استعفاي رهبر اسلام ستيزترين انجمن فعال در انگليس موسوم به «ليگ دفاع انگليس» از رهبري اين كمپين ضد اسلامي، موج خبري را در رسانههاي مختلف جهان برانگيخت؛ «ليگ دفاع انگليس» متشكل از تعدادي نژادپرست راستگراي افراطي انگليسي است و تامي رابينسون تحت تأثير متانت و ديدگاههاي صلحطلبانه محمد انصار، مفسر مسائل اجتماعي، سياسي و مذهبي برنامههاي راديويي و تلويزيوني انگليس از رهبري اين انجمن كنارهگيري كرده و پس از اين اقدام از سوي افراطگرايان ضد اسلامي تهديد به مرگ شده است. مناظره جنجالي اين دو كه از شبكه بيبي سي آغاز و با ساخت يك فيلم مستند و استعفاي رابينسون همراه شده، عكس يك روزنامه گاردين در روز گذشته بوده است.
جرقه اول در دوئل اسلام و اسلام ستيزي
محمد انصار، مبلغ مذهبي پس از مناظره با رهبر «ليگ دفاع انگليس» ـ ELD ـ 18 ماه دشوار را براي تغيير ديدگاههاي ضد اسلامي سرسختترين اسلام ستيز انگليس پشت سر گذاشت. او به «گاردين» گفته است: «قد تامي از آن چيزي هم كه تصورش را ميكردم كوتاهتر بود. با دار و دستهاش آمده بود و بيقرار و نا آرام در گوشهاي از اتاق سبز رنگ مدام جا به جا ميشد و شانههايش را به عقب ميكشيد مانند كسي به نظر ميرسيد خود را براي جنگ آماده ميكند. در آن موقعيت حتي براي يك بار هم چشم در چشم نشديم. خيلي زود ما را به استوديوي موقت بيبيسي بردند؛ آوريل 2012 بود و من و تامي رابينسون، رهبر ليگ دفاع انگليس ( ELD) كه اسلام ستيزترين كمپين انگليسي است براي اولين بار چشم در چشم مقابل همديگر مينشستيم. قرار بود در برنامه «سؤالات بزرگ» ـ Big Questions – شبكه بيبيسي با هم مناظره داشته باشيم. تا آن لحظه حتي تصورش را هم نميكردم كه اين مناظره به فرصتي براي آغاز سفر 18 ماهه من و تامي و در نهايت تصميم او به خروج از گروه ضد اسلامي ليگ دفاع انگليس تبديل شود.
از اينكه در يك مناظره تلويزيوني درست در مقابل رهبر اسلام ستيزترين و افراطيترين گروه راستگراي انگليس نشستهام احساس ميكردم كه دارم از درون تهي ميشوم. بحث كه شروع شد روي آنتن پخش زنده بيبيسي صراحتاً خواستار آن شدم كه كمپين ضداسلامي «ليگ دفاع انگليس» ملغي شود و صحبتهاي حساسي را درباره ارتباط ميان ايدئولوژي اين كمپين و ايدئولوژي آندره بريويك، تروريست معروف نروژي مطرح كردم؛ تامي موي دماغ من بود و پريشانم كرده بود، در عوض او هم به گوشهاي خزيده و صاف نشسته بود، انگار كه ميخواست خود را براي گرفتن عكس پرسنلي آماده كند.»
پيش از آغاز اين مناظره گروهي از مردم در خارج از استوديوي بيبيسي به اعتراض مشغول بودند. مناظره كه ادامه پيدا كرد جمعيت كم كم متفرق شد و يك اتفاق كم و بيش عجيب و غريب رخ داد. يك آن هم محمد و هم تامي نرم ميشوند و شايد به اصل انسانيتشان رجوع ميكنند. وقتي نيكي كمپبل، مجري مناظره رو به دوربين مشغول صحبت ميشود آنها چشم در چشم ميشوند. همانجا انگار يخهايشان آب ميشود. حتي سايت توئيتر هم از اين لحظه غافل نميشود. آن دو با هم دوست نبودند و هزار البته كه مردم سرتاسر جهان تامي رابينسون را دشمن اسلام ميدانند اما ناگهان آنها مانند دو بچه همكلاسي ميشوند؛ از آنهايي كه كنار همديگر در ته كلاس پشت يك ميز مينشينند.
محمد انصار ميگويد: «در موقعيت دشواري قرار گرفته بودم. سالهاي مديدي را به عنوان مدافع صريح اسلام عليه اسلام ستيزي جنگيده و براي مقابله با افراطگرايي فعاليت كرده بودم. ميخواستم همه را از بحران در حال ظهور حقوق مدني مسلمانان در جامعه انگليس با خبر كنم. جوامع مسلمانان در معرض خطر بود. حملات به مساجد و مسلمانان رو به افزايش بود و داشت به يك اپيدمي تبديل ميشد. با اين حال، سنت اسلامي به شما ميگويد كه به مقابله به مثل و سركوب افرادي كه به شما ظلم كردهاند يا ميخواهند ظلم بكنند مبادرت نورزيد. به جاي آن به آنها آموزش دهيد. برايشان دعا كنيد، روشنگري كنيد. به رغم جملات آتشيني كه آن روز ميان من و رهبر اسلام ستيزترين انجمن انگليس رد و بدل شده بود، هنوز خود را قادر ميديدم كه به تامي پيشنهاد بدهم بيا برويم با هم شام بخوريم.»
حمله توئيتري به اسلام و مصالحه اول
اين مناظره خيلي زود سر و صدا به پا كرد. ديگ نفرت در توئيتر شروع به غل غل كرد و محمد انصار در عرض يك روز از سوي سلفيها، ضد فاشيستهاي به شدت چپگرا و البته اعضاي «ليگ دفاع انگليس» 200 پيغام حاوي نفرت دريافت ميكند. اما آنها به راهشان ادامه ميدهند و تصميم ميگيرند از اين سفر مشترك يك فيلم بسازند.
آن دو يك ماه بعد همديگر را در هتلي ملاقات كردند. يك فيلمبردار تامي را همراهي ميكرد. او وقتي خوشحال تر به نظر ميرسيد كه به اعماق سياهش فرو ميرفت و آن سخنراني از پيش حفظ شده طول و درازدار و شديداللحني را كه اسلام را به تروريسم، آزار جنسي كودكان و شريعت ربط ميداد تكرار ميكرد. درك اين موضوع آسان بود كه حمله و مقابله به مثل كلامي بدون شك بر تشديد تنشها، فاصلهها و موانع ميانمان دامن ميزند. اسلام طرفدار رويكرد نرم و تيمار گونه است، رويكردي كه دل سنگ را نرم كند.
آنها سه ساعت با هم بحث كردند. در پايان اين مباحثه بر سر اين جمله تامي به تفاهم رسيدند كه «احتمالاً محمد انصار تصويري از يك قرآن كاملاً متفاوت را پيش روي مردم گذاشته است» و اينكه «اگر همه مسلمانان جهان مانند او بودند ديگر هيچ مشكلي در كار نبود» اين واكنشي شوكهكننده و پر شك و ترديد بود.
در بحبوحه اين اتفاقات، ماجراي قتل «لي ريگبي» سرباز انگليسي پيش آمد؛ ماجرايي كه در انگليس كلي سر و صدا به پا كرد و تلاش شد به مسلمانان ربط داده شود. فرداي آن روز محمد انصار در رسانهها حاضر شد. احساس كرد كه به نيابت از جامعه مسلمانان بايد نه تنها اين حمله را محكوم كند بلكه در آن شرايط خاص به وحدت ميان جوامع كمك و براي خانواده قرباني آرزوي صبر و شكيبايي كرده و از مردم بخواهد كه در راستاي رسيدن به صلح قدم بردارند.
انصار ميگويد: «چند روز بعد دوباره تامي را ديدم. آن هم در كوچه پس كوچههاي خيابانهاي نيوكاسل؛ جايي كه اعضاي «ليك دفاع انگليس» تجمعي را برگزار كرده بودند. بحث ميان من و او خيلي زود داغ شد. كارش را به چالش كشيدم و گفتم او تنها بر ايجاد رعب و وحشت بيشتر و افزايش تنشها دامن ميزند. داشت از خشم منفجر ميشد. اصلاً به حرفهايم گوش نميداد. جمعيت قابل توجهي در انتهاي خيابان جمع شد و بحث ما بدون اينكه به تامي كمكي بكند به پايان رسيد. ناگهان همان چيز عجيب دوباره اتفاق افتاد. به هم خيره شديم، خنديدم و حتي قبل از اينكه من بفهمم بازويش را دور گردن من انداخته بود. كمي قبلتر، عقايد ضد نژادپرستي من باعث انزجار او شده بود اما حالا ايمان و انسانيت او اين موضوع را از ريشه پذيرفته بود. بايد ميخنديدم. هر چند هنور به او بدبين بودم اما اگر نميخنديدم پل ميان من و او چگونه بنا ميشد؟»
انتشار عكسي جنجالي در رسانهها و معجزه مسجد عايشه
عكاسها اين لحظه را شكار كرده بودند و صبح رو بعد تصوير رفاقت اين دو در ساندي ميرر منتشر شد. خشم و اضطراب عمومي درباره عكس، خيلي زود در سرتاسر جهان به ويژه جهان اسلام پخش شد. انصار براي اولين بار دچار شك و ترديد شد اما در پايان به خود قبولاند كه كنار آمدن با تامي و رفتارش كه گاه بدبينانه به نظر ميرسيد در مسير سنت نبوي و نيز آداب و رفتار صحيح اسلامي است.
اين سفر ادامه پيدا كرد. انصار ميگويد: «يك روز در يك رستوران محلي هندي غذا خورديم. در تمام مدتي كه با هم بوديم يا مقابل دوربين، تامي اصرار به امتناع از خوردن غذاهاي حلال داشت اما حقيقت اين بود كه عادت به خوردن غذاي حلال در رستوران محبوب كباب تركي داشت. در حال خواندن نماز مغرب آرام من را تماشا كرد. هميشه در موقعيتهايي كه با هم تنها بوديم خيلي راحتتر ميشد با او صحبت كرد. ميتوانستيم يك مكالمه واقعي داشته باشيم اما وقتي دوربين رويمان زوم ميشد احساس ميكردم كه به سختي بتوان تامي واقعي را پيدا كرد.
نقطه عطف آشنايي ما زمان بازديدمان از مسجد عايشه انگليس بود. پس از حملهاي به اين مسجد هيئت امناي آن از من و تامي خواسته بودند كه از آنجا فيلم تهيه كنيم. وقتي به مسجد رسيديم كلي غذا برايمان آماده كرده بودند و تامي كماكان پايبند به امتناع از خوردن غذاي حلال در ملأعام بود. به همراه شيخ ابراهيم مقرع، معاون دبير كل شوراي مسلمانان انگليس در مسجد گشت زديم و درباره جايگاه اسلام روشنفكرانه و مساجد در جامعه معاصر همصحبت شديم. اولين بارقههاي پيشرفت در همانجا هويدا شد.»
فيلمبرداري مستند اين دو اوايل اين ماه به پايان رسيد. بعد از آن رهبر «ليگ دفاع انگليس» و محمد انصار آخرين گفت و گوي دو نفرهشان را برگزار كردند. قطعاً تامي در برخي رويكردها و ديدگاههايش درباره اسلام بسيار نرمتر شده بود. اگرچه او تحصيلكردهتر از انصار بود اما هميشه اين سؤال وجود داشت كه آيا او ميتواند سياست تعصب را پشت سر بگذارد و با جامعه و كمپينش رو به رو شود؟ تامي معتقد بود كه «ليگ دفاع انگليس» بدون حضور او در رأس متلاشي خواهد شد. يك هفته بعد تامي خبر كنارهگيري از رياست «ليك دفاع انگليس» را رسماً اعلام كرد. پس از اعلام اين خبر بود كه او با تهديدهاي متعدد به مرگ مواجه شد.
تامي رابينسون شعارها و لفظيهايش درباره اسلام را كنار گذاشته بود. اين سفر گوياي يك واقعيت بود و آن اينكه جامعه مدرن بايد آغوشش را به روي تنوع باز كند، بايد روي تفاوتها كار كند. ديالوگ و گفتمان جواب ميدهد. به غير از اين دو با چه چيز ديگري ميتوان به جنگ با نفرت و پيش داوري رفت؟ پاسخ نفرت، نفرت بيشتر نيست. رسانههاي خبري، كنارهگيري تامي از رهبري اسلام ستيزترين انجمن انگليس را به بهترين نحو ممكن پوشش دادند.