در زمينه هوايي نميتوانم اظهارنظر كنم چون صاحبنظر نيستم اما در زمينه فضايي در يك دهه اخير در عين داشتن مشكلات متعدد، رشد خيلي خوبي داشتهايم. همانطور كه ميدانيد صنعت فضايي يك صنعت با ريسك و هزينهبري بسيار بالاست، بنابراين فعاليت در آن بايد با برنامهريزي و مديريت تخصصي انجام بگيرد. در غير اين صورت احتمال شكست در آن خيلي زياد است. مضاف بر اينكه فعاليتهاي فضايي جمعبندي تمام فناوريهاي پيشرفته هستند. يعني بالاترين سطح فناوري و دانش در زمينه الكترونيك، برق، مخابرات، مواد، فيزيك و. . . در صنعت فضايي نمود پيدا ميكند. به دليل اينكه اين صنايع از فناوري بالايي برخوردارند بايد بتوانيم از نتايج و دستاوردهاي جهان در اين زمينه استفاده كنيم.
در حال حاضر يكي از موانع فعاليت در صنايع پيشرفته در كشور عدم ارتباطمان با مراكز فعال خارجي و در نتيجه عدم امكان استفاده از دستاوردهاي آنها و تبادل تجربيات است بنابراين مجبوريم براي به دست آوردن تجربياتي كه آنها در طول زمان زياد و با صرف هزينه بسيار زياد كسب كردهاند برنامهريزي كنيم كه خود اين هم نياز به صرف هزينه و زمان بسيار زيادي دارد.
در نتيجه تحقق اهدافمان با مقداري تأخير انجام ميشود. در حال حاضر مجبوريم راه رفته را دوباره آزمايش كنيم. ولي با اين وجود ما ظرفيتهاي ويژهاي نيز داريم كه اين مشكلاتمان را تا حدودي رفع ميكنند. از جمله نيروي جوان فعال، با انگيزه و توانمند، زيرساختهاي قانوني، علمي و صنعتي كه با حمايت، برنامهريزي دقيق و مديريت مستمر و تخصصي ما را به نتيجه مطلوب ميرسانند. به هر حال قدمهاي اوليه را خوب برداشتهايم ولي تا رسيدن به قلههايي كه بشود اسم بخش فضايي كشور را به عنوان يك قدرت فضايي در سطح جهان مطرح كرد فاصله زيادي داريم.
تحريمها چه تأثيري در روند پيشرفت اين صنعت در كشور ما داشتهاند؟
در هيچ جاي دنيا در صنايع و فناوريهاي پيشرفته به دليل ريسك و هزينه بالا، همه مراحل تحقيق و توليد را يك كشور به تنهايي انجام نميدهد و اغلب سعي ميكنند از دستاوردهاي كشورهاي ديگر استفاده كنند و خودشان روي يك زمينه متمركز شوند. متأسفانه كشور ما در تأمين اين نيازها خيلي مشكل دارد. يعني عملاً هيچ كشور و مركز علمي به ما كمك فني و علمي نميدهد. بنابراين هر كاري كردهايم خودمان كردهايم و اين خيلي تأثير ميگذارد. اينكه شما بخواهيد از پيشران گرفته تا هدايت و كنترل، سازه و پرتاب خودت كار كني و همه فناوريها و علوم را توسعه دهي و به سطح ساخت و تست برساني هم هزينهبر است و هم زمانبر. تازه اينها اقلام كلي است.
ما در حال حاضر از يك يا سي گرفته تا يك چيپ كوچك و يك برد و تركيب سوخت و آلياژ خاص مشكل داريم. همه اينها مسئله هستند و همه به طور مشخص روي پيشبرد اهدافمان تأثير ميگذارد. گرچه توانستهايم با تأمين قطعات بر اساس فناوريهاي داخلي به يكسري اهداف مشخص استراتژيك برسيم اما براي اينكه فعاليت هايمان را در جهت پيشرفت بهينه كنيم، احتياج داريم كه با بازارهاي جهاني علمي و فناورانه در زمينه فضايي ارتباط داشته باشيم كه متأسفانه نداريم.
در مجموع توسعه دانش فضايي چه چالشهايي دارد؟
بالاخره وقتي در فناوري پيشرفت ميكنيد سر ريز آن ميآيد تبديل به علم ميشود، علم در زمينه آموزش وارد ميشود و آموزش ميتواند ارتقا پيدا كند. هر چقدر شما آنجا مشكل داشته باشيد اين طرف هم مشكلات خودشان را نشان ميدهند.
