مهدي محمدي حكيم | يكي از اصول پاك فطرت انسان، داشتن بهداشت روح و روان بهعنوان نياز تن آدمي است و شريعت و منهاج اسلام، آيات و روايات بسياري براي سلامت روح و روان و آلوده نشدن آن ارائه طريق نموده است.
از اين سو احكام دين تابع مصالح و منافع مطابق فطرت همه موجودات عالم است و نهي يا امر را نسبت به موضوعات متعدد با احكامي متفاوت همچون واجب و مستحب و... فتوا ميدهد.
غرب به وسيله مقطوع نمون ابزار توسعه از مبادي دين، به طور چشمگيري با عنايت به رشد و تعالي صنعتي و علمي از امنيت و آرامش رواني به دور افتاده است چراكه دين به رغم تأكيدات فراوان جهت نيل به رشد و توسعه علمي به مؤلفههايي همچون اخلاق، احكام، اعتقادات و توجه به عالم مابعد دنياي كنوني و رجوع انسان به حقيقت سرشت و فطرت خود سفارش فراوان و احكام متعددي را بيان نموده است.
از جمله مواردي كه بايد به آن توجه بيشتر كرد و باعث به زنگار كشيدن فطرت آدمي ميشود غلبه لذتهاي حسي و زودگذر بر لذتهاي عقلاني و معنوي و ايجاد جامعه لهوي است متأسفانه هجمههاي فراگير ابزارهاي فرهنگي غربي دقيقاً در حال توسعه و فراگير كردن همين نوع لذتها است.
حال در مقابل فضاي متعالي و نشاطآوري كه دين در جهت رشد و بالندگي جسمي و روحي لذتهاي عقلاني با ميزان فطرت معرفي و نقشه راه ارائه مينمايد، فرهنگ نابخردانه غرب، درست به عكس اين ايدئولوژي با ابزارهاي متفاوت رسانهاي و تبليغاتي باعث زايل نمودن سلامت و بهداشت روان ميشود كه مهمترين آنان را ميتوان به شرح زير اشاره نمود:
1 ـ موسيقيهايي با رويكرد ابتذال غرب
آنچه در نگاه ديني اهميت ويژهاي در اين خصوص دارد آثار معنوي و رواني موسيقي است كه اسلام با چيزي كه انسان را از ياد خدا غافل كند، يا در شهوات و هوسهاي مادي فرو برد يا عمر او را به بيهودگي و امور لغو سرگرم سازد و وي را از دستيابي به كمالات عالي انساني (هدف اصلي آفرينش) باز دارد و او را از عقلانيت مطابق سرشت آدمي به دور سازد موافق نيست و اين در حالي است كه موسيقي از منظر غرب دقيقاً داراي همين خصوصياتي است كه به آن اشاره شده و باعث تأثيرگذاري مفرط بر خرد و شعور و بر سلسله اعصاب آدميان است.
امام صادق (ع) در مقام نهي از شنيدن موسيقي حرام ميفرمايند: كار زشت و قبيح را به اهلش واگذار كه هر كاري اهلي دارد. (كافي ج6 ص 432)
وقتي عقل ملاك تشخيص باشد، كردار نيز متين و حساب شده خواهد بود اما سستي در خرد موجب سستي در عمل نيز ميشود و اينكه شخصي با شنيدن آهنگ به رفتارهاي سبك دست ميزند، معلوم ميشود كه عقل او دچار خفت و سبكي گرديده است و تنها احساس است كه بر وي حكم ميراند. (كتاب غناء محمد تقي صديقين اصفهاني ص 18)
2 ـ پوشش و حجاب
حجاب ظاهري، ريشه در حيا و عفاف دروني دارد و بدحجابي و بيحجابي دو عامل مهم و اثربخشي است كه به واسطه تأثيرگذاري مفرط آنان، امنيت و سلامت رواني يك جامعه را به مخاطره مياندازد از مهمترين عوامل بدحجابي در جوامع اسلامي ترويج فرهنگ نابجاي غرب به واسطه رسانههايي گسترده از طريق ماهواره و اينترنت و... است كه از خصوصيات بارز اينگونه رسانهها عمدتاً حيازدايي است. حيا اصل ثابتي در فطرت همه انسانهاست كه به جنبه روحي انسان برميگردد البته مصداقها و مواردي كه مردم از آن حيا ميكنند، تابع فرهنگ و نظام ارزشي آنهاست و همه امور فطري تقريباً چنين هستند كه مصاديقشان تابع فرهنگهاست ولي با اين حال بايد آن مصداق هماهنگ با قوانين الهي باشد و اينجاست كه لزوم و جايگاه شرع مقدس در امور فطري خود را نشان ميدهد.
با توجه به مطالبي كه بيان شد ميتوان ادعا نمود آموزههاي فرهنگ اسلام به مراتب مترقيتر از فلسفههاي زندگي غربي است و ليكن نكته اساسي و قابل تأمل در اينجا اين است كه توسعه فرهنگي و ايجاد امنيت رواني فردي و اجتماعي در راستاي آموزههاي حقيقي و بر اساس فطرت انسان را بايد لزوماً از طريق مرزهاي اصولي و عقلاني دين اسلام و از بيانات چارهساز و راهگشاي قرآن كريم و قال الباقر(ع) و قال الصادق(ع) و نهج البلاغه و صحيفه سجاديه و نهادينه نمودن اين معارف ناب و زيبا انجام دهيم و سپس آن را با جنبشهاي عظيم نرمافزاري گسترش در تمامي عرصههاي فردي و اجتماعي هنجارسازي نماييم و نكته درخور توجه اينكه صرفاً قراردادن بيانات و سفارشهاي گوهر بار اين بزرگان در كتابها و منابر وعظ، اثرگذاري كافي خود را نخواهد داشت.