نزديكي دوباره روسيه و مصر در اين دوره سوال هاي زيادي ايجاد كرده است. آيا روسيه خواهان بازگشت تمام قد به خاورميانه است؟ آيا اين نگاهي استراتژيك است يا تنها در يك قرارداد نظامي خلاصه مي شود؟ نگاه مصري ها در اين زمينه چيست؟ داوود احمدزاده، كارشناس مسائل خاورميانه در گفتوگو با «جوانآنلاين» به سوال هاي ما پاسخ مي دهد...آقاي احمدزاده ديدگاه شما در خصوص نزديكي روابط روسيه و مصر چيست؟ فكر ميكنيد چطور شده كه مصر در بحث قرارداد نظامي به سمت روسيه روي آورده، آيا اين حركتي استراتژيك است؟
در سال 1979 يعني در زمان انور سادات، با وساطت آمريكا قرارداد كمپ ديويد بين مصر و رژيم صهيونيستي بسته شد. قبل از آن يعني در دوره جمالعبدالناصر روسها با مصر ارتباط تنگاتنگ داشتند. روسها در حوزه مالي و نظامي كمكهاي فراواني به مصر داشتند و متحد نزديك محسوب ميشدند. اما بعد از چرخشي كه مصريها نشان دادند و با كمكهايي كه آمريكا به عنوان پاداش براي آنها روانه ميكرد، شاهد چرخش كاملي از حوزهي بلوك شرق به بلوك غرب بوديم كه حاصل آن نزديكي و ارتباط استراتژيك آمريكا و مصر بود. آمريكاييها تا فروپاشي رژيم مبارك تلاش شان اين بود كه در موقعيت منطقهاي، ظرفيتهاي بالقوه و بالفعل مصر را براي كشاندن ديگر كشورها به طرح صلح و سازش، بين رژيم صهيونيستي و اعراب استفاده كنند و مبارك در اين زمينه نقش بيبديلي داشت. او در اين ميانجگري كه انجام ميداد هميشه بر مدار منافع غرب و اسرائيل مي چرخيد. اكثر روساي جمهوري قبلي آمريكا از نقش ميانجگري مصر و شخص مبارك تمجيد ميكردند. آنها تلاش شان بر اين بود كه اين وابستگي و نقطه اتكاي مصريها به آمريكا همچنان حفظ شود.
بعد از آنكه انقلاب نيمهتمام 2011 در مصر صورت گرفت، تغيير و تحولاتي در عرصه داخلي و سياسي مصر رخ داد و جريان اسلامگرا با رهبري محمد مرسي روي كار آمد. آمريكاييها اوايل آن تحولات فراگير در نوع مديريتشان سردرگم عمل كردند اما با گذشت زمان همچنان با حفظ آن كمكها، در پي اين بودند كه رژيم اسلامگرايي محمد مرسي را هم همچنان پايبند به قرارداد كمپديويد و حفظ منافع غرب در خاورميانه ملزم كنند. اين يكي از اشتباهات اساسي محمد مرسي در عدم تبيين اولويت سياست خارجي مصر جديد بعد از مبارك بود. در واقع او نتوانست پاسخگوي مطالبات اكثريت مردم يا اكثريت خاموش مردم باشد. يكي از مطالبات حداقل قطع ارتباط با رژيم صهيونيستي بود كه تبلور عيني آن را در حمله به سفارت رژيم صهيونيستي شاهد بوديم. چندين بار هم خطوط گازي كه به سرزمينهاي اشغالي گاز ميرساند، منفجر شد. اين نشان ميداد كه اكثريت مردم مصر همچنان رژيم صهيونيستي را به عنوان دشمن اصلي خود ميدانند و انتظار داشتند با آمدن محمد مرسي تغيير و تحولات اساسي در سياست خارجي مصر جديد انجام بگيرد. اما متاسفانه اين گزينه مغفول افتاد و محمد مرسي همچنان ميراثدار سياستهاي دوره مبارك بود و نتوانست به آن مطالبات پاسخ دهد.
البته مرسي سفري به چين داشت، اين نشاندهنده تلاش او براي فاصله گرفتن از غرب نبود؟
محمد مرسي تلاش كرد و گامهايي برداشت اما آن گامها چشمگير نبود. وابستگي استراتژيك مصر به آمريكا در دوره مبارك همچنان در دوره مرسي هم به نوعي حفظ شد و متاسفانه شاهد تغيير و تحولي اساسي نبوديم. علاوه بر آن محمد مرسي در عرصه سياست داخلي و خارجي اشتباهات عديدهاي انجام داد. تبادل سفير را در دوره محمد مرسي شاهد بوديم و حتي نامهاي كه براي سران رژيم صهيونيستي نوشت، به نوعي باعث شگفتي مردم مصر و جهان اسلام شد. خطاها و اشتباهات استراتژيك در خارج باعث شد كه خطاها و اشتباهاتي هم در داخل انجام دهد كه به نوعي به سقوط مرسي منجر شد.
در هر صورت بعد از اين جريان و كودتاي نرمي كه نهاد نظامي انجام داد، تعطيلي فعاليتهاي سياسي اخوانيها و دستگيري گسترده رهبران اخواني صورت گرفت. اكنون نيز ما شاهد هستيم كه ارتش همچنان ميداندار عرصه سياست داخلي و خارجي مصر است و نيروهاي ليبرال و سكولار در واقع پيرو و تابع اقدامات ارتش در مصر هستند.
با اين اوصاف چگونه به سمت روسيه گرايش پيدا كرد؟
بعد از آنكه اخوان سرنگون شد باز مجددا شاهد سردرگمي سياست خارجي آمريكاييها نسبت به اين تحولات داخلي مصر و وقوع آن كودتاي نرم هستيم. در واقع آمريكاييها اين را كودتا نخواندند ولي در هر صورت به شكلي تلاش كردند كه اخوان را به شكل كنترل شده و تضعيف شده در عرصه سياسي مشاركت دهند. يعني نهاد نظامي و ارتش را ملزم كنند اخوان را به صورت كنترل شده و تضعيف شده بپذيرند. عدم پذيرش اين تقاضاي آمريكاييها به رغم رايزنيهايي كه انجام شد باعث دو دستگي در سياست خارجي آمريكا شد. عدهاي هستند كه تلاش ميكنند همچنان بر حرف خودشان در كنگره آمريكا و جريانات سياسي پافشاري كنند كه هر طور شده اخوان به قدرت برگردد يا اگر قدرت كامل را در اختيار نگيرد، يكي از كليديترين عرصه سياسي را حتما در دست بگيرد، عدهاي هم هستند كه بر حذف اخوان مهر تاييد زدند. اين شائبه باعث شده كه هم نهاد نظامي، هم اخوان و همزمان آمريكا را به دخالت در امور داخلي مصر متهم سازند.
اما نظاميان خيلي به آمريكاييها نزديك هستند، اينطور نيست؟
به طور كل بعد از چرخشي كه در سال 1979 در ساختار و تشكيلات ارتش مصر انجام شد، نهاد نظامي توسط خود آمريكاييها سازماندهي شد. اين حرف قابل قبولي است ولي بحث اين است كه علت، چرخش نيست. در واقع ارتباطي كه روسها با قدرتهاي منطقه برقرار كردند ميخواهند از ضعف آمريكا استفاده كنند و به آن اقتدار منطقهاي خود بازگردند. چون قبل از فروپاشي شوروي شاهد هستيم روسها در روسيه بسيار فعال هستند و در حوزه عراق ميخواهند نقش خوب و مثبتي را ايفا كنند و در حوزه افغانستان و ساختار تشكيلات ارتش هم تلاش ميكنند به نوعي مشاركت داشته باشند. از آنجا كه نقش مصريها در منطقه استراتژيك است و با توجه به بحث كانال سوئد و درياي سرخ و نقش فرهنگي و سياسي مصر در جهان اسلام و جهان عرب، روسها تمايل دارند از تضعيف موقعيت آمريكاييها استفاده كنند. اين در حالي است كه ارتش مصر نزديكي به روسها را به عنوان اهرم فشار عليه آمريكا و غرب ميداند.
هر قدر بيشتر نزديكتر شود ميتواند امتياز بيشتري از آمريكاييها بگيرد. نه اينكه به طور كل قصد داشته باشد چرخهاي در كل اساس سياست خارجي مصر به وجود آورد بلكه ميخواهد از اين حربه استفاده كند تا اولا آمريكا دنبال به قدرت رساندن و حمايت از اخوان نرود و در مرحله دوم با قطع بخشي از كمكهايي كه آمريكاييها انجام دادند و خلا قدرتي كه در مصر به وجود آمده نهاد نظامي و ارتش تلاش دارد كه اين خلا قدرت را كه از طريق كمكهاي نظامي كه قبلا تامين ميشد با نزديكي به روسها به دست آورد. به دليل همين تحولات اخيري كه انجام شده كمكهاي آمريكا قطع شده است. اين كمكها در هر صورت براي حيات سياسي ارتش و نهاد نظامي مصر حياتي است و مصر نميتواند از آن چشمپوشي كند. با توجه به اقتصاد تضعيف شده و وضعيتي كه مصريها دچار هستند، ارتش در شرايط سختي قرار دارد. بخشي از اين كمكها را عربستان و امارات متحده تقبل كرده است. مصري ها ميخواهند بخش نظامي و تكنولوژي را هم از نزديكي با روسها به دست آوردند و از آن به عنوان ابزار عليه آمريكاييها استفاده كنند.
يه ذره سوادم بد نيست. بر اساس قانون امريكا، كشوري كه از طريق كودتا روي كار بياد ديگه نمي تونه از امركيا سلاح بخره و امركيا هم سلاح نميفروشه بهش. به همين جهت بود اوباما تعلل ورزيد در كودتا خواندن اتفاقات مصر. حالا روسيه جايگزين شده. به همين سادگي.