با استقرار شوراي دوره چهارم، شهروندان منتظر عملي شدن وعدههاي اعضاي شوراي شهر هستند كه در زمان انتخاب روي اينگونه مسائل مانور ميدادند. بافت شهري و تراكم موجود در بخشهايي از شهر به دليل نابسامانيهاي موجود همواره بستر را براي ايجاد و بروز آسيبهاي اجتماعي آماده ميكند. وجود انواع و اقسام آسيبهاي اجتماعي نه تنها خود و خانواده را در مشكل مياندازد بلكه به دليل بافت شهري متراكم اين آسيبها از حيطه خانوادهها فراتر رفته و دامنه محله و شهر را نيز دربرميگيرد. در اين ميان برخي دستگاههاي متولي همچون بهزيستي، نيروي انتظامي، كميته امداد امام خميني(ره) و بسياري از انجمنهاي خيريه و حتي تشكلهاي مردمي به صورت انفرادي و خودجوش و در محدوده محلي و محدود به فعاليت مشغول هستند، اما به دليل فقدان ساماندهي و يكپارچهسازي فعاليتهاي صورت گرفته، عملاً مشاهده ميشود كه در يك نقطه شهر عدهاي از فعالان مشغول ارائه خدمات به اشكال گوناگون هستند و از سوي ديگر به دليل نبود سازوكار منظم و منسجم، آسيبهاي اجتماعي در بخش ديگر شهر رها شده است و تبعات آنان علاوه بر خود، جامعه را نيز در برگرفته است.
نبود متولي خاص و قدرتمندي كه بتواند به فعاليتهاي صورت گرفته به شكل جامع بنگرد متأسفانه در شهرها و به خصوص كلانشهرها وجود ندارد. همين امر سبب شده است تا آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي همچون ريشه علفهاي هرز در هر گوشه شهر سبز شوند. گويا آسيبهاي اجتماعي خود در حال افزايش است؛ از سرقت لوازم خودرو گرفته تا تهديد آرامش و آسايش شهروندان محلات.
اگر براي اينگونه آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي كه گاهي ريشههاي بسيار عميقتر دارند، اقدام عاجل و برنامهريزي شدهاي انجام نشود بايد منتظر فاجعههاي بزرگتري بود كه با صرف هزينههاي انساني و مادي بسيار نميتوان آنها را كنترل و ساماندهي كرد.
موازي كاري، سليقهاي عمل كردن در حوزه آسيبهاي اجتماعي، كمكاري و كوتاهي كردن در انجام وظايف و پاسكاري وظايف به ديگر سازمان و نهادها سبب شده است تا در بحث ساماندهي مسائل و آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي همچنان دل خوش به انجام چند اقدام مقطعي و نيمهكاره باشيم و به آن نيز بسنده كنيم و تا صحبتي از كار ساماندهي و كاهش آسيب اجتماعي و فرهنگي ميشود دم از كمبود بودجه و اعتبارات بزنيم. بر اين اساس لازم است تا فارغ از ساير اقدامات صورت گرفته، در يك وحدت رويه براي ساماندهي و سازماندهي امور به شوراي شهر تهران كه از اختيارات و امكانات بسيار برخوردار است و توان نفوذ در محلات و نواحي و مناطق شهري را دارد به كمك ساير دستگاههاي متولي كه شماره آنها تا 14 نهاد، دستگاه و سازمان هم ميرسد با همدلي و همفكري و براساس سياستهاي كلي برنامهريزي شده از سوي قواي سهگانه همچون مجلس، دولت و قوه قضائيه در بعد شهري وارد عرصه عمل شوند و با تعيين استراتژي و اهداف بلند مدت، كوتاهمدت و ميانمدت و با ساماندهي و سازماندهي دستگاههاي متولي ضمن شناسايي نقاط قوت و ضعف براي كاهش آسيبهاي اجتماعي در كنار فعاليت دستگاههاي متولي گامهاي محكمي را بردارند. نگاه راهبردي و مقتدرانه به مسائل فرهنگي و اجتماعي براساس برنامه راه ميتواند ضمن يكپارچهسازي ظرفيتها، پتانسيل موجود را نيز در جهت كاهش آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي شهري فراهم سازد. به واقع شوراي اسلامي شهر تهران درقبال عنوان پشتيباني ساير شوراها بايد بتواند در حيطه وظايف خود به اينگونه مسائل به صورت مقتدرانه و كاربردي وارد عمل شود تا بتواند با استفاده از پتانسيل و ظرفيتهاي شهري و توانهاي محلهاي و با ايجاد شبكههاي منسجم اجتماعي ضمن بسترسازي گامهاي كاربردي را نيز بردارد و جلوي موازي كاري و كمكاري را بگيرد.
وجود محلات و نواحي ميتواند بستر مناسبي باشد براي اجراي برنامههاي پايلوت تا بتوان نتايج آن را پس از رصد در قالب برنامههاي كلان به اجرا درآورد.
با گام برداشتن در اين مسير ميتوان اميدوار بود كه با رصد و شناسايي آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي، برنامههاي مدون را به دور از شعار و ظاهرسازي به اجرا درآورد تا شهروندان نيز در محله و نواحي و گوشه و كنار شهر شاهد كاهش آسيب باشند.
از سوي ديگر اين اقدام شوراي شهر ميتواند به نوعي عملكرد ساير دستگاههاي شهري را نيز سامان داده و نقطه اثر عملكرد آنان را در معرض ارزيابي قرار دهد تا كمي و كاستي آنان نيز شناسايي و برطرف شود. بايد قبول كرد كه شوراي شهر و شهري به تنهايي قادر نخواهند بود در اين زمينه به موفقيت كامل دست يابند و بايد منتظر ماند تا شورا گام اول را مقتدرانه و راهبردي در زمينه كاهش آسيبهاي اجتماعي با مديريت مدبرانه بردارد.