اگرچه هنوز از تفاصيل مذاكرات چهارروزه ژنو مطلبي درز نكرده، ولي موضوعات اصلي و اساسي براي توافق مقدماتي و نوع مواضع و واكنشهاي غربي و رسانهاي نشان ميدهد كه نكات اصلي بر سايت و كارخانه تحقيقاتي و رآكتور آب سنگيني اراك، اعتراف غرب و احترام آنها نسبت به حق غنيسازي هستهاي در ايران (چه به شكل واضحو چه تلويحي) و گامهاي برابر و همزمان غرب در قبال اعتمادسازيهاي ايران متمركز بوده است. بر خلاف ديدگاهها و مواضع دلجويانه و آرامبخش امريكايي براي صهيونيستها، آنچه در مسير مذاكرات ثبت شده اين است كه غربيها و در واقع امريكاييها به شكل تلويحي پذيرفتهاند كه غنيسازي در ايران را تأييد كنند و اين حاصل اصرار و تأكيد و استدلال منطقي و حقوقي تيم مذاكره كننده ايراني است. البته از واكنشها و تحركات اسرائيلي و مواضع كينهتوزانه و خطرناك سعوديها كه از زبان سفيرشان در لندن محمد بن نواف بن عبدالعزيز صادر شده ميتوان استنباط كرد كه اين اعتراف به حقوق ايران كه حتي به شكل تلويحي و غيرمكتوب توسط امريكا صادر شده تا چه اندازه خشم دو رژيم اشغالگر و تروريستپرور را برانگيخته است كه اين سفير تا مرز رجزخواني هستهاي در قبال هر توافق احتمالي در قبال ايران پيش ميرود.
اسرائيليها و سعوديها كه امروز بيش از هر زمان ديگري دست در دست هم به محيط امنيتي منطقه آشوب و ترور و بيثباتي دامن ميزنند، از اينكه كلاه بر سرشان رفته و جاماندهاند، عصباني هستند و با باج دادن به لندن و پاريس به دنبال عامل تخريبي در روند گفتوگوهاي ژنو هستند. اينها از اينكه ديگر در اولويت تصميمات كلان غرب نباشند دلهره دارند، چرا كه مسئله فقط تغيير جايگاه آنها در معادلات منطقهاي نيست، بلكه موجوديت خود را در هر توافق احتمالي غرب با ايران در خطرميبينند. به همين دليل است كه زمزمههاي تلاش براي كسب همپيمانان حمايتگر را مطرح ميكنند.
مسئله سايت و كارخانه آب سنگين اراك هم كه اساساً يك پروژه تحقيقاتي است و با اصرار غرب و امريكا براي تعطيلي روبهرو شده تا حداقل در شش ماه آينده متوقف باشد با پاسخ مناسب تيم مذاكراتي ايران روبهرو شده و راه به جايي نميبرد. احتمالاً امريكا و غرب دنبال اين هستند تا با كسب امتياز توقف پروژه آب سنگين اراك، دل صهيونيستها را خوش كنند. موضوع آب سنگين اراك بخشي از برنامه كلان هستهاي است كه امكان پذيرش تعطيلي آن وجود ندارد، ولي براي اعتمادسازي تا يك سال آينده فعال نخواهد شد.
محور سوم مربوط به بسته پيشنهادي گامها غربي در قبال اعتمادسازي ايران است كه ظاهراً يك مجموعه گسترده از عناوين بيارزش و يا بسيار كم ارزش را در برميگيرد. اين سقف از پيشنهادات نميتواند با گامهاي بزرگ اعتمادسازي ايران برابري نمايد و خصوصاً اينكه آنها در گام اول يك اقدام اصلي براي رفع نگرانيهاي خود را ميخواهند، ولي در گام مقابل نميخواهند به تحريمهاي نفتي و مالي بپردازند.
اين رفتار همان زيادهخواهي و تكبر است كه در كنشهاي غربي، به عنوان استعمارگران قرنهاي گذشته در جهان پديدهاي ذاتي است. از آنجا كه براساس قرائن و شواهد محكم، غربيها و به ويژه امريكا، تمايل بيشتري براي توافق با ايران دارد و بسياري از نخبگان امريكايي اين فرصت مذاكراتي را طلايي ميدانند و حضور جان كري كه بنا به گفته سخنگوي وزارت خارجه امريكا براي كاهش اختلافات نهايي است، نبايد فضايي توليد كند كه منطق استعماري و زيادهخواهي بر مفاد توافق احتمالي سايه اندازد و تمايل و عجله خود را به عنوان نياز ايران به خودمان بفروشند. همانگونه كه تا به حال و طي سالهاي گذشته از خلال سياستهاي مقاومتي، امريكا و غرب را در مواضع مربوط به مناقشه هستهاي ايران به عقب راندهايم، اين بار نيز يك مقاومت ثمر بخش كه تا به حال در مذاكرات ژنو شاهد آن هستيم ميتواند به نتايج مطلوب و يك توافق قابل قبول منجر شود.