اما از زماني كه دولت اصلاحات در آخرين ماههاي پاياني عمر هشت ساله خود قرار داشت و اولين تعطيلي به خاطر آلودگي هوا در اين زمان كليد خورد، تا به امروز هزاران طرح و ايده اجرا شد تا آلودگي تهران و ساير شهرها و روستاها، به خصوص نوار مرزي غرب و جنوب غربي را كاهش دهند، اما همانطور كه قاطبه كارشناسان معتقدند تا كنون تمام اقداماتي كه در اين رابطه انجام شده، اقداماتي شتابزده و عاري از كار و نگاه كارشناسي بوده است و شايد بزرگترين حجتي كه ميتوان بر اين مدعا اقامه كرد، شكست خوردن طرحهاي ارائه شده در اين فاصله زماني بوده است.
با اين اوصاف اهم طرحهاي ارائه شده و البته شكست خورده شامل طرحهايي مانند طرح ترافيك، زوج و فرد شدن خودروها، تعويض خودروهاي فرسوده، افزايش قيمت بنزين، آبپاشي و مهپاشي آسمان شهرها و گازسوز كردن خودروها بوده است، اما يكي از جالبترين طرحهايي كه در يكي، دو سال اخير در دولت دهم صورت گرفت، اختراع دستگاهي بود كه در اين دولت طراحي و ساخته شده بود. اين دستگاه مغناطيسي كه بنابر ادعاي مسئولان وقت دولت، قادر بود كه بخشي از ريزگردها را جذب كرده و حجم بيشتر را از دستگاه دور ميكند. اين خبر ولوله عجيبي در رسانهها و در بين مردم راه انداخت، اما درست در زماني كه اين دستگاه را در حوزههاي جنوبي كشور راهاندازي كردند، مشخص شد كه شعاع بسيار محدود و حجم ناچيزي را جذب ميكند و در و اقع براي موفقيت اين طرح بايد شمار نامحدودي از اين دستگاه مغناطيسي را در كنار هم قرار داد، به اين اميد كه شايد تأثير مثبتي عايد شود. اما بدون در نظر گرفتن هزينههاي توليد عمده و راهاندازي خط توليد كه خود مستلزم هزينههاي سرسامآوري بود، مصرف برق اين دستگاهها معضلي به نظر ميرسيد كه از از نگاه مخترعان وطني دور و مغفول مانده بود !