سيدمحمد حسيني را دو ماه پس از پايان كار چهار ساله در مسند وزارت ارشاد ملاقات كرديم؛ ملاقاتي كه حدود سه ساعت به طول انجاميد. وزير پركار دولت دهم ضمن مصاحبه درددلهايي را هم مطرح كرد كه به گفته خودش برخي ممكن است روزي تبديل به كتاب شود.
گفتوگويي با وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي داشتهايم تا از حال و هواي اين روزهايش، انتقادات برخي از اهالي سياست، رسانه و هنر، از عملكرد چهار ساله و فعاليتهايي كه پس از دوره وزارت انجام ميدهد، بپرسيم.
آقاي حسيني! به عنوان اولين سؤال موضوعي را مطرح ميكنيم كه يكي از ابتداييترين مسائل مورد نظر وزير جديد هم بود. در سالهاي اخير يكسري از افراد موضوع مميزي را در عرصه نشر پررنگتر كردند، در حالي كه مشكلات بسياري در اين عرصه وجود دارد. چه جرياني بود كه باعث شد ماجراي مميزي مهمترين مسئله مورد توجه وزير جديد ارشاد شود؟
در طول چهار سالي كه بنده وزير ارشاد بودم بارها مسئله مميزي از سوي جريانات خاص مطرح و به آن دامن زده شد. در حالي كه اين مسئله اولويت و موضوع عمومي حوزه كتاب و نشر نيست. بلكه برجسته كردن اين موضوع آدرس غلط دادن است كه متأسفانه بعضي هم تحت تأثير قرار ميگيرند. سالانه بالغ بر 65 هزار عنوان كتاب مجوز ميگيرد و در نمايشگاهها و فروشگاههاي كتاب سراسر كشور ارائه ميگردد و درصد ناچيز و تعداد اندكي مشمول ماجراي مميزي ميشوند و پس از اصلاحات، مجوز دريافت ميكنند و در بيشتر موارد كه تأخيري در اعطاي مجوز صورت ميگيرد به دليل ممانعت نويسنده از اصلاح يا پيگيري نكردن ناشر است. مسئله نظارت بركتاب، مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و لازمالاجراست. در سال 88 پيگير ضوابط نشر كتاب در شوراي عالي انقلاب فرهنگي شديم كه پس از بحثهاي دقيق و كارشناسي در چند جلسه شوراي انقلاب فرهنگي و در فروردين 89 تصويب نهايي صورت گرفت. در اين مجموعه مرزها و چارچوبهاي سياسي، اعتقادي، فرهنگي و اخلاقي مشخص شده است تا حتيالمقدور از اعمال سليقه خودداري شود و وحدت رويه حاكم گردد. تأكيد ما هم همواره بر سرعت دادن به بررسيها بوده و اينكه برخي از كتابها نيازي به بررسي چنداني ندارند مانند كتابهاي علمي و آموزشي يا كتابهاي برخي از ناشران شناخته شده كه دقت لازم را دارند. در بحث نظارت به عنوان مثال بعضي حساسيتهاي مذهبي و قوميتي در كشور هست. اگر دقت كافي نميكرديم مورد مؤاخذه قرار ميگرفتيم. يا مثلاً حتي در متون مذهبي مثل شعر آئيني برخي اشعار در مدح ائمه به قدري ضعيف و نازل هستند كه وهن ائمه محسوب ميشوند يا مثلاً ترويج خرافات و موهومات و سحر و جادو در قالب كتاب باعث مشوّه شدن چهره نوراني و عقلاني جمهوري اسلامي در اذهان بينالمللي ميشود. اگر نظارت و مميزي در اينگونه موارد اعمال نشود مردم و دستگاههاي نظارتي از جمله نمايندگان مجلس به اين مسئله اعتراض ميكنند و نيز اعتماد مردم به اعتباركتابها كاهش پيدا ميكند. شايد برخي فكر ميكنند دولت كه تغيير كرد ضوابط هم دچار تحول ميشود و در اين ميان مغلطههايي صورت ميگيرد و اطلاعرساني درستي هم اتفاق نميافتد. البته آقاي علي جنتي اگرچه در آغاز مطالبي پيرامون لغو مميزي مطرح كردند ولي با بررسي بيشتر با قاطعيت از ضرورت نظارت بر كتاب و مميزي دفاع كردند. البته اشكالاتي را هم مطرح كردند از جمله اينكه اگر قرآن هم وحي نبود چه بسا كارشناسان اداره كتاب آن را مميزي ميكردند كه مخالفان اصل مميزي از اين تعبير بهرهبرداريهاي فراواني كردند كه بنا ندارم راجع به آن صحبت كنم.
