كارلوس كرش با چهرهاي برافروخته و صورتي كه از عصبانيت به سرخي ميزند از ساختمان فدراسيون بيرون ميآيد و با همان گارد هجومياش به سمت خودرويش ميرود و محل را ترك ميكند. علي كفاشيان به عنوان ميزبان و مهدي تاج به عنوان يك پاي مهم نشست، هيچ واكنشي در دو روز اول نشان نميدهند. ناگهان رئيس فدراسيون لب باز ميكند و حرف ميزند: «كرش عصباني نبود! او هميشه همين شكلي است!»
كرش هميشه عصباني است. محقانه هم خشمگين و برافروخته است. آبروي كارياش را وارد فوتبال ايران كرده و همان تيمي كه دوره قبل حتي به مرحله پلي آف هم نرسيد و در گروهي به مراتب سادهتر از اين گروه چهارم شد را به عنوان تيم اول راهي برزيل كرد. حالا همين مربي خواستههايي دارد مشخص و در چارچوب عقلانيت. كرش برنامهاش را درست 10 روز پس از صعود در سئول روي ميز كفاشيان و تاج گذاشت. برنامهاش مدون بود. هم براي ليگ برنامه ريخته بود و هم براي تيمملي. ميخواست تيمش در سه اردو و با چهار ديدار تداركاتي راهي برزيل شود. ميخواست 20 روز قبل از پرواز به سوي برزيل ليگ تمام شده باشد. ميخواست جام حذفي از برنامه فوتبالي كه نميتواند حتي ليگش را درست برگزار كند، خارج شود و البته هيچ كدام از اين اتفاقات نيفتاد! كرش خشمگين است چون دايه مهربانتر از مادر شده براي فوتبالي كه رئيس و معاونانش به فرعيات بيش از اصول اهميت ميدهند. محق است خشمگين باشد، چون فدراسيوننشينها او را نزد سرپرستهاي وزارت ورزش ميبرند تا كاري را كه آنها بايد بكنند انجام دهد و مقابل نمايندگان دولت روحاني در ورزش بنشيند و گردن كج كند و بودجه بخواهد!
خشم كرش محقانه است. كفاشيان آن قدر خشمهاي سرمربياش را ديده كه ديگر با فريادها و اخمهاي او عجين شده! كرش امروز در فاصله شش ماه تا آغاز جام جهاني، مانند يك نامادري كه از خود مادر دلسوزتر است، جلوي رئيس سازمان ليگ و رئيس فدراسيون فوتبال مينشيند و از بچهاي دفاع ميكند كه نه پدري دلسوز دارد و نه مادري مهربان! نه وزارتخانه به فكرش است و نه فدراسيونيها به آن اهميتي ميدهند. كرش خشمگين است، چون در فاصله شش ماه مانده تا رسيدن به برزيل و در حالي كه ژاپنيها با بلژيك و هلند ديدار ميكنند، نه يك بازي تداركاتي تا جام جهاني پيش روي دارد و نه حتي يك اردوي آماده سازي. خدا بيامرزد پدر و مادر كنفدراسيون آسيا را كه دو بازي با لبنان و تايلند براي كرش اجباري گذاشت! كرش خشمگين است چون آخرين و پيش پا افتادهترين خواستهاش اجرايي نميشود. چيزي مثل به اتمام رسيدن زودهنگام ليگ. . . و تاسف بار است كه همين هم از دست فدراسيون و سازمان ليگ برنميآيد.
در اين فوتبال، كسي به جز كرش هم به فكر جام جهاني برزيل هست؟ حساسيتهاي اين اجنبي (به قول همان مربي شهيري كه ماههاست چشم انتظار شكستهاي ملي نشسته تا باز خود را روي سر تيم ملي بيندازد) خندهدار شده! دعواي دوباره او هم با فدراسيون براي آمادهسازي تيم ملي مضحكتر خواهد بود. بايد اين تيم را عين خود ما رهايش كند.