چند سال مطالعه و تحقيق در حوزه فرهنگ و هنر كودك و نوجوان در كشور و مقايسه تطبيقي آن با فعاليتهاي هنري جهان غرب در همين قلمرو، به اينجانب ثابت نموده كه هرگونه تلاش و فعاليتي در اين حوزه، به شرط عميق بودن و نگرش ريشهاي، حركتي استراتژيك محسوب ميشود كه از تبعات مختلف، گسترده و تأثيرگذاري برخوردار است.
در همين راستا سالهاي مديدي است كه انيميشنها و فيلمهاي كودك و نوجوان ساخته شده در غرب و به خصوص كمپانيهاي هاليوود كه سرشار از تكنيكهاي بالا و جذابيتهاي فراوان ميباشند، نه تنها در حال سرگرم كردن و شكلدهي شخصيت كودكان و نوجوانان غربي است بلكه فراتر از آن سبك زندگي و تفكر جهان غرب را با ظرافت تمام، به كودكان عالم ديكته ميكند و آنچه را كه گاه فلاسفه و سياستمداران غربي براي بزرگسالان در دانشكدهها يا ديگر محافل فكري، آكادميك و سياسي بيان و تبيين ميكنند، به زباني ساده و شيرين و درحد فهم و سن و جنس آنها، برايشان ترجمان ميكنند. با اين حال همانطور كه در سطور ابتدايي اشاره نمودم، مطالعات طولاني و پيگير در اين حوزه نشان ميدهد كه برخي از دستگاههاي متولي عرصه كودك و نوجوان در كشور، به جاي نگاهي عميق و جدي به اين مقوله، نگاهي بچگانه به حوزه مسئوليتي خويش داشته و به جاي كار ريشهاي، به كارهاي شكلي تن داده و به جاي نقشآفريني به شكلك در آوردن بسنده نمودهاند. اين نوع دستگاهها، به جاي آفرينش و الگوسازي مناسب براي فرزندان كشور، بيشتر نظارهگر محصولاتي بودهاند كه ديگران توليد كرده و وارد بازار كشور شده است. البته در همين جا بايد اين نكته كليدي را متذكر شد كه برخلاف برخي عقايد افراطي و فاقد مباني تحقيقي هرگز نبايد تمام محصولات فرهنگي و هنري رقم خورده در جغرافياي غرب را، آثاري فاقد ارزش يا ضدتربيتي دانست اما با اين حال بايد پذيرفت كه سواي برخي مشتركات فكري و ذاتي در بشر امريكايي، اروپايي، آسيايي و در يك كلام تمام انسانهاي روي زمين اما در عين حال هر كشور و جغرافيايي نيز نيازمند فرهنگي بومي است و هر فرهنگي نيز آرمانها، قهرمانان و دغدغههاي خود را دارد. در اين ميان كودك و نوجوان ايراني نيز با توجه به مذهب و فرهنگ جامعه خويش، قصهها، كتب، اسباب بازيها، فيلمها، انيميشنها و قهرمانهايي را ميطلبد كه ريشه در همين جهانبيني داشته باشند و بلكه وي را در رسيدن به اين جهانبيني ياري رسانند وگرنه به واسطه عدم شناخت از ريشهها و قهرمانهاي خود، بيشتر به روباتي شبيه خواهد شد كه حافظهاش مملو از نشانهها و قهرمانان غيرخودي است و دير يا زود ضمير ناخودآگاهش او را خواسته يا ناخواسته از لحاظ فكري به سوي داماني غير از دامان مام وطن سوق خواهد داد.
در اين شرايط و در حالي كه كودكان و نوجوانان ايراني به لحاظ برخورداري از محصولاتي فرهنگي و هنري كه ريشه در فرهنگ و تاريخ كشورمان داشته باشند، به شدت در مضيقه بوده و بياغراق 99 درصد خوراك فكري و ابزار سرگرمي آنان را محصولات خارجي تأمين مينمايد؛ در نتيجه تلاش بنياد فرهنگي روايت در توليد يك فيلم بلند انيميشن در خصوص يكي از قهرمانهاي شاخص كشور يعني شهيد چمران، نه كاري تاكتيكي، بلكه حركتي استراتژيك و ماندگار محسوب ميشود كه ميتواند در جغرافياي فرهنگي كشور و در حوزه كودك و نوجوان به دستاوردهاي ارزشمندي از حيث الگوسازي براي آيندهسازان كشور تبديل گردد.
هوشياري تهيهكننده انيميشن «پشت دروازههاي بهشت» يعني بنياد روايت در انتخاب قهرماني همچون شهيد چمران از آنجا ناشي ميشود كه دكتر چمران به خاطر خصوصيات مختلفي كه داشته همچون كوشا بودن در تحصيل، شاعر مسلك بودن، عاشقپيشه بودن، مؤمن بودن، مربي بودن، دانشمند بودن، چريك و مبارز بودن، شجاع بودن و... بسان رنگينكماني از صفات متنوع و جذاب ميماند كه در صورت پرداخت درست داستاني و تصويري، خواهد توانست جذابيتهاي متنوعي براي كودكان و نوجوانان و نيز بزرگسالان داشته باشد و به الگويي مناسب و واقعي براي فرزندان ايران زمين تبديل گردد.
در هر حال جداي از اينكه نقد و سنجش توفيق اين فيلم انيميشن را به بعد از پخش آن بايد موكول نمود، اما با اين حال قدمهاي نخست و جهتگيري صحيح بنياد فرهنگي روايت و انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس در توجه به حوزه كودك و نوجوان و تلاش براي الگوسازي صحيح براي آنان، طليعهاي مبارك و اميدواركننده در اين حوزه محسوب ميگردد كه اميد است به جرياني مستمر و پويا تبديل گردد.