اين مسير يك طرفه است يا دوطرفه؟ يعني مثلاً ما در دانش ارتقا پيدا كنيم صنعتمان ارتقا پيدا ميكند يا نه صنعت ارتقا پيدا كند دانش ارتقا پيدا ميكند؟
اين هر دو لازم و ملزوم يكديگر هستند. يعني نميتوانيم بگوييم اول علممان بايد ارتقا پيدا كند بعد صنعت از آن پيروي كند يا اول صنعت ارتقا پيدا كند و بعد دانش. هر دوي اينها با يكديگر رشد پيدا ميكنند. معمولاً پيشرفت صنعتي هم به اين معنا نيست كه اول علمش را به دست آورده باشيد بعد سراغ ساخت و توليد محصول رفته باشيد. مثلاً شما اتومبيل يا هواپيما را در نظر بگيريد. برادران رايت دانشمند نبودند بلكه صنعتگراني بودند كه ايدههاي خوبي داشتند و آن ايدهها را تبديل به يك محصول صنعتي كردند و بعد آن محصول صنعتي مبناي تحقيقات علمي قرار گرفته است. سپس به طور مداوم تحقيقات علمي براي بهينه كردن آن انجام شده تا رسيده به اين هواپيماهايي كه الان ميبينيم. يعني تحقيقات به علم تبديل شده، علم را آموزش دادهاند، متخصصان جديد تربيت شدهاند، آن ايده اوليه صنعتي را ارتقا دادهاند تا رسيده به اين هواپيماهاي امروزي. خيلي از محصولات صنعتي كه ميبينيم حاصل مستقيم توليدات علمي نبودهاند. يك جهش و نوآوري در صنعت به مرور به يك سلسله تحقيقات علمي منجر شده است. بعضي مسائل علمي هم بوده كه مسير معكوس اين را طي كردهاند. مثل نظريه ذرات بنيادين كه اول به لحاظ علمي پخته شد و بعد قابليتهاي صنعتي آن تخمين زده و پيشنهاد شدهاند و در نهايت صنعت و توليدات فناورانه اين را تأييد كرده است.
بنابراين اين دانش و صنعت دو پايهاند كه بايد با هم پيشرفت كنند و به يكديگر سرويس بدهند. الان در كشور ما قسمت علمي و تئوريكال كار كمتر مشكل دارد. زيرا توانستيم از مباني و مراجع موجود تا حد امكان استفاده كنيم اما همچنان از مشكلاتي رنج ميبرد. مثلاً نميتوانيم مقالاتمان را به راحتي در نشريات جهاني انتشار بدهيم. نميتوانيم در گردهماييهاي جهاني به راحتي شركت كنيم، دستاوردهايمان را ارائه دهيم و از دستاوردهاي ديگران استفاده كنيم. امروز ميتوانيم تأثير اين حصار علمي را روي پيشرفتهاي علميمان ببينيم و اين ارتباط مستقيم با تحريمها دارد.
وضعيت نيروي انساني ما در حوزه تخصص فضا چگونه است؟
جوانان بسيار قابل، باانگيزه، علاقهمند و با توانايي علمي بسيار بالا داريم؛ منتها مشكلمان در نگهداري جوانان و ايجاد انگيزه مضاعف ميان آنها براي پرداختن به اين موضوع خاص است. چون اينها با انگيزه بالايي وارد بازار كار صنعت هوافضا ميشوند. منتها بعد از مدتي به دليل تغيير سياستها و اولويتها، دچار بيانگيزگي ميشوند و اغلب يا جذب رشتههاي ديگر ميشوند يا اصلاً از كشور ميروند.
همين را ميخواستم از شما بپرسم. از بين دانشجويانتان چند درصد مهاجرند؟ يعني براي ادامه تحصيل و فعاليتهاي علمي به خارج از كشور سفر ميكنند و ماندگار ميشوند؟
نميتوانم درصدي اعلام كنم اما خيليهايشان رفتهاند.
معمولاً مقصدشان چه كشورهايي هستند؟
عمدتاً اولويت اولشان كشورهاي غربي است. بعد حتي به هندوستان و مالزي و چين و ژاپن هم رضايت ميدهند. يعني هر جا بتوانند ميروند.
صنايع فضايي ما ممكن است در بعضي از زمينهها از ديگر كشورها بالاتر باشد. اين ملاك انتخابشان در انتخاب كشور مقصد نيست؟
نه معمولاً ملاك انتخابشان اين مسئله نيست. يعني انگيزهشان اين نيست كه بروند آنجا چيزي ياد بگيرند و به كشور برگردند. بيشتر به دنبال ايجاد موقعيت بهتر براي خودشان هستند كه ممكن است الزاماً هم در رشته تخصصيشان نباشد. چون اغلب در رشته تخصصي و گرايشات هوافضايي به آنها پذيرش نميدهند و اغلبشان مجبور ميشوند گرايشهايشان را عوض كنند. يكي از دانشجويان من اصرار داشت در زمينه هوافضا در ژاپن ادامه تحصيل دهد اما ترم دوم عذرش را خواستند.
فكر ميكنيد چند سال طول بكشد كه ما هم يك كشور فضايي بشويم؟
طبق تعريف استاندارد، قدرت فضايي به كشورهايي اطلاق ميشود كه بتوانند انسان به فضا اعزام كنند و سالم به زمين برگردانند. با اين تعريف، در صورتي كه برنامهريزي و بودجه مشخصي را به اين كار اختصاص دهيم، حداقل 15 سال كار مستمر نياز است.