در باب وابستگي شديد امريكا به رژيم صهيونيستي سخنان بسيار است اما واكاوي چرايي اين وابستگي و كنترل سياستهاي كاخ سفيد از سوي تلآويو پرسشي است كه ريشه در تحريم نفت امريكا و اسرائيل از سوي اعراب در اكتبر سال 1976 دارد.
پس از دو جنگ اعراب با رژيم صهيونيستي در دهه 60 ميلادي به رهبري عبدالناصر كه منجر به شكست مفتضحانه اعراب شد، سادات، رئيسجمهور مصر سناريو فوق سري را با همكاري شوروي تنظيم كرد كه بر اساس آن بخشي از خاك كشورهاي سوريه و فلسطين و همچنين كانال سوئز از صهيونيستها پس گرفته شود.
روز كيپور، مقدسترين روز يهوديان براي اين مهم انتخاب و جنگ شش روزه اعراب با صهيونيستها به جنگ كيپور مشهور شد. پس از اين جنگ، كشورهاي عرب عضو اوپك رژيم صهيونيستي و كشورهاي پشتيبان وي را تحريم نفتي كرده و بحران بزرگي را در امريكا به وجود آوردند.
با چهار برابر شدن قيمت نفت، در امريكا بحران انرژي به وجود آمد به طوري كه خيابانهاي ايالات متحده امريكا در خاموشي فرو رفت و كريسمس آن سال در تاريكي جشن گرفته شد. صفهاي كيلومتري در پمپ بنزينهاي امريكايي كه به اسرافكاري شهرهاند، نخستين تصويري است كه از امريكا در آن سالها به اذهان متبادر ميشود. چندين بانك بزرگ امريكايي و ابرشركتهاي يانكيها در بحران بزرگي فرو رفتند و در اين ميان راكفلرها به انتقاد از نيكسون پرداختند.
ريچارد نيكسون، طراح اصلي كودتا عليه دولت مصدق كه در آن روزها رياست جمهوري امريكا را بر عهده داشت، در بنبستي بزرگ قرار گرفته بود و با مقامات كشورهاي نفتي وارد معامله شد اما هيچ يك از اين كشورها تمايلي به كاهش قيمت نفت نشان ندادند، ملك فيصل پادشاه عربستان كه پس از مخالفت با پيشنهاد امريكا از سوي برادرزاده خود كشته شد، مخالف اصلي امريكا لقب گرفت چراكه بخش اعظمي از نفت امريكا، از سوي سعوديها تأمين ميشد.
همزمان با اقتصاد بحرانزده غرب، كشورهاي توليدكننده نفت در چنان درآمدزايي غوطهور شده بودند كه هر يك با توجه به موقعيت جهاني خود، براي تبديل شدن به ابر قدرت و ژاندارم منطقه برنامهريزيهاي بلندي را در دستور كار قرار دادند.
امريكا كه پس از جنگ جهاني دوم به منظور بازسازي كشورهاي غربي، بخش هنگفتي از سرمايه خود را در قالب وام به اروپا پرداخت كرده بود همان اندازه با بحران رو به رو بود كه كشورهاي توليدكننده نفت با «بحران غير معمول ثروت».
در اين شرايط كشورهاي نفتي براي عقدهگشاييهاي خود، واردات كالاهاي لوكس امريكايي را پيش گرفتند. امريكا نيز براي تقويت اين موقعيت با عقد قراردادهاي كلان با ايران و امريكا كالاهاي درجه چندم خود را با قيمتهاي بالاتر به اين كشورها فروخت و دلارهاي خروجي خود را با هزينهاي ناچيز به واشنگتن برگرداند.
اما اين يك سوي ماجراست؛ رژيم صهيونيستي و لابي ثروتمند آن از اين شرايط استفاده كردند و با خريداري سهام بيارزش شركتهاي بزرگ امريكايي و بانكهاي راكفلرها، اقتصاد امريكا را در دست گرفتند. مهرههاي حزب دموكرات امريكا شرايط را براي حضور پر رنگتر صهيونيستها در اقتصاد امريكا را آماده كردند و ميلياردها دلار به اقتصاد يانكيها تزريق شد در حالي كه درآمد كشورهاي نفتي در عرض چند ماه از 37 ميليارد دلار به 143 ميليارد دلار رسيده بود.
آرشيو اسناد موجود و رجوع به كتابهاي تاريخي نشان ميدهد بسياري از اقتصادخواندهها و آشنا به اقتصاد سياسي به سردمداران خود پيشنهاد دادند براي همراهي امريكا با سياستهاي خود، پول نفت خود را در امريكا سرمايهگذاري كنند اما به دليل پيشنهادات به ظاهر غربگرايانه به اعدام و زندان محكوم شدند.
اقتصاد امريكا كه به مدد سرمايهگذاري رژيم اشغالگر، پايهاي صهيونيستي دارد در سالهاي بعد، اين رژيم را تبديل به خط قرمز كاخ سفيد كرد؛ اين در شرايطي بود كه پس از تحريم نفت اسرائيل و امريكا، هنري كيسينجر وزير امور خارجه اسبق امريكا حق را به اعراب داد. همين موضوع خشم تلآويو را همراه داشت، غافل از اينكه نيكسون قصد داشت با «بازي دلاري» خود نقش صهيونيستها را در اقتصاد خود كمتر كند. لابي صهيونيستها با آگاهي از اين موضوع به سرعت سهام همه شركتهاي بزرگ و ورشكسته امريكايي را خريداري كرد و با برنامهريزي دقيق خود، يكتنه امريكا را سرپا كرد و اين كشور را غلام حلقه به گوش خود كرد. هم اكنون كارتلهاي بزرگ اقتصادي امريكا مانند جنرالموتورز، اوراكل، دل، مايكروسافت، بانكهاي پوآليم، جي پي مورگان، HSBC، آو، سيتي گروپ، كوكاكولا، پپسي، مك دونالد، نستله، اورئال، سارالي،اي بيام، تيم برلن، چيكو، ، گالكسي، هوگو و. . . با سرمايهاي بيش از 470 تريليون دلار از سوي صهيونيستها اداره ميشود. چين، به عنوان بزرگترين رقيب و حتي دشمن اقتصادي امريكا، سهم بزرگي از اوراق قرضه امريكا را در دست دارد و ميتواند با كوچكترين اقدامي اقتصاد امريكا را فلج كرده و ضربه مهلكي به اين كشور وارد كند، بدون ترديد پكن رابطه خوبي با واشنگتن ندارد اما در جنگ اقتصادي با فهم دقيق ملزومات پيروزي در يك رقابت اقتصادي، قدرت بالقوهاي براي زمين زدن اقتصاد امريكا در دست دارد، هرچند كه امريكا نيز ميتواند متقابلاً وارد عمل شود اما نه قدرت آن را دارد و نه ريسك انجامش را.
هدف از نگارش موارد فوق، ريشهيابي دلايل بازي امريكا در زمين رژيم صهيونيستي بود. نتيجهگيري با خوانندگان!
در کنار این واقعیت ،یهودیان مقیم فلسطین اشغالی نیز گروگان هم کیشان به ظاهر یهودی خود صهیونیست ها هستند ، مذهب واقعی این ابر سرمایه داران، رسیدن به سود بیشترهست وبروی ان از هیچ فکر وفریبی روی گردان نیستند ، خدایا مکروحیله ی صهیونیست ها را به خودشان برگردان.