداخت و بعد از هشت سال جنگ به مفاد قطعنامه 598 پايبند نمادند تا صدام حسين را به عنوان مسئول جنگ معرفي كند. اينك هم نميتوان بر سر انرژي هستهاي چندان به غرب اعتمادي داشت و تنها ميتوان با مقاومت ملي غرب را مجبور به پذيرش اين حق براي ملت ايران كرد.
درمورد ملی شدن نفت نظری ندارم اما در 8 سال دفاع مقدس حمله علنی بود و اشغال مستقیم