
زمزمههاي بازگشت علياكبر ناطق نوري به عرصه فعاليت سياسي آن هم از زبان دبيركل كارگزاران سازندگي به عنوان چهره نزديك به هاشميرفسنجاني در نوع خود خبري مهم است، اما تأثيرات اين حضور روي جريان اصلاحات بسيار مهمتر خواهد بود. با پايان انتخابات رياست جمهوري يازدهم و استقرار دولت تدبير و اميد، تقريباً همه نگاهها به انتخابات مجلسي معطوف شد كه قرار است در آخرين ماههاي سال 94، تركيب بهارستاننشينان دهم را مشخص كند. در روزهاي اخير البته تحولات و اظهارنظرهاي برخي چهرههاي سياسي نزديك به دولت و جريان آيتالله رفسنجاني تا حدودي نشان داده كه قرار است در اين انتخابات نيز مجدداً سرنوشت اصلاحطلبان و جريان سياسي راست سنتي به يكديگر گره بخورد.
زمزمههاي بازگشت ناطق به خانه ملتبه گزارش فارس، غلامحسين كرباسچي چهره تأثيرگذار حزب كارگزاران سازندگي كه سمت دبيركلي اين حزب نزديك به هاشمي را به عهده دارد، چند روز پيش بخشي از استراتژي احتمالي اصلاحطلبان در انتخابات آينده مجلس را آشكار كرد. كرباسچي در اظهارنظر خود درباره چگونگي ورود اصلاحطلبان به انتخابات مجلس دهم، از كسي اسم به ميان آورد كه اين روزها برخي رسانهها از وي به عنوان «شيخ گوشهنشين» نام ميبرند: «احزاب اصلاحطلب از روشهاي سياسي معقول و فعالتر براي انتخابات مجلس استفاده ميكنند و بعيد نيست با توجه به سابقه ناطق نوري و مجموعه گرايش اصلاحطلبان اين اتفاق صورت بگيرد، حركت به سمت ناطق نوري چيز عجيبي نيست كه بايد هماهنگي در مورد آن صورت بگيرد.»
وي در ادامه در پاسخ به سؤال ديگري درباره احتمال حضور عارف در انتخابات مجلس اظهار داشت: «عارف از نيروهاي خوبي است كه تجربه معاون اجرايي و وزارت را در كارنامه خود دارد و در مجلس ميتواند نقش خوبي ايفا كند، اما اين بحث نيست كه يا عارف در انتخابات مجلس حضور داشته باشد يا ناطق نوري، به هر حال مجلس 290 كرسي دارد و همه شخصيتهاي خوب و توانمند ميتوانند در آن حضور داشته باشند.»
«حركت به سمت ناطق» براي انتخابات مجلس آينده و احتمال رسيدن اصلاحطلبان روي اين اجماع كه ناطق سرليست اصلاحات براي حضور در انتخابات مجلس آينده باشد، براي بسياري از كارشناسان سياسي تعجبآور خواهد بود، چون اين شيخ گوشهنشين همان كسي است كه رياست مجلس پنجم متمايل به جريان راست را در اختيار داشته و از طرفي ديگر جديترين رقيب انتخاباتي كانديداي اصلاحات در انتخابات رياست جمهوري سال 76 بوده است.
اما اظهارات كرباسچي نشان ميدهد كارگزاران فكرهاي ديگري براي انتخابات مجلس دارد و ظاهراً قرار است يك اصلاحطلب در راه تلاش رسيدن كارگزاران به صدر مجلس دهم با ميانداري ناطق، قرباني شود، البته اين اولين بار نيست كه كارگزاران و جريان نزديك به هاشميرفسنجاني يك اصلاحطلب را براي رسيدن به اهداف خود قرباني ميكنند.
توافق پشت پرده ناطق و خاتمي عارف را كنار زددر كوران انتخابات رياست جمهوري يازدهم، محمدرضا عارف به عنوان كانديداي اصلاحطلبان وارد صحنه شد و اميدوارانه به دنبال كسب پيروزي بود. وي در جريان سخنرانيهاي خود در برنامههاي تبليغاتياش بارها و بارها گفته بود كه به نفع هيچ كس كنار نخواهد كشيد، ولي چهار روز قبل از برگزاري انتخابات خبر انصراف عارف از انتخابات رياست جمهوري يازدهم رسانهاي شد.
