
بيژن سوراني | در گذشته شهروندان ساكن در شهرها از شهرداريها نيازهاي شهري خود را درخواست ميكردند و اين انتظار ميرفت كه شهرداري و مجموعه مديريت شهري بتواند در زمينه مسائل خدماتي نيازهاي شهري شهروندان را پاسخگو باشد.
جمعآوري زباله، احداث فضاي سبز، احداث معابر و گذرگاههاي شهري از جمله مواردي بوده كه شهروندان از مديريت شهري طلب ميكردند. اين روند با گذر زمان و تغيير و تحول در زمينه زندگي شهري و با افزايش جمعيت و تراكم شهري نيازهاي جديدي را پيشروي مسئولان شهري قرار داده است، به گونهاي كه شهروندان علاوه بر درخواست پاسخگويي به نيازهاي شهري از مسئولان نيازهاي فرهنگي و اجتماعي را نيز به شكلهاي گوناگون خواستار شدند.
توجه به ساير نيازهاي شهري با توجه به پيچيدگيهاي زندگي در شهرها سبب شده تا مسئولان شهري نيز به خصوص در سالهاي اخير با تغيير رويكرد در ارائه خدمات به خواستهاي شهروندان اهتمام بيشتري داشته باشند. ادامه اين روند در سالهاي اخير سبب شده تا مديريت شهري به خصوص شهرداريها در تكاپوي بيشتري قرار گيرند تا بتوانند به نيازهاي شهروندان پاسخ دهند.
بر اين اساس بنا بر گفته شهردار تهران، رويكرد شهرداري از يك سازمان خدماتي به سمت يك نهاد اجتماعي تغيير مسير داده تا بتواند در تمامي لايههاي زندگي شهري شهروندان به نيازهاي آنان پاسخ دهد.
مديريت شهري با تقويت فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي و فعاليتهاي جمعي و عمومي و همچنين با احداث مراكز فرهنگي و اجتماعي همچون فرهنگسراها و خانههاي فرهنگ و سراهاي محله گامهاي اوليه را براي بسترسازي در بحث نهاد اجتماعي برداشته است.
از سوي ديگر مديريت شهري با اجراي ناحيهمحوري و توجه به محلهگرايي سعي كرده با كوچكسازي محدوده فعاليت شهري بتواند به نيازهاي شهروندان در كمترين فاصله زماني و مكاني پاسخ دهد.
ايجاد فضاهاي آموزشي و مهارت آموزش براي تمامي افراد خانواده در محيط زندگي آنان گام اساسي است كه سبب جلب مشاركت شهروندان شده است، به گونهاي كه شهروندان يك محله نيازهاي خود را از محل زندگي دريافت ميكنند، ادامه اين روند ضمن افزايش تعامل ميان شهروندان و مسئولان شهري زمينه را براي تغيير رويكرد شهروندان به زندگي شهري نيز فراهم ساخته است.
هرگونه فرهنگسازي از بخشهاي كوچك شهري يعني محله آغاز شده و به ناحيه و منطقه و كل شهر بسط داده ميشود.
گامهاي برداشته شده در اين زمينه هرچند در ابتداي راه ميباشد ولي اين امر ميتواند به تغيير سبك زندگي در حوزه شهري نيز منجر شود تا آنجايي كه اگر بتوان از ظرفيتهاي محلهاي به بهترين شكل ممكن استفاده كرد، ميتوان علاوه بر ارتقاي زندگي شهري، جلوي آسيبپذيري و آسيبهاي اجتماعي را نيز گرفت و آن را تحت كنترل قرار داد تا با همكاري متوليان امر به آسيبزدايي اقدام شود.
فعاليتهاي صورت گرفته در مراكز فرهنگي و اجتماعي و حتي فضاهاي تفريحي و ورزشي در قالب برنامههاي گوناگون مهارتي و آموزشي به خصوص براي كودكان و نوجوانان ميتواند بستري براي تقويت بحث شهروندي فراهم سازد، اين امر بدان معناست كه شهروندان در ردههاي مختلف سني و حتي در كنار خانواده از فضاها و فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي بهرهمند شده و تعلق خاطر آنان به محله زندگي و زندگي شهرنشيني افزايش مييابد.
آنچه بايد بدان توجه ويژهاي صورت گيرد، آن است كه اگر بتوان با افزايش مشاركت جوي شهروندان احساس نياز آنان را به محل زندگيشان افزايش داد اين امر ميتواند سبب تقويت هويت محلهاي شود.
حضور فعال شهروندان محله در فعاليتهاي محلهاي اعم از فعاليت شهري ميتواند زمينه را براي تغيير رويكرد شهروندان به زندگي شهري فراهم سازد كه اين امر خود ميتواند بخشي از مشكلات و مسائل شهري را كاهش دهد.
وقتي شهروندان نسبت به محل زندگي خود احساس مسئوليت ميكنند و خود را در اداره آن دخيل ميدانند، براي رفع كاستي و كمبودها نيز پيشقدم خواهند شد، بنابراين براي تقويت بعد شهروندي بايد ابتدا به ظرفيت و پتانسيلهاي محلهاي رجوع كرد. تقويت اين نوع نگاه ميتواند به تغيير سبك زندگي در حوزه شهري منجر شود و از سوي ديگر تقويت بعد شهروندي در كاهش استرس شهري نيز ميتواند بسيار موثر واقع شود كه اين گام از محله آغاز شده و در لايههاي مختلف شهري ادامه مييابد، بنابراين براي دستيابي به تغيير سبك زندگي شهري در شرايط حاضر بايد به بحث محلهگرايي توجه ويژهاي صورت گيرد تا بتوان مؤلفههاي سبك زندگي را ارتقا بخشيد.