گفتوگوهاي دو روزه در ژنو كه با ديدارهاي دوجانبه با طرفهاي غربي و روسي و چيني نيز همراه بود، با استقبال محتاطانه و در عين حال طلبكارانه مقامات غربي مواجه شد. يك توافق اصلي در اين ديدارها، پنهان ماندن محتواي طرح ايران و مذاكرات صورت گرفته است كه ظاهراً در عرصه رسانه، همگي بدان پايبند هستند، ولي روشن است كه طرفهاي ديگر مانند رژيم صهيونيستي از آن مطلع هستند. واكنشها و گمانهزنيها در محتواي اين مذاكرات با انبوهي از توليدات رسانهاي همراه بوده و طرفهاي مخرب يا افراطي، يا تلاش كردهاند اساس هرگونه توافقي را غيرممكن نشان دهند يا اينكه مطلوبيتهاي خود را بيان كردهاند.
آنچه روشن است اينكه حجم و كميت واكنشهاي افراطي و مخرب خارجي بسيار فراتر از واكنشهايي است كه وزير امور خارجه محترم ايران از آن در داخل كشور نگران است. منصفانه و عاقلانه نيست كه حساسيتهاي درون كشور كه عمدتاً مبتني بر نگاه ارزشي، انقلابي و تأمين منافع ملي در چارچوب نگاه انقلاب اسلامي است با رويكرد تخريبي در خارج كشور يكسان ديده شود و دلسوزي با كارشكني يكسان فرض گردد. محتواي طرح و مذاكرات صورت گرفته كه با جزئيات كامل همراه بوده، مشتمل بر تعريف اهداف مشترك و گامهاي متوالي و مراحل آن بوده و به تعبير آقاي دكتر ظريف، يك نقشه راه مذاكراتي را بيان كرده كه با نشست آتي و مذاكرات كارشناسان به توافق اجرايي تبديل خواهد شد.
اينكه طرف ايراني برخي از عناوين هستهاي را قابل مذاكره ميداند و آن را به عنوان روش اعتمادساز برگزيده، موضوع جديدي نيست، ولي آنچه مورد تأكيد است اينكه هيچ يك از محورها، گامها و مراحل ابتدايي و انتهايي نميتواند و نبايد با اصول اساسي و كلي برنامه هستهاي، منافع ملي و چارچوبهاي تبيين شده مقام معظم رهبري در تعارض باشد. يعني زماني كه نشست كارشناسي آغاز و چانهزنيهاي طرفيني شروع ميشود، اين ملاحظات اصلي بايد مدنظر باشند، چراكه غربيها هنوز به جزئيات ورود نكرده و موضعي اعلام نكردهاند و با كليات موافقت نمودهاند.
اولويت و ماهيت اصلي خواستههاي امريكايي و غربي، محدوديتسازي و محرومسازي است كه حتماً در نشست كارشناسي با عنصر زمان نيز گره خواهد خورد و عدم تمايل خود در سرعت بخشيدن به اجراي توافقات نهايي را با بهانههاي به ظاهر منطقي، مطرح خواهند كرد. ملاحظات امنيت ملي و جلوگيري از تعريف يكسويه از مفاد NPT در تعيين مفهوم حق غنيسازي در كشورهاي ديگر و مكانيسمهايي كه قابليت بازگشتپذير كردن تحريمها و اهرمهاي فشار غربي را براي آنها ميسر كرده و در مقابل محروميت دائمي و محدوديت همگي براي ايران ترديد كند يا حق و مشروعيت غنيسازي در ايران را مشروط و محدود نمايد، در حوزه مانور و مذاكرات كارشناسي به عنوان خط قرمز مطرح خواهند بود.
اگر چه در اظهارات شرمن و نماينده انگليس و فرانسه طلبكاري مغرورانه مبني بر اينكه ايران بايد گام عملي از خود نشان دهد به چشم ميخورد، ولي ماهيت طرح ايراني و به ويژه در نشست كارشناسي بايد به همزماني و هموزني، چه در گامهاي اعتمادساز يا گامهاي بعدي و نهايي تأكيد و اصرار صورت پذيرد. يعني بايد همه اقدامات غيرقانوني و غيرانساني در قطعنامههاي شوراي امنيت و يكسويه در امريكا و اروپا، در ازاي شفافسازي در ماهيت برنامه هستهاي مسالمتآميز ايران، معادل و همگام گردند، به نحوي كه حوق هستهاي كامل ايران مخدوش نشود. يك تمايل مشكوك در مذاكرات و به ويژه از سوي برخي كشورهاي شركت كننده در ژنو وجود دارد تا از طريق پرتعداد بودن ابزارