اثر تاريخي«مروري بر مواضع ضداستعماري و ضدصهيونيستي روحانيت شيعه در دوره معاصر» به قلم تاريخ پژوه ارجمند كشورمان جناب محمد حسن رجبي توسط انتشارات اميركبير و در120 صفحه به بازار نشر عرضه گشته است. نويسنده اثر در ابتداي اين رساله موجز درباره چند و چون نگارش اين كتاب آورده است:
«كتابي كه فرا روي خوانندگان محترم قرار دارد، چنان كه از عنوان و حجمش پيداست، گوياتر و موجزتر از آن است كه نياز به مقدمهاي داشته باشد. اميد آن كه اين اثر آغاز پژوهشهاي گستردهتر و دامنهدارتري توسط پژوهشگران باشد. به نظر نگارنده، غور و تأمل در رويدادهاي سياسي جاري در جمهوري اسلامي ايران و كشورهاي اسلامي منطقه و مناسبات استكبار جهاني با آنها بدون رجوع به سوابق امر و يافتن زمينه و علل و عوامل آن امري مشكل بلكه محال مينمايد. بناي نگارنده در نگارش اين اثر بر ايجاز و اختصار است و قصد تفصيل ندارد و اميدوار است شايد بتواند زواياي كمتر شناختهشدهاي از تاريخ سياسي معاصر ايران و جهان اسلام را در معرض نظر خوانندگان علاقهمند قرار دهد. بخشي از مطالب اين كتاب سال پيش به همايش «پنجاهمين سالگرد تأسيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم» كه در بهمن ماه سال 1391 در شهر قم برگزار شد، ارائه شد و پس از آن با ويرايش كامل و مطالب تكميلي به صورتي كه ملاحظه ميشود تقديم خوانندگان محترم ميشود.»
محمد حسن رجبي در مقدمه كوتاهي كه كتاب را بدان آغاز ميكند در تشريح فضاي تاريخي «مواضع ضداستعماري و ضدصهيونيستي روحانيت شيعه در دوره معاصر» مينويسد: «با تشكيل دولت شيعي صفوي در آغاز قرن دهم هجري، منازعات خونين مذهبي- سياسي ميان ايران و عثماني- كه داعيه رهبري مذهبي- سياسي جهان اسلام را داشت- به مدت سه قرن آغاز شد و كم و بيش تا نيمه حكومت فتحعليشاه قاجار (نيمه اول قرن سيزدهم هجري) ادامه يافت. اين درگيريها به تضعيف بنيانهاي اقتصادي و نابودي امكانات طبيعي و انساني زيادي از هر دو طرف انجاميد و مانع بزرگي براي توسعه هر دو كشور شد. در قرن دوازدهم هجري، دولت تزاري روسيه در صحنه سياسي- نظامي جهان سربرآورد و به سرعت به صورت بزرگترين قدرت نظامي جهان درآمد. اين دولت كه بر اساس مذهب ارتدوكس شكل گرفته بود، خود را ميراثدار امپراتوري مسيحي روم شرقي (بيزانس) ميدانست كه توسط عثمانيها برچيده و پايتخت مذهبي- سياسي آن (قسطنطنيه) پايتخت دولت عثماني شده و «اسلامبول» نام گرفته بود، اما روسيه دشمن بزرگ و جدي عثماني به شمار ميرفت و درصدد تضعيف و نابودي آن دولت و بازگشت مجدد قسطنطنيه به آغوش جهان مسيحي بود. بدين منظور از نيمه دوم قرن دوازدهم هجري جنگ ميان دو دولت آغاز شد كه به مدت بيش از 150 سال ادامه يافت. اين جنگها كه بعضاً با حمايتهاي سياسي- نظامي دولتهاي اروپايي همراه بود، موجب شكستهاي بزرگي براي عثماني و از دست رفتن بخشهاي وسيعي از آن كشور شد و توان سياسي، نظامي و اقتصادي آن را به تحليل برد، از اينرو در قرن سيزدهم هجري (نوزدهم ميلادي) عثماني «مرد بيمار اروپا» خوانده ميشد. علاوه بر آن، شورشهاي اقوام و مليتهاي مسيحي ساكن امپراتوري كه در طول قرون سيزدهم و چهاردهم هجري با تحريك و حمايت دولتهاي اروپايي ادامه داشت، سبب شد تا دولت عثماني فرصت پرداختن به منازعات مذهبي- سياسي گذشته با ايران را نداشته باشد و لذا در قرن سيزدهم هجري- بهجز يك مورد درگيري كه با وساطت علماي شيعه عراق به مصالحه انجاميد- جنگي ميان دو كشور پديد نيامد و آرامش سياسي ميان دو كشور برقرار شد. از سوي ديگر انگلستان كه از آغاز قرن يازدهم هجري به بهانه تجارت به سرزمين حاصلخيز هندوستان وارد شد، پس از گذشت دو قرن همه رقباي استعماري را از آن سرزمين بيرون راند و خود عملاً حاكم بلامنازع آن سرزمين پهناور شد كه تا پيش از آن پادشاهان و امراي مسلمان بر آن حكومت ميكردند. اين زيادهخواهيهاي استعمارگران اروپايي تضعيف و سقوط دولتها و امراي مسلمان و ذلت و محروميت مسلمانان مناطق از دست رفته را به همراه داشت كه اخبار ناگوار آن از طريق مهاجران، بازرگانان يا زائران خانه خدا به اطلاع مردم و علماي ايران ميرسيد.»
مطالعه اين كتاب موجز و در عين حال مفيد را به مخاطبان تاريخ پژوه توصيه ميكنيم.