وحيد حاج سعيدي | البته مفاهيمي همچون سوادآموزي، كارآموزي، بارآوردن، پروراندن، تأديب، اجتماعي كردن، و. . . نيز جزئي از «آموزش و پرورش» محسوب ميشوند و با آن همخواني دارند.
مفهوم «آموزش و پرورش» منحصر به افراد، زمان، مكان يا عمل خاصي نيست. يعني به طور مشخص واژه «آموزش و پرورش» منحصر به مدرسه، كودكان يا آموزش دروس خاصي نيست، بلكه «آموزش و پرورش» براي همه و در هر زماني (ز گهواره تا گور) و هر مكاني است. از سويي در برگيري يا به عبارتي گستره مفهوم «آموزش و پرورش» چنان وسيع است كه بلا استثنا همه خانوادهها در مقطعي با آن درگير هستند و هيچ خانوادهاي خود را مستقل يا بيگانه از اين نهاد نميداند. در باب اهميت مقوله «آموزش و پرورش» نيز اكثريت آحاد جامعه، از عظمت و بزرگي جايگاه اين نهاد بزرگ اجتماعي و كاركرد آن آگاهند و بر اين باورند كه اگر نگاه واقعي به فرآيند آموزش و پرورش داشته باشيم بسياري از مشكلات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و. . . با كمترين هزينه و تبعات حل خواهند شد.
جايگاه مديريت در بزرگترين نهاد ملي
بيشك هر قدر مجموعهاي داراي مؤلفههاي اجتماعي و كاركردي بيشتري باشد، نيازمند مديريت جامع و هوشمندانهتري خواهد بود. مديريت در مدارس و سر و كار داشتن با صدها دانشآموز با روحيات و مختصات فرهنگي، اجتماعي و قوميتي متفاوت، از جمله مديريتهاي تخصصي و دشوار در وادي آموزش و پرورش محسوب ميشود كه بيشك داراي ريزهكاريها و حساسيتهاي فراواني است. شايد كساني كه از دور با مديريت در مدارس آشنا باشند آن را نوعي «فعل از پيش صرف شده» بدانند كه فاقد هرگونه پيچيدگي است و بر اين باور باشند كه مدير بايد طبق بخشنامههاي ارسالي مدرسه را بچرخاند. ولي ذكر اين نكته ضروري است كه مديريت در مدارس به مراتب از مديريت در سطح منطقه يا استان دشوارتر است. شناخت روحيات دانشآموزان، تعامل با خانوادهها، مقابله با مشكلات فرهنگي و اجتماعي مختص برخي نواحي خاص، كمبود بودجه و مديريت منابع مالي، تعامل با همكاران فرهنگي و ارتباط مؤثر با آنان، عدم همكاري خانوادهها در حل برخي مسائل خاص، مشكلات مربوط به بلوغ جسمي دانشآموزان و. . . كه بايد در مدرسه رتق و فتق شوند، بخشي از توانمنديهاي يك مدير موفق در حوزه مدارس است.
رنگ باختن شايسته سالاري در برخي مدارس
در كشورهاي پيشرفته انتخاب مديران و معاونان مدارس تحت شرايط و ضوابط خاصي صورت ميگيرد و داشتن چندين سابقه تدريس براي معاونت و داشتن چندين سال سابقه معاونت براي تصدي پست مديريت از اولين پيش فاكتورها براي تصدي مناصب مديريتي در مدارس ممالك پيشرفته محسوب ميشود.
به عنوان مثال در كشور ژاپن داوطلبان شغل مديريت مدارس ( مدير و معاون ) به وسيله آزموني به نام آزمون تعيين صلاحيت حرفهاي مديران و معاونان مدارس كه از سال 1996 ميلادي در سراسر مناطق ژاپن متداول شده است گزينش ميشوند. قبول شدگان اين آزمون پس از گذراندن يك دوره يك ساله در زمينه مديريت آموزشي كه در مراكز عالي تربيت معلم يا دانشكدههاي علوم تربيتي دانشگاههاي ژاپن برگزار ميشود مديريت مدارس را بر عهده ميگيرند.