هنر از نظر ما يك امر قدسي است نه اينكه ابزاري باشد و اگر در مسير الهي و روحاني نباشد و وسيله ترويج ابتذال گردد ديگر قداست نخواهد داشت و در واقع ديگر هنر نيست. اين طور نيست كه هر كس نام هنرمند يدك كشيد مجاز به هر رفتار و گفتاري باشد و كسي حق نقد يا اعتراض به او را نداشته باشد. در عين احترام به هنر و هنرمند بر اين باوريم كه هنرمندان نيز همچون ساير اقشار بايد تابع قانون و مقررات باشند. لذا اگر هنرمندي هم كتاب نوشت بايد كتاب او بررسي و اگر خارج از چارچوب ضوابط بود اصلاح گردد نه اينكه گروهي خود را تافته جدا بافته بدانند.
از طرف ديگر نص صريح امام پيرامون نظارت بر كتاب را داريم كه تأكيد كردهاند بايد كتابها قبل از چاپ خوانده و بررسي شود و مقام معظم رهبري هم بر اين مسئله تأكيد و تصريح دارند. ما كشوري لائيك با افكار سكولار نيستيم بلكه آموزههاي اسلامي در تمام اركان و شئون جامعه بايد مدنظر قرار گيرد. در حال حاضر معيارهايي مطرح است كه شايد عدهاي موافق نباشند. مثلاً كساني كه به عنوان ضد انقلاب و معاند در خارج از كشور فعاليت ميكنند، در داخل كشور به آثارشان مجوز داده نميشود.
يكي از اقدامات اساسي و در واقع مجاهدتهاي همكاران ما دراين دوره اين بود كه به كارها سرعت داده شد، به گونهاي كه در حال حاضر در بخش صدور مجوز مطبوعات و مؤسسات فرهنگي به روز هستيم و به انتظار چندين ساله در اين موارد پايان داده شده است.
در شرايط فعلي، شما حدود دو ماه از دوران وزارتتان گذشته است، الان مشغول چه كاري هستيد؟
از سال 69 عضو هيئت علمي دانشگاه تهران هستم و در اين سالها سعي كردهام كه ارتباطم با دانشگاه قطع نشود و حتي در حد دو واحد در دوران وزارت تدريس ميكردم و مشاوره و راهنمايي پايان نامهها و رسالههاي دكترا را ميپذيرفتم و از اين به بعد هم سعيام بر اين است كه تا مدتي درگير كار اجرايي نشوم. در سالهاي گذشته هم مسئوليت اجرايي از نظر من خدمت به اهالي فكر و فرهنگ و هنر بود كه باعث افتخار است. حالا كه مجالي براي تحقيق و مطالعه فراهم شده قدر آن را بهتر ميدانم. به عنوان مثال يكي از اقدامات دوره وزارت تكريم مشاهير و مفاخر بود و در خصوص بيش از صد شخصيت و نام آور همايش برگزار كرديم كه بنده هم سخنراني كردم يا مقاله ارائه كردم. اگر فرصت كنم كه چنين مواردي را گردآوري كنم فكر ميكنم كتاب پرباري خواهد بود براي كساني كه علاقهمندند با بزرگان ايران بيشتر آشنا شوند.
وزراي فرهنگي دورههاي پيشين پس از اتمام دوره وزارتشان يا جذب رسانهها ميشوند يا بار ديگر به فعاليتهاي سياسي روي ميآورند. شما قصد داريد كار رسانهاي يا سياسي را تجربه كنيد يا ميخواهيد با خارج شدن از اين فضاها خود را به جو دانشگاهي و تحقيقاتي نزديك كنيد؟
به نظر من اين فعاليتهايي كه شما گفتيد مانعةالجمع نيست به اين معني كه هم ميتوان تدريس كرد و هم فعاليتهاي رسانهاي و سياسي داشت. به فضل الهي از دوران نوجواني يعني از پيش از انقلاب الفباي سياست را آموختيم چون خانوادگي مقلد امام بوديم آن هم در دورهاي كه داشتن رساله امام ممنوع و مخالفت با رژيم ستمشاهي تلقي ميشد، لذا از همان زمان اين كنجكاوي در من به وجود آمد و بعد به دوره انقلاب منتهي شد و در طول اين سالها از سياست و فعاليتهاي سياسي دور نبودم. من اصلاً قائل نيستم به اين مسئله كه يك فرد مسلمان نسبت به مسائل جامعه و مسائل جهاني بيتفاوت باشد. نزديك به يك دهه تشكيلاتي به نام كانون دانشگاهيان ايران اسلامي داريم كه بنده دبيركل آن هستم و به دليل ملاحظاتي كه در دوران وزارت داشتم به اين عنوان، مصاحبهاي انجام نميدادم اما جلسات هفتگي شوراي مركزي بدون وقفه برگزار شده است و اين روزها كه فراغت بيشتري دارم پررنگتر در اين زمينه فعاليت ميكنم. حضور در عرصههاي مختلف براي ما تكليف محسوب ميشود، مانند دوران جنگ كه در عملياتهاي مختلف شركت ميكرديم امروز وظيفه صيانت از آرمانهاي امام و منويات رهبري معظم را رسالت خطير خود ميدانيم. ضمن اينكه آرزوي توفيق براي دولت جديد داريم و هر مشورت و كمكي كه بخواهند در اختيارشان ميگذاريم. در عين حال رصد هوشمندانه امور، حمايت حكيمانه و نقد دلسوزانه را نصبالعين خود قرار ميدهيم.
پس براي مجلس آينده برنامههايي داريد؟
شخصي نه اما به صورت گروهي بله، كانون دانشگاهيان ايران اسلامي در غالب استانها دبير و شوراي مركزي دارد و الان هم در مجلس سه نفر از اعضاي شوراي مركزي ما حضور دارند و حدود 60 نفر از نمايندگان مورد حمايت ما بودهاند و در دورههاي آتي هم از عناصر فعال، فاضل، ولايتمدار و دلسوز حمايت ميكنيم. اما اينكه شخصاً به دنبال اين باشم كه در منصب و مسئوليتي باشم، هيچ وقت اينطور نبوده و انشاءالله در آينده نيز اين روحيه حفظ خواهد شد. به عنوان مثال در دولت نهم زماني كه معاونت وزارت علوم به من پيشنهاد شد انتظار نداشتم، شايد وزارت فرهنگ، كشور و خارجه به تواناييهاي من نزديكتر بود. بعد در وزارت علوم هم معاونت حقوقي به من محول شد در حالي كه من به كار اداري و مالي علاقهاي نداشتم اما چون ضرورت بود، پذيرفتم. در دولت دهم هم تصور ميكردم در وزارت علوم با توجه به اشراف و آشنايي گسترده بهتر ميتوانم فعاليت كنم اما وزارت ارشاد به من پيشنهاد شد. يعني پذيرش مسئوليتها بر اساس ضرورت انجام وظيفه و تشخيصي كه داده شده بود انجام شده است نه اينكه تمايل شخصي مطرح باشد.
بحثي كه الان وجود دارد اين است كه اعضاي كابينه قبلي جلساتي را با حضور احمدينژاد برگزار ميكنند و براي مجلس و رياست جمهوري برنامههايي دارند. آيا شما هم در اين جلسات حضور داريد؟
موضوع جلسهاي كه من در آن حضور داشتم بر اين محور بود كه افرادي كه ميخواهند با دانشگاه ايرانيان همكاري كنند اعلام كرده و در بخشهاي موردنظر مشغول شوند و بحث ديگر جلسه تبادل اخبار در حوزههاي مختلف بود. در همان جلسه هم اشاره شد در خصوص مجلس بعدي يكي از دوستان طرح موضوع كرد كه آقاي احمدينژاد گفت به هيچ وجه در اينگونه مسائل سياسي قصد ورود ندارد و اگر افرادي مايل هستند جداگانه و خارج از اين مجموعه اقدام كنند. پس از آن جلسه هم چون نميخواستم در موضوع دانشگاه ايرانيان همكاري داشته باشم، فعاليتهاي علمي خود را در دانشگاه تهران متمركز نمودم.
با توجه به تجربيات چهار ساله شما در عرصه فرهنگ، آيا در حال حاضر مشاور فرهنگي نهاد يا گروهي را برعهده داريد؟
بله؛ بعضاً در جلسات سياستگذاري برخي نهادها و مجموعهها شركت ميكنم تا حداقل كمك فكري و مشورتي صورت گيرد. به نظر من بايد از تجربه مديران به ويژه كساني كه پيشينهاي مانند وزارت دارند، استفاده شود و اجازه داده نشود اين افراد كه نظام روي آنها سرمايهگذاري كرده است به سراغ زندگي شخصي بروند. كما اينكه در گذشته داشتيم دولتمرداني كه پس از اتمام فعاليتشان وارد بازار كسب و كار خصوصي شدهاند و آنطور كه بايد و شايد در خدمت جامعه نبودهاند.
برخي هنرمندان حوزههاي مختلف در اظهارات و گفتوگوهايشان به نقد شرايط فرهنگي و هنري كشور ميپردازند و ميگويند دوران رياست جمهوري احمدينژاد تلخ و تيره و تار بوده است. نظر شما در اين خصوص چيست؟
احتمالاً برخي براي خوشايند مديران جديد اين اظهارات را مطرح ميكنند و شايد پس از دولت بعدي هم اين تخريبها و انتقادات را مطرح كنند. يكسري از معترضان و منتقدان هم كساني هستند كه در فتنه بعد از انتخابات ۸۸ فعال بودند و خودشان را كنار كشيدند وگرنه ما محدوديت و ممنوعيتي برايشان ايجاد نكرده بوديم. حالا احساس ميكنند فرصت فعاليت براي آنها مهياتر شده است و با اميدواري با دولت جديد همكاري ميكنند كه اين اتفاق خوبي است و آن را به فال نيك ميگيريم و اميدواريم اين مشاركت و همكاري را ادامه دهند نه اينكه با كمترين بهانهاي دوباره به لاك قهر و مخالفتخواني و اپوزيسيون نمايي فرو بروند. برخي از منتقدان هم كساني هستند كه دو دوره گذشته از امكانات و امتيازات دولتي استفاده كردهاند و حالا كاسه داغتر از آش شده و انتقادات تندي عليه به اصطلاح رانتخواران انجام ميدهند كه بيسابقه است. خطاب به آنها بايد بگويم ياللعجب. از سوي ديگر ما به دنبال عدالت در تخصيص امكانات فرهنگي و هنري بوديم و برخي از اين مسئله ناراضي بودند و توقع داشتند عمده يارانه را در اختيار افراد خاص قرار بدهيم. در حوزههاي مختلف نميخواستيم به چهرههاي معروف بسنده كنيم. مثلاً در تئاتر نگاه صرفاً معطوف به تهران و چند كلانشهر نبود. ميگفتيم اگر امكاناتي وجود دارد، بين بيش از ۵۰۰ گروه نمايشي در سراسر كشور توزيع شود. در نتيجه سهم تهرانيها كمتر ميشد لذا بعضي دائم ايراد ميگرفتند. البته به صراحت موضوع اصلي را نميگفتند. در خصوص ديگر مسائل اعتراض ميكردند ولي ما ميدانستيم كه مشكل آنها چيست. در ديگر حوزهها نيز اين مسئله صدق ميكرد. بههرحال گام نهادن در مسير عدالت هميشه هزينههايي به همراه دارد كه فرياد كساني كه منافع آنها تعديل ميشود را بلند ميكند!
اگر به چهار سال پيش بازگرديد، كدام يك از كارهايتان را انجام ميداديد يا به كدام واجبي كه از نظر دور مانده بود، عمل ميكنيد؟
به نظر من هنر متعهد به بودجه بيشتري نياز دارد و نبايد از همه افراد در اين حوزه يكسان حمايت شود و آثار هنري بايد در جهت اولويتهاي كشور باشد. به رغم تلاشهاي بسياري كه در جهت حمايت از هنر متعهد انجام شد اما باز هم ميتوانستيم در اين زمينه فعاليت بيشتري داشته باشيم. به طور طبيعي يكسري از فعاليتهاي سختافزاري و نرمافزاري ناتمام مانده است و تني چند از مديران بودند كه عملكرد ضعيفي داشتند كه اگر در حد مطلوب بودند و همكاري ديگر دستگاهها را داشتيم قطعاً نتايج بهتري حاصل ميشد.
مصاديقي در اين خصوص به ذهنتان نميرسد؟
به عنوان مثال در خصوص كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد، اگر ما ميخواهيم كادر متعهد و متدين داشته باشيم بايد از اين كانونها شروع كنيم. خب زماني كه هنرمندان دور از فضاي مساجد تربيت ميشوند مسلماً اهتمام لازم به موضوعات ديني نخواهند داشت. ما فكر ميكرديم كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد توانايي تربيت اين نيرو را دارند و تلاش بسيار در اين زمينه داشتيم و 10 هزار كانون جديد در اين دوره تأسيس شد كه يك ركورد بيسابقه است اما ايدهآل اين بود كه به تعداد مساجد كشور، كانون فرهنگي و هنري داشته باشيم اما توان مالي محدود بود. در حوزه سينما مطلوب اين بود كه سالنهاي سينمايي متعددي را در شهرستانها راهاندازي كنيم. بسياري از شهرستانهاي كشور ما از داشتن يك سالن سينما هم محروم هستند. در اين چهار سال ما توانستيم تعداد سالنهاي سينما را افزايش دهيم اما هنوز كمبودها قابل توجه است. تالارهاي شهرستانها هم همينطور، ما تلاش بسياري براي ساخت تالارها و مجموعههاي فرهنگي در شهرستانها داشتيم كه لازم است پيگيري شود تا تالارها به بهرهبرداري برسد. يا در حوزه ساخت فيلمهاي حوزه دفاع مقدس در شهرستانها كه به رغم ساخت چند فيلم در بعضي استانها مثل خوزستان نياز به حمايت بيشتري وجود دارد تا شاهد حركت گستردهاي در كشور باشيم. در خصوص جشنواره خليجفارس كه در اين دوره شكل گرفت و سه سال برگزاركننده آن بوديم، الحمدلله آغاز خوبي است ولي از نظر كمي و كيفي بايد گسترش يابد. از ديگر ايدهها برگزاري جشنواره امام خميني بود كه اين امكان بهوجود نيامد. اگر استان مركزي كه زادگاه امام (ره) است همكاري لازم را داشته باشد هر ساله در سالروز ولادت امام ميتوان جشنوارهاي در رشتههاي مختلف فرهنگي و هنري داير كرد و شخصيت امام را بيشتر به نسل جوان و جامعه جهاني معرفي كرد.
به نظر شما ماندگارترين كاري كه از وزارت شما در ذهنها باقي ماند، چيست؟
ما به ترويج فرهنگ اصيل اسلامي و ايراني در رشتههاي مختلف هنري بيش از هر چيز توجه كرديم، راهاندازي معاونت امور قرآن و عترت يك نمونه از اين نگاه است. شايد هنوز به حد مطلوب نرسيده باشد اما يادگار ماندگاري است كه در آينده هم به سادگي متوقف نخواهد شد. علاوه بر اين بهايي كه به شعر و ادب در اين دوره داده شد قابل توجه بود به عنوان مثال جشنواره شعر فجر كه در دوره نهم شروع شد و در دولت دهم با شكوه بيشتر ادامه پيدا كرد. يا مثلاً همايش هاليووديسم و جشنواره افق نو كه از ابتكارات اين دوره بود. در عرصه فيلم و سينما هم ساخت فيلمهايي مانند قلادههاي طلا از يادگارهاي اين دوره است.
آقاي حسيني! شما در طول دوران وزارت دو بار با رئيسجمهور اختلافنظر پيدا كرديد؛ يكي در موضوع توقيف روزنامهشرق و ديگري تعطيلي خانه سينما كه خود رئيسجمهور در اين اواخر تمام سعياش را به كار برده بود خانه سينما را باز كند. در بحث خانه سينما وزارت ارشاد و وزير در رأس بود يا شخص رئيسجمهور؟
قطعاً مسئوليت مستقيم بر عهده وزارت ارشاد بود. رئيسجمهور هم آنقدر در حوزههاي مختلف كار داشت كه صرفا در مواقعي خاص راجع به بعضي مسائل فرهنگي اظهار نظر ميكرد.
شما خانه سينما را تعطيل كرديد و در ماههاي اخير رئيسجمهور گفت كه قصد بازگشايي خانه سينما را دارند. تحليلتان از اين مسئله چيست؟
هر تشكلي كه ميخواهد در كشور فعاليت كند، بايد آغاز و استمرار فعاليتش بر پايه قانون باشد، اينطور نيست كه يك تشكل به صرف غيردولتي بودن فعاليتهاي غيرقانوني انجام دهد. آقاي رئيسجمهور نظرش اين بود كه كار به اعضاي هيئت مديره سابق خانه سينما سپرده شود اما دوستان ما ميگفتند كه ابتدا صنوف بايد به ثبت قانوني برسند و بعد انتخابات برگزار كنند و روال قانوني طي شود بعد هم آقاي رئيسجمهور مستقيماً با معاونت سينمايي وارد گفتوگو و پيگيري مسئله شدند من هم ديگر دخالتي نكردم كه خودشان موضوع را به نتيجه برسانند.
اقدامات ارشاد در حوزههاي مختلف چشمگير بود مانند گسترش فعاليتهاي صندوق حمايت و بيمه هنرمندان كه اعضاي آن دو برابر شدهاند و ارائه مجوز نشريات و مؤسسات فرهنگي كه به روز رسيده است اما اين اتفاقات اصلاً ديده نميشود. خود سازمان فرهنگي و هنري شهرداري، بيش از 20 سال بود مجوز وزارت فرهنگ رانداشت و در اين دوره اين مجوز صادر شد. از اين قبيل اقدامات فراوان است كه از حوصله بحث خارج است. ما هيچ نمايشگاه و جشنوارهاي را تعطيل نكرديم بلكه بر تعداد آنها و كيفيت ارائه افزوديم.
حرفي كه در دوران وزارتتان نگفته باقي مانده بود و منتظر بوديد پس از اتمام دوره وزارت آن را مطرح كنيد، چيست؟
انشاءالله فرصت شود در مركز اسناد تجربه اين چهار ساله را ارائه خواهم كرد تا به صورت مجموعه كتاب ارائه شود. هر روز اين چهار سال مباحث گفتني دارد. بخشي از آنها مربوط به اهالي فرهنگ و هنر يا برخي مسئولان و مديران ميشود كه طرح آن در حال حاضر شايد به مصلحت آنان نباشد. در فرصتي مناسب به گونهاي آنها را بازگو خواهم كرد.
سينما در فرهنگ و هنر مانند فوتبال در ورزش است و بعضي از سينماگران هم از مديران سينمايي اين دوره گلايه داشتند، چرا؟
سينما هنر هفتم و مجموعهاي از هنرهاي ديگر است و از جاذبه و محبوبيت خاصي برخوردار است و مردم هم به آن توجه خاصي دارند به همين دليل انتظاراتشان هم بيشتر است. از طرف ديگر سينما صنعت پرهزينهاي نسبت به ساير رشتههاي هنري است. به نظر من صرف نظر از مباحث مديريتي، يكي از مهمترين دلايل اختلافات سينماگران مسائل مالي است به عنوان مثال در ماجراي اكران نوروزي چرا اين همه جنجال به پا ميشد چون مسائل مالي مطرح است و اكثراً به دنبال اكران فيلمشان در اين برهه زماني هستند و برخي پس از اكران نشدن اثرشان، حاشيههايي مستقيم يا غيرمستقيم ايجاد ميكردند. بخشي از اين اختلافات هم ريشه در باورها و نگرشهاي فكري و سياسي دارد كه به سادگي برطرف نميشود ولو به ظاهر به هم لبخند بزنند ولي يكديگر و نوع نگاه طرف مقابل را قبول ندارند. به خصوص در حوادث سال 88 اين اختلافات تشديد شد و برخي از هنرمندان با نظام يا حداقل با دولت مشكل پيدا كردند نه با شخص وزير، به همين دليل نميخواستند همكاري كنند. بناي ما بر جذب و اينكه كار به درستي انجام شود بود اما خب ايراداتي هم بود. متأسفانه اقدامات و فعاليتهاي مثبت فراوان تحتالشعاع اختلافات قرار گرفت و صدا و سيما هم به بحثهاي فرهنگي و هنري كمتر بها ميداد و رويدادهاي مهم فرهنگي و هنري در تندباد اخبار سياسي، اقتصادي و بينالمللي كمتر مورد توجه قرار ميگرفت.
كتابي در دست چاپ نداريد؟
حداقل سه كتاب در دست چاپ است از جمله كتابي در خصوص ابعاد شخصيت امامخميني(ره) و قصد دارم يكسري كتاب در خصوص مفاخر، مشاهير، عالمان و دانشمندان منتشر كنم در خصوص نامآوراني چون سعدي و فردوسي تا زمان كنوني كه يكي از چهرهها نيز مقام معظم رهبري هستند كه كتابي در خصوص ويژگيهاي ايشان در دست نوشتن دارم. از طرف ديگر قصد دارم يادداشتها و مطالب مربوط به برخي از سفرهايي كه در داخل و نيز ديگر كشورها داشتهام را در قالب كتاب منتشر كنم. به همين دليل ترجيح ميدهم تا مدتي درگير كارهاي اجرايي نشوم و بتوانم در حوزه فرهنگي و دانشگاهي فعاليتم را دنبال كنم.
در دوران وزارتتان مجوز روزنامه يا خبرگزاري براي خودتان نگرفتيد تا پس از فراغت از وزارت در آن ادامه فعاليت بدهيد؟
نه؛ سعي كردم در اين زمينه براي خودم امتيازي قائل نشوم البته يك مجوز نشريه براي دوستان كانون دانشگاهيان ايران اسلامي به نام مجله تراز وجود دارد كه تاكنون 12 شماره از آن منتشر شده است و اگر فرصتي باشد يادداشتهايي در اختيارشان خواهم گذاشت. اگر كسي اهل كار باشد و حرف حسابي داشته باشد خوشبختانه رسانه به اندازه كافي در كشور وجود دارد.
چند نام را مطرح ميكنم شما در چند كلمه نظرتان را دربارهشان بگوييد.
احمدينژاد: فرد پركار و باانگيزه كه اگر روحيه مشورتپذيري بيشتري از افراد دلسوز داشت، وضع به گونه ديگري رقم ميخورد.
شمقدري: از اول انقلاب در مسير خدمتگذاري بوده و فيلمهاي ارزشي ميساخته و در شمار سينماگران مسلمان و متعهد تلاش فراواني در مسير انقلاب داشته است اما مديريتش از روز اول با حاشيه همراه بوده و نتوانست يا نگذاشتند محوري براي همگرايي سينماگران باشد. خانه سينما: به ظاهر يك تشكيلات صنفي اما موضوعش بيش از حد سياسي شده است.
مميزي كتاب: مستمسكي براي حمله به ارشاد
مشايي: جنجاليترين چهره دولت دهم
علي جنتي: ديپلمات و سياستمداري كه به جايگاه اصلي و اوليه خود برگشته است. براي ايشان آرزوي توفيق دارم.
شان علي استون: شركتكننده در همايش هاليووديسم كه به اسلام گرويد. اميد كه ايمان بر جان و روحش سيطره يابد.
آرگو: تلنگري به هنرمندان و سينماگران ايراني كه اگر تاريخ انقلاب را به تصوير نكشند ديگران مطابق ميلشان به تحريف واقعيتها در قالب پرجاذبه هنري ميپردازند.
اصغر فرهادي: اولين برنده ايراني جايزه اسكار و سينماگر شناخته شده ايران در سطح جهان
اسكار: مشهورترين جايزه جهاني سينما همراه با چاشني نگاه سياسي