همراه داشتن چاقو سبب شد پسر نوجوان، بعد از شركت در نزاع، ناخواسته مرتكب قتل شود. متهم كه فرهاد نام دارد روز گذشته در حالي كه گريه ميكرد مقابل هيئت قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران ايستاد و از اتهام خودش دفاع كرد.
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران در توضيح كيفرخواست گفت: شامگاه 14مهرماه سال گذشته به مأموران پليس خبر دادند پسر جواني در يك نزاع، نزديكي پاركي در طرشت كشته شده است. بررسيهاي بيشتر نشان داد كه عامل قتل پسري به نام فرهاد است كه با همدستي نيما مرتكب قتل شده است. بعد از آن، مأموران دو متهم را به همراه 12 پسر ديگري كه در دعوا حضور داشتند، بازداشت كردند. نماينده دادستان تهران گفت: اتهام فرهاد، مباشرت و اتهام نيما معاونت در قتل است و بقيه متهمان نيز به شركت در نزاع متهم هستند و برايشان درخواست صدور مجازات قانوني دارم.
پس از آن اوليايدم گفتند كه خواستهشان قصاص متهم است. مادر مقتول گفت: شب حادثه پسرم در خانه بود كه دوستش با او تماس گرفت و گفت در پارك نزديك خانهمان دعوا شده است. پسرم براي دعوا از خانه بيرون رفت و چند ساعت بعد هم به من خبر دادند كه او كشته شده است.
در ادامه قاضي عزيزمحمدي فرهاد را به جايگاه دعوت كرد. او اتهام خودش را قبول كرد و در حالي كه گريه ميكرد، خودش را به جايگاه رساند. فرهاد گفت: وقتي مقابل پارك رسيدم، دو نفر از دوستانم كه وحيد و سعيد نام دارند با هم مشاجره ميكردند. من نميدانم مشاجرهشان بر سر چه بود اما چند دقيقه بعد با هم آشتي كردند. همان لحظه چند نفر از بچههاي محل از پارك بيرون آمدند و ناگهان بر سر وحيد ريختند و شروع به كتك زدن او كردند. من هم براي دفاع از وحيد وارد دعوا شدم. همان لحظه مقتول مقابل من قرار گرفت و به من فحش داد. من هم برايش چاقو كشيدم و ضربهاي زدم و احساس كردم كه به سينهاش خورد. وقتي هم كه روي زمين افتاد، فرار كردم. متهم ادامه داد: بر سر هيچ مرتكب قتل شدم و حالا خود را گرفتار كردهام. قاضي گفت: براي چه با خودت چاقو حمل ميكردي؟ متهم گفت: نميدانم. بدون هيچ دليلي. جواني كردم و گرفتار شدم.
پس از آن نيما در جايگاه قرار گرفت و گفت: من اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم. شب حادثه داشتم از محل رد ميشدم كه شنيدم وحيد دارد همان نزديكي با يك نفر قرار دعوا ميگذارد. وحيد را ميشناختم. او بچهمحلمان بود. كنجكاو شدم و به دنبالش رفتم. جلوي پارك دعوا شده بود. وحيد هم وارد دعوا شد. من به دنبالش رفتم تا ميانجيگري كنم و او را از دعوا بيرون بكشم. همان لحظه ديدم در چند متري ما چند نفر ديگر هم با هم درگير شدهاند. در گيرودار دعوا بود كه مقتول را مقابل خودم ديدم. او ناگهان روي زمين افتاد و ديدم كه از بدنش خون ميرود. من نديدم كه چه كسي به او ضربه زد و نقشي هم در قتل او نداشتم. متهم ادامه داد: من اشتباه كردم كه كنجكاو شدم و به دنبال كار خودم نرفتم. اگر به خانهمان رفته بودم يا همانجا با پليس تماس ميگرفتم، حالا گرفتار نميشدم. هيئت قضات بعد از شنيدن دفاعيات ساير متهمان وارد شور شدند.