قابل توجه است كه داوطلبان شغل مديريت و معاونت مدارس ابتدايي و متوسطه ( دوره راهنمايي وجود ندارد) علاوه بر گذراندن آزمون تعيين صلاحيت حرفهاي بايد واجد شرايط ذيل باشند:
1 ـ دارا بودن حداقل 50 سال سن براي تصدي پست معاونت مدارس و 54 سال سن براي مديريت مدارس ابتدايي و متوسطه.
2 ـ دارا بودن حداقل 20 سال تجربه موفق آموزشي براي مديران و 15 سال براي تصدي معاونت مدارس.
3 ـ دارا بودن تاليفات و آثار علمي و تربيتي قابل قبول.
4 -دارا بودن تحصيلات دانشگاهي ( حداقل دوره ليسانس ). دارندگان درجه علمي فوق ليسانس كه صاحب گواهينامه درجه يك معلمي باشند در اولويت قرار ميگيرند. (به نقل از كتاب آموزش و پرورش تطبيقي نوشته دكتر آقازاده)
اما در مدارس ما صرفاً داشتن «ابلاغ رسمي خدمت در آموزش و پرورش» كفايت است تا هماي مديريت در يك مدرسه بزرگ روي شانههاي شما بنشيند. جالب اينكه در مقاطعي جهت تصدي پست مديريت حتي نيازي به سابقه كار و تدريس نيز ديده نميشود و در برخي روستاها فرد در اولين سال استخدام به عنوان مدير مدرسه مشغول به كار ميشود! متأسفانه در سالهاي اخير نيز با افزايش حق مديريت برخي از فرهنگيان كه به نوعي از تدريس در كلاس درس خسته شدهاند، بدون هيچ سابقهاي در امر مديريت، متقاضي تصدي پستهاي مديريت و معاونت در مدارس شدهاند. از سويي به دليل تأثيرگذار بودن حقوق سالهاي پاياني در ميزان حقوق بازنشستگي نيز برخي از فرهنگيان در سالهاي آخر خدمت هوس مديريت به سرشان ميزند كه بيشك نداشتن تجربه اولين آفت در اين نوع مديريتهاي رفاقتي(!) محسوب ميشود. بسياري از اين افراد به دليل عدم آشنايي با اصول و فنون مديريت در مدارس و آشنا نبودن با شيوههاي تعامل با دانشآموزان، «مديريت اخم و خشم» را سرلوحه كار خود قرار ميدهند و سعي ميكنند با تهديد و ارعاب مدرسه را در كنترل خود نگه دارند. جالب اينكه برخي از اين افراد همكاران فرهنگي را نيز با دانشآموزان اشتباه ميگيرند و در برخورد با آنها نيز اصول اوليه مراودات اجتماعي را رعايت نميكنند و به قول معروف همه را با يك چوب ميرانند! متأسفانه اين دست مديران زحمات و دلسوزيهاي ساير مديران توانمند را نيز زير سؤال ميبرند و به نوعي مانع تحقق اهداف آموزشي در مدارس ميشوند.
آفتاب درماني در مدارس!
نداشتن تخصص و تجربه در مواجهه با برخي امور باعث ميشود صحنههاي ناخوشايندي در مدارس شكل گيرد كه در شأن يك كشور اسلامي با سابقه و قدمت چند هزار ساله نيست. يكي از دوستان كه در مديريت آموزش و پرورش يكي از شهرهاي شمالي كشور سمتي دارد نقل ميكند:« زمستان سال 90 براي بازديد به يك مدرسه دخترانه رفتيم. حياط مدرسه تميز بود و روي ديوارها پر بود از نوشتههاي مديريتي و عارفانه و جملات مثبت. بارزترين اين جملات هم جمله معروف « بني آدم اعضاي يكديگرند/ كه در آفرينش ز يك گوهرند» بود. سالن مدرسه هم تميز بود و تابلوي جوايز در آن خودنمايي ميكرد. در حياط مدرسه چند دانشآموز را ديدم كه در گوشهاي در پناه آفتاب ايستاده يا نشسته بودند. با خود فكر كردم شايد از كلاس درس اخراج شدهاند يا شايد هم براي انجام مسابقه يا كار خاص ديگري در حياط تجمع كردهاند. نزديكتر شدم. يكي از آنها از درد به خود ميپيچيد. علت را جويا شدم. ظاهراً بعد از خوردن نيمي از كيكي كه از فروشگاه مدرسه خريداري كرده بود، به اين مشكل دچار شده بود. بعد هم باقيمانده كيك و لفاف آن را به من نشان داد. از تاريخ مصرف كيك نگذشته بود ولي ظاهراً به علت پارگي لفاف خارجي، كيك فاسد شده بود. البته بقيه دانشآموزان هم به دلايلي نظير سردرد، تب، شكم درد، پهلو درد و... در آفتاب ايستاده بودند. موضوع را با خانم مدير مطرح كردم. ايشان هم در كمال خونسردي جواب دادند:« چيزي نيست. خودشونو به موش مردگي زدن! يه ساعت تو آفتاب بمونن، حال همه شون خوب ميشه!» از مدير خواستم بلافاصله با خانوادههاي آنها تماس بگيرد تا براي انتقال فرزندانشان به منزل يا درمانگاه اقدام كنند و براي ايشان هم توبيخ كتبي به صورت درج در پرونده صادر كردم.»
به راستي مگر حق مديريت در مدارس چقدر است كه هر كس به خود اجازه ميدهد بدون داشتن آگاهي از علم مديريت و شيوههاي برخورد با دانشآموز و. . . تقاضاي تصدي مديريت كند؟
شايد هم پرستيژ مديريت يا واهمه از كلاس، شايد هم بيحوصلگي و عدم علاقه به تدريس باعث ميشود با سرنوشت دانشآموزان بازي كنند.
پيش نيازهاي مديريت در مدارس!
از برآيند شنيدهها و مشاهدات در برخي مدارس - به ويژه در شهرستان ها ـ چنين بر ميآيد كه بعد از افزايش مبلغ حق مديريت در سالهاي اخير، تصدي پستهاي مديريتي در بسياري از مدارس طبق ضوابط و قوانين مدون خاص و بر اساس شايسته سالاري و تجربه صورت نميگيرد و مؤلفههايي نظير داشتن علاقه به پست يا به عبارتي نداشتن علاقه به تدريس، جناح بنديهاي سياسي و قوميتي، بده بستانهاي انتخاباتي و فاميلي و. . . در انتخاب مديران مدارس بيش از ساير فاكتورهاي منطقي مؤثرند و معيارهايي نظير سابقه و سنوات، تجربه، مدارك مديريتي، دانش بالا، گذراندن دورههاي ضمن خدمت مديريت، داشتن روحيه و روابط عمومي بالا، سابقه معاونت و. . . در انتخاب مديران تأثير چنداني ندارند.
پرهيز از انتخاب مديران سفارشي
آنچه مسلم است اين كه وزارت آموزش و پرورش در حالت عادي با مشكلات عديدهاي دست و پنجه نرم ميكند كه دم دستترين و اساسيترين مشكل آن، جذب بودجه براي پرداخت حقوق كاركنان اين نهاد مقدس است كه در واقع بيش از 95 درصد بودجه اين وزارتخانه به حقوق كاركنان و پرسنل خود اختصاص مييابد و مانع از اجراي برنامهها و طرحهاي تحقيقاتي، عمراني و...ميشود. بنابراين هرگونه سهل انگاري و اهمال در انتخاب مديران ناكارآمد در سطح مدارس، به نوعي باعث افزايش مشكلات خودساخته در اين نهاد مقدس ميشود كه قطع به يقين آموزش و پرورش را با چالشهاي جديتر و جديدتري مواجه خواهد ساخت.
اميد است مديران سطوح بالاي آموزش و پرورش و مديران شهرستانها در انتخاب مديران مدارس، اصول شايسته سالاري، تخصص و تعهد را همزمان مدنظر قرار دهند و از انتخاب «مديران سفارشي» پرهيز كنند تا در سايه الطاف نظام جمهوري اسلامي، اهداف مقدس و عاليه نظام آموزش و پرورش محقق گردد.