وي در ابتداي نامه انصراف خود خطاب به مردم و هوادارانش نكته قابل توجهي را ذكر كرد؛ «غروب دوشنبه بيستم خرداد ماه، مرقومهاي از جناب آقاي سيدمحمد خاتمي دريافت نمودم. ايشان طي اين نامه در مقام رهبري اصلاحات، ادامه حضورم را در صحنه انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري به مصلحت ندانستهاند.» برخي رسانهها خروج محمدرضا عارف از عرصه انتخابات را با تيتر «كنارهگيري عارف با گوشهچشم خاتمي» منتشر كردند و تحليلهاي مختلفي در اينباره ارائه دادند ولي ابعاد پنهان كنارهگيري عارف تا هفتههاي بعد از انتخابات ناگفته باقي ماند. اصلاحطلبان به پيروي از خاتمي در انتخابات يازدهم خود را در جايگاه حمايت از روحاني قرار دادند و پس از انتخابات نيز خود را حامي جدي دولت معرفي كردند. در اين ميان البته كسي نميتوانست سكوت و ناراحتي محمدرضا عارف از ماجراي كنارهگيرياش را منكر شود. يكي از نشانههاي اين ناراحتي اين بود كه عارف تا روزهاي قبل از انتخابات روحاني را اصلاحطلب نميدانست و حتي در يكي از نشستهاي خبري پيش از انتخابات در 20 ارديبهشت سال جاري صريحاً اعلام كرد كه «حسن روحاني را اصلاحطلب نميداند» چون وي بارها خود را كانديداي اصولگرايان معرفي كرده است. يكي ديگر از نشانههاي ناراحتي عارف اين بود كه وي در نامه انصراف خود از انتخابات هيچ نامي از حسن روحاني يا كنارهگيري به نفع وي نبرد.
نقش ناطق نوري در كنارهگيري عارف و عدمكنارهگيري ولايتيدر اين ميان و در روزهاي ابتدايي مهرماه سال جاري گفتوگويي از تيمور علي عسگري معاون سابق پارلماني مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر شد كه ناگفتههايي از انتخابات و پشت پردههاي پيوند اصلاحطلبان با يك كانديداي داراي گرايشهاي راست سنتي را آشكار ميكرد.
تيمور عليعسگري در ابتداي مصاحبه خود با اين جمله كه « انشاءالله آقاي ناطق از اينكه من اين مسائل را مطرح ميكنم، راضي باشند» از نقش ناگفته ناطق در كنارهگيري عارف از عرصه انتخابات رياست جمهوري ميگويد: « نقش آقاي ناطق در انصراف عارف از انتخابات بسيار مهم بود. تصور همگان بر اين است كه آقاي خاتمي در انصراف آقاي عارف نقش مهمي داشته است. آقاي خاتمي در نامهاي به آقاي ناطق پيشنهاد كرد كه سه نفر از طرف آقاي روحاني و سه نفر از طرف آقاي عارف معرفي شوند و چند نفر هم مرضيالطرفين باشند و اين شورا تصميم بگيرند. بعد آقاي ناطق در جلسهاي (مراسم عروسي نوه شهيد صدوقي) به آقاي خاتمي گفته بود فرصتي براي تشكيل اين چنين شورايي وجود ندارد و گفته بود كه مگر غير از اين است كه آقاي عارف گفته كه «اگر آقاي خاتمي به من بگويند، من كنار ميروم» اين موضوع را مكتوب كنيد، بنابراين آقاي ناطق نقش اثرگذاري داشت كه آن نامه را خاتمي بنويسد.»
علي عسگري البته از نقش ناطق نوري در عدم كنار رفتن ولايتي از انتخابات هم ميگويد؛ موضوعي كه بسياري از بزرگان اصولگرايي آن را در كنار ديگر مشكلات يكي از عوامل ناكامي اصولگرايان در انتخابات ميدانند: «از سوي ديگر نيز بحث اين بود كه آقاي ولايتي كنار برود. آقاي ولايتي به هر دليلي كنار رفتن برايش سخت بود، بعضي از بزرگان جريان اصولگرا از جمله آقاي مهدويكني به وي گفتند كه كنار برود. وقتي آقاي ولايتي با آقاي ناطق در اين باره مشورت كرد، آقاي ناطق در پاسخ گفته بود كه مگر غير از اين است كه بزرگان اصولگرا ميخواهند جريان اصولگرا پيروز شود، شما (ولايتي) بگويند من مشروط كنار ميروم، آن هم به اين شرط كه آقاي جليلي و من با هم كنار برويم.»
آيا تدبير نزديكان هاشمي، عارف را از مجلس هم دور ميكند؟پس از انتخابات رياست جمهوري يازدهم محمدرضا عارف يكي از كانديداهايي بود كه زمزمه تشكيل حزب سياسي جديد در حاشيه زندگي سياسياش شنيده ميشد، البته هيچ منبعي تلاشهاي عارف و همسرش براي تشكيل حزب را تكذيب نكرد ولي رسانههاي اصلاحطلب با استراتژي خاصي سعي داشتند موضوع تشكيل حزب از سوي اين چهره اصلاحطلب را از كانون توجهات خارج كنند.
حسن رسولي از اعضاي ارشد بنياد باران و چهره نزديك به عارف درباره احتمال تشكيل حزب از سوي عارف ميگويد: «درباره موضوع تشكيل حزب بايد بگويم اين موضوع نه به صورت حزب فراگير به گونهاي كه سهواً در افكار عمومي مطرح شد، بلكه به عنوان يك حزب سياسي شناسنامهدار و مبتني بر گفتمان خردگرايانه اخلاقي و اصلاحطلبي كه در سطح كشور اثرگذار باشد طي چهار ماه گذشته در بين صاحبنظران همواره مطرح بوده است و تا اين مرحله به دليل عدماستقبال شوراي هماهنگي احزاب اصلاحطلب از پيشنهاد قبلي خويش مبني بر عهدهداري مديريت انسجامبخشي احزاب و جريانات اصلاحطلب، بحث تأسيس حزب جديتر از گذشته در دستور كار آقاي دكتر عارف است.»
محمدرضا عارف كه روزنامههاي اصلاحطلب زمزمه حضورش در جايگاه معاون اولي را شديداً در كانون تبليغات خود قرار داده بودند، هيچگاه پايش به پاستور باز نشد. نرسيدن عارف به جايگاه معاون اولي شايد به تنهايي موضوع غيرقابل هضمي نبود ولي انتصاب يك چهره كارگزاراني و نزديك به هاشميرفسنجاني در سمت معاون اولي نشان داد كه جريان كارگزاران به اين راحتيها سمتي را به اصلاحطلبان در دولت تحويل نخواهد داد.
در شرايطي كه تا چند ماه پيش و در روزهاي پس از انتخابات جريان رسانهاي اصلاحات عارف را بهترين گزينه براي انتخابات مجلس و سرليستي اصلاحات در اين جايگاه معرفي ميكردند، در روزهاي گذشته شديداً مورد انتقاد اصلاحطلبان به دليل آنچه از سوي آنان «تكروي» وي و همسرش ناميده ميشود، قرار گرفته است. اظهارات كرباسچي نيز برنامه گسترده كارگزاران براي به ميدان آوردن ناطق و حضور تأثيرگذار وي در انتخابات مجلس دهم را نويد ميدهد. محمدرضا عارف اين روزها در شرايطي قرار دارد كه ممكن است دوباره فشارها براي عدم تشكيل حزب جديد اصلاحطلب يا حضور مستقل در انتخابات مجلس، برايش ايجاد شود و بايد منتظر بود و ديد قرعه حذف شدن يك چهره اصلاحطلب توسط جريان نزديك به هاشمي با محوريت ناطق، به نام عارف ميافتد يا خير؟