کد خبر: 617866
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۲ - ۲۳:۰۱
دور شدن از مكتب امام خميني(ره) نسبت مستقيمي با تغيير نظام ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و استحاله جامعه و نظام دارد.
رضا سراج
دور شدن از مكتب امام خميني(ره) نسبت مستقيمي با تغيير نظام ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و استحاله جامعه و نظام دارد. تجديدنظرطلبان در دور جديد پروژه امام‌زدايي، از روش دو گام به جلو يك گام به عقب استفاده مي‌كنند.
 خوانش غلط و تحريف‌آميز از انديشه‌ها و اصول مكتب امام خميني(ره) دور جديدي از پروژه امام‌زدايي است كه با هدف حساسيت‌سنجي خواص و آحاد مردم نسبت به محكمات انقلاب اسلامي و نيز با هدف ريل‌گذاري براي دولت جديد، از سوي تجديدنظرطلبان هواخواه ليبراليسم و عدول‌كردگان از انديشه‌هاي امام عظيم‌الشأن راحل، آغاز گرديده‌ است.
اين مهم در واقع نقطه عزيمت سناريوي تغيير نظام ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي (نفي هويت و ساخت حقيقي نظام و جامعه ديني) است كه در نهايت مي‌تواند استحاله جامعه و نظام جمهوري اسلامي را رقم بزند.
در اين نوشتار واكاوي نسبت پروژه اما‌م‌زدايي و سناريوي تغيير و استحاله جامعه و نظام مورد اهتمام است و علاوه بر مرور مراحل قبلي پروژه امام‌زدايي، مرحله جديد اين پروژه نيز مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
 مرحله اول پروژه امام‌زدايي و سناريوي تغيير و استحاله: پس از پايان يافتن صورت نظامي جنگ و آغاز دوران سازندگي، تدريجاً نگرشي در برخي از مديران ارشد اجرايي كشور به وجود آمد مبني بر اينكه براي سازندگي و توسعه كشور بايد واقع‌گرا شد و از آرمان‌ها و ارزش‌هاي بنيادين نظام عدول كرد. دگرديسي معرفتي نزد اين مديران منجر به شكل‌گيري جرياني تجديدنظرطلب، موسوم به فن‌سالاران (تكنوكرات‌ها) گرديد. جريان مذكور با اين انگاره كه محكمات انقلاب اسلامي مكتب امام خميني(ره) مانعي در برابر تغييرات فضاي فرهنگي و اقتصادي كشور است، پروژه امام‌زدايي را با تلاش براي عقب‌نشيني و رها نمودن اصول مكتب امام خميني(ره) آغاز نمودند.
تئوريزه نمودن لزوم مذاكره مستقيم با امريكا در فضاي عمومي كشور و تغيير محيط فرهنگي جامعه از جمله اقداماتي بود كه سناريوي تغيير را به فاز اجرا منتقل مي‌ساخت. در همين رابطه يكي از مهم‌ترين اقدامات تكنوكرات‌ها، بازگرداندن عناصر ضدانقلاب متواري و فراماسونر بود كه متعاقب آن طيف اقتصادي، فرهنگي و سياسي از عناصر ضدانقلاب موفق شدند به كشور بازگردند.
در دوره اول پروژه امام‌زدايي ايجاد ترديد و تشكيك در اصول مكتب امام خميني، مهم‌ترين محور تلاش فن‌سالاران تجديدنظرطلب و عدول‌كردگان از انديشه‌هاي آن گوهر بي‌همتا براي خارج ساختن جامعه و نظام از مدار ارزش‌هاي بنيادين و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي (تغيير و استحاله) بود.
مرحله دوم پروژه امام‌زدايي و سناريوي تغيير و استحاله:  در دومين مرحله از پروژه امام‌زدايي، تجديدنظرطلبان هواخواه ليبراليسم و عدول‌كردگان از انديشه‌ها و راه امام راحل عظيم‌الشأن، در پوشش اصلاح‌طلبي، فراتر از مرحله اول (ترديد و تشكيك در مكتب امام خميني، رحمت الله عليه) عمل كردند و نفي و انكار انديشه‌ها و كارآمدي اصول مكتب آن يگانه دوران را در دستور كار قرار دادند.
در همين رابطه ماهنامه كيان (ارگان غيررسمي بنياد فراماسونري كيان در ايران و محفل تجديدنظرطلبان موسوم به حلقه كيان) در شماره تيرماه 1377 با نفي و انكار دوران پر افتخار امام خميني(ره) مدعي شد، «سياست‌هاي دهه اول انقلاب، غيركارا و ناموفق بوده ‌است.» متعاقب اين دستوركار، روزنامه زنجيره‌اي صبح امروز با مسئوليت سعيد حجاريان (مشاور سيد محمد خاتمي) در مقاله‌اي صراحتاً اعلام نمود كه نمي‌توان جامعه را با مختصات دوران امام اداره كرد. اين روزنامه در تاريخ 1/12/1377 با انعكاس اظهارات سعيد حجاريان، جايگاه مردم را در نگرش حضرت امام خميني‌(ره) اينگونه تحليل كرد:« ديدگاه ديگر معتقد بود، مردم به ‌صورت بي‌شكل و توده‌وار در صحنه نگاه داشته شوند و مردم را براي بيعتي مجدد به صحنه فراخواند.» اين روزنامه در ادامه، در مقابل نگرش حضرت امام، به نقل از حجاريان، ديدگاه مرحوم طالقاني را بهترين ديدگاه معرفي و مدعي شد: «اين ديدگاه مردم را در قالب نهادهاي جامعه مدني مي‌بيند.»
در ادامه اين روند، نشريات زنجيره‌‌اي تجديدنظرطلب هر كدام امام‌زدايي را در دستور كار خود قرار دادند. روزنامه همشهري با مسئوليت غلامحسن كرباسچي در تاريخ 19 شهريور 1377 جامعه ولايي به عنوان يكي از مهم‌ترين اصول مكتب امام خميني(ره) را اينگونه معرفي نمود: «جامعه ولايي، انحصارگر، توتاليتر و ضد‌مردمي است»، همچنين روزنامه زنجيره‌اي نشاط در اسفند ماه 1377، امام بزرگوار را خشونت‌طلب معرفي كرد و نوشت؛ «امام خميني و (شهيد) نواب صفوي خشونت‌گرا و كسروي و حكمي زاده اصلاح‌طلب بوده‌اند.»
مرحله سوم پروژه امام‌زدايي و سناريوي تغيير و استحاله: از فتنه 88 مي‌بايست به‌ عنوان يكي از مهم‌ترين مقاطع تاريخ انقلاب اسلامي و مرحله سوم پروژه امام‌زدايي و سناريوي تغيير ياد كرد. در اين دوره تجديدنظرطلبان هواخواه ليبراليسم و منحرف‌شدگان از مكتب امام متفاوت‌تر از دو دوره گذشته عمل كردند. آنان با هدايت عوامل نفوذي سرويس‌هاي اطلاعاتي بيگانه، ضمن پيوند خوردن با جريان‌هاي ضدانقلاب و مجموعه دشمنان انقلاب اسلامي، جبهه بسيار گسترده‌اي را در مقابله با نظام جمهوري اسلامي و مكتب امام خميني، ايجاد كردند. بر اين اساس هجمه براي امام‌زدايي و سناريوي تغيير به نسبت مراحل پيشين به نقطه اوج خود رسيد.
مرحله جديد پروژه امام‌زدايي: در چندين سال گذشته، پس از روشنگري و آگاهي‌بخشي خواص وفادار به گفتمان انقلاب اسلامي، پيرامون پروژه امام‌زدايي و سناريوي تغيير و استحاله، واكنش جامعه به جريان تجديدنظرطلب، بسيار هوشمندانه، به موقع و تحسين‌برانگيز بوده‌ است. بر اين اساس منحرفين از انديشه‌هاي نوراني روح خدا، شيوه ديگري را براي مرحله جديد امام‌زدايي در دستور كار قرار داده‌اند. جريان پيچيده نفاق جديد، به جاي ايجاد ترديد، تشكيك، نفي و انكار انديشه‌هاي امام بزرگوار و همچنين ستيزه‌جويي با راه امام عظيم‌الشأن راحل، به تحريف مكتب امام خميني و ارائه قرائت‌هاي انحرافي از اصول آن روي آورده‌اند تا از اين طريق با كمرنگ ساختن حضور معنوي و فكري حضرت امام، نظام ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي را تضعيف نمايند.
 از اين رهگذر، تجديدنظرطلبان به حاشيه‌ راندن گفتمان انقلاب اسلامي در جامعه و بسترسازي براي تغيير و استحاله جمهوري اسلامي را به انتظار نشسته‌اند.
سناريوي جديد نظام سلطه براي تغيير و استحاله: نظام سلطه و دشمنان انقلاب اسلامي با متحمل شدن شكست‌هاي پي در پي در مقابل جمهوري اسلامي ايران، به‌ويژه در فتنه 88، يكبار ديگر سناريوي پيچيده‌ و بسيار خطرناكي را طراحي نموده‌اند. طراحان و كارگزاران اين سناريو، با بهره‌گيري از عوامل نفوذي، تجديدنظرطلبان و منحرفين از مكتب امام خميني، تغييرو استحاله جامعه و نظام از ساخت و هويت خود را مدنظر قرار داده‌اند.
بر اين اساس به‌نظر مي‌رسد چارچوب كلي اين سناريو بر محورهاي زير استوار است.
 ـ ايجاد ادراك اشتباه (اشتباه محاسباتي) براي برخي از مسئولان و ريل‌گذاري طراحي شده براي دولت جديد.
 ـ ايجاد غفلت نسبت به ساخت دورني اقتدار و فرصت‌سوزي از جمهوري اسلامي ايران
 ـ پيوند زدن مشكلات معيشتي مردم به جهت‌گيري‌هاي سياست‌ خارجي نظام
 ـ تئوريزه نمودن لزوم تغيير در سياست خارجي به بهانه حل مشكلات معيشتي جامعه
 ـ اجتماعي نمودن تغيير با عرفي‌سازي اصول مكتب امام خميني و شرطي‌سازي پيرامون حل مسائل معيشتي
 ـ حساسيت‌زدايي از خواص و آحاد مردم از طريق تحريف مكتب امام و اصول آن (ارائه قرائت‌ها و تفاسير غلط و انحرافي از راه و انديشه امام) براي زمينه‌سازي سناريوي تغيير و استحاله
 ـ به هم ريختن انسجام ملي و دوقطبي‌سازي حاكميت و جامعه با ايجاد موج تغييرطلبي و بهره‌گيري از فرآيند‌هاي انتخاباتي آتي.
 ـ رويارويي بخشي از جامعه با اصول مكتب امام خميني با هدايت و موج آفريني تجديد نظرطلبان فتنه‌گر به عنوان فاز نهايي سناريوي تغيير و استحاله.
 نكته مهم در اين سناريوي جديد، تعيين مبادي حركت و نقش‌آفريني براي تجديدنظرطلبان فتنه‌گر است.
بر خلاف مراحل پيشين پروژه امام‌زدايي و سناريوي تغيير و استحاله‌ كه نقطه عزيمت آن از مبادي فرهنگي و سياسي بود، در دور جديد، سناريو بر حركت از مبادي اجتماعي- فرهنگي تكيه دارد. اين مهم از يك سو اين فرصت را در اختيار تجديدنظرطلبان فتنه‌گر و افراطي قرار مي‌دهد تا با بهره‌گيري از فرآيند‌هاي اجتماعي، براي خود در جامعه پايگاه ايجاد نمايند و از سوي ديگر زمينه‌اي براي استتار و اختفاي آنان در پشت مطالبات اجتماعي و موج تغييرطلبي جامعه فراهم مي‌آورد.
بنابراين بار ديگر بايد متذكر شد كه با توجه به نسبت مستقيم دور شدن از مكتب امام خميني با تغيير نظام ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي، مي‌بايست نسبت به تحريف راه و انديشه‌هاي نوراني و الهي امام عظيم‌الشأن راحل حساسيت به خرج داد و با تاكتيك دو گام به جلو يك گام به عقب در پروژه امام‌زدايي، هوشمندانه برخورد كرد و دچار ساده‌انديشي نشد.
منبع: برهان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار