جوانآنلاين: مصريها خواهان برقراري رابطه با روسها شدهاند و اين موضوع مورد استقبال دولت روسيه قرار گرفته است. به نظر ميرسد با اين برقراري رابطه تحولات تازهاي در راه باشد. جهانگير كرمي، استاد دانشگاه تهران و كارشناس مسائل سياسي در اين خصوص به گفتوگو با جوانآنلاين پرداخت.
آقاي كرمي نظر شما در خصوص نزديك شدن روابط مصر و روسيه در دور جديد، چيست؟ آيا اين رويكرد استراتژيك است يا تنها يك قرارداد محسوب ميشود؟ روسيه از طريق مصر، به خاورميانه و شمال آفريقا نگاه ويژه دارد، يا در واقع اين موضوع بر حسب اتفاقات، واكنشها و تحولات كنوني مصر است؟
بايد علت و ريشه برقراري رابطه روسيه با مصر را در سياست دولت روسيه نسبت به تحولات سياسي منطقه تحليل كنيم. دولت روسيه از همان ابتدا با نگراني، بدبيني و احتياط به اين تحولات نگاه ميكرد.
در واقع اين تحولات را يك طرح و توطئه آمريكايي براي تغيير در منطقه ميدانست و آن را در راستاي طرح خاورميانه بزرگ آمريكا كه در اوايل دههي گذشته به وسيلهي جرج بوش مطرح شد، ميدانست. لذا سعي كرد خيلي نسبت به اين تحولات نگران باشد و به ويژه بعد از اينكه دامنه تحولات از تونس به ليبي و مصر و ديگر كشورها كشيده شد، روسها بسيار شديدتر نگران شدند و حاضر نشدند تحولات منطقه را تاييد كنند و به رسميت بشناسند. نهايتا هم در موضوع سوريه شاهد مخالفت و مقاومت آنها بوديم، تا آنجا كه حتي حاضر به همكاري نظامي جدي با دولت سوريه مقابل جريانهاي تروريستي شدند.
با در نظر گرفتن نگرانيها و سياست روسيه، طبيعي بود حكومت برآمده از تحولات منطقه، يعني دولت اخوانالمسلميني آقاي مرسي، به دلايل خاص خودشان باز هم نگران شوند. به دلايل خاصي كه در داخل روسيه و محيط پيراموني روسيه و در منطقه خاورميانه دارند و عمدتا هم مسائل مربوط به امنيت ملي و ثبات منطقهاي براي روسيه است، به همين دليل از دولت آقاي مرسي خيلي استقبال نكردند. زماني هم كه عليه دولت مرسي كودتا شد، دولت روسيه با خوشحالي از اين مسئله استقبال كرد. در واقع در اين روابط، هم در نگرانيهاي روسيه هم سياست روسيه نسبت به مسائل منطقه و هم به نوعي تلاش براي حمايت از نيروهايي كه در جهت ثبات منطقه و مقابله با طرح آمريكايي در منطقه صورت ميگيرد، به نظرم بايد اينگونه موضوع را تحليل كرد.
با اين وجود ميتوان چشمانداز بلند مدتي در اين زمينه ببينيم؟
بله، دولت روسيه در منطقه خاورميانه سياستهاي فعالتري را دنبال كرده، چرا كه روسها به صورت جدي به اين نتيجه رسيدهاند كه ديگر خاورميانه و تحولات آن موضوعي نيست كه در يك محيط منطقهاي دور جريان پيدا كند. مسائل خاورميانه به جهات مختلف بر داخل و مرزهاي روسيه و محيط منطقهاي آن يعني كشورهاي جدا شده از شوروي تاثير مستقيم و عيني دارد. به اين ترتيب نميتوانند نسبت به منطقه خاورميانه بيتفاوت باشند.
از نگاه روسها روندهاي افراطگرايي، تروريسم، جدايي طلبي و مهمتر از اينها حتي ثبات منطقهاي در خاورميانه موضوعاتي است كه به شدت براي روسيه پيامد مهم دارد و براي منافع ملي آن داراي اهميت حياتي است. بنابراين رويآوردن همكاري با مصر گر چه با پيشنهاد دولت جديد مصر همراه بوده و روسها استقبال كردند، اماروسها اين را نه فقط به خاطر آن مبادلات نظامي كه به طرف مصري پيشنهاد كردند و آن مبني بر دو ميليارد دلار تسليحات نظامي به مصر بوده است، بلكه اين را تلاشي براي استقرار دولت در خاورميانه ميدانند.
به اين معنا كه از نگاه تحليلگران روسيه و به ويژه تحليلگران نزديك به كرملين بر هم خوردن ثبات و جايگزيني دولتهاي مستقر و مسئول در منطقه به وسيلهي جريانها و گروههاي تروريستي موضوعي نيست كه براي روسيه، منطقه و جهان خوشايند باشد. لذا روسها در آينده بيش از اين هم به دولت مستقر كمك ميكنند و سعي در بر قراري ارتباط دارند چرا كه از نگاه آنها جايگزين دولتهاي مستقر فعلي نه يك دولت دموكراتيك يا حتي اسلامي بلكه يك دولت فروپاشيده با جنگ داخلي و بحراني خواهد بود كه معلوم نيست چه زماني خاتمه پيدا ميكند. نمونه آن را ميتوان در افغانستان، ليبي و مالي ديد.
نه تنها شخص آقاي پوتين بلكه بسياري از تحليلگران هميشه تاكيد بر اين داشتند كه جايگزين تحولاتي كه در منطقه صورت ميگيرد نه دموكراسي بلكه به صورت بيثباتي است. آنها سياستهاي آمريكا و غرب را در دامن زدن به بيثباتي محكوم كردند و اين جمله عيني آقاي پوتين است كه ميگويد: چگونه است كه در مالي شما به مقابله با گروههاي تروريستي ميرويد اما در سوريه از آنها حمايت ميكنيد، چه فرقي ميكند تروريست، تروريست است چه در افغانستان باشد، چه در سوريه باشد و چه در مالي يا ليبي؟
جالب است كه بدانيد در عمل هم آمريكاييها طي ماههاي اخير در نشستهايي كه در شوراي امنيت ملي داشتند به اين نتيجه رسيدهاند كه واقعا ايران و روسيه ديدگاه درستي دارند و نبايد بين تروريستها تفاوتي قائل شد. ما تروريست خوب و بد نداريم، نيروي راديكال خوب و بد نداريم. در نتيجه آمريكاييها هم به صورت جدي به موازنه بخشي و ثبات در خاورميانه روي آوردهاند. تلاشي هم كه براي توافق با جمهوري اسلامي در موضوع هستهاي انجام ميدهند، براي ايجاد وضعيتي است كه در خاورميانه همه تخممرغهايشان را در سبد عربستان، تركيه و اسرائيل نگذارند چرا كه آينده خوبي را براي آن روند نديده و نميبينند.
آنچه در ليبي و مالي اتفاق افتاده و در مصر در جريان است موضوعي است كه در حقيقت مشخص نيست اگر ديگر كشورهاي خاورميانه هم دچار اين وضعيت شوند آينده چه خواهد شد؟ از آنجا كه ايران به عنوان يك نيروي موازنه بخش و ثبات بخش در منطقه است و به نوعي منافع روسيه را در منطقه به رسميت ميشناسد، اين موضوع مورد توجه آمريكاييها قرار گرفته است.
يعني آمريكا نفوذ روسيه در خاورميانه را ميپذيرد؟
بله، در حال حاضر خيلي از تحليلگران آمريكايي ميگويند تلاشي كه آمريكا براي مقابله با ايران و روسيه در منطقه ميكند، حتي اگر موفق هم شود آينده آن مشخص نيست. چون اتفاقا سياستهاي دولتي مثل روسيه، ايران و سوريه در مقابل تروريست بسيار مشخصتر است تا سياست دولت عربستان كه از يك سو حمايت مالي ميكند و از سوي ديگر مشروعيت مذهبي ميبخشد و از طرفي هم آنها را محدود ميكند و مشخص نيست آن محدوديتها چقدر موثر باشد. مگر نه اينكه آنچه در افغانستان اتفاق افتاد و در پاكستان جريان دارد و در جريان 11 سپتامبر بروز پيدا كرد، نيروي راديكال عربستاني است و مشروعيت ديني و مالياش را از آنجا ميگيرد. لذا فكر ميكنم اين فرصتي است و ايران، روسيه و سوريه بايد از اين فرصت استقبال كنند و به تعاملي با كشورهاي ديگر منطقه و خارج از منطقه برسند كه مهمتر از هر چيز براي منطقه ثبات است، در نبود ثبات جايگزين آن لزوما حكومت اسلامي يا دموكراتيك نخواهد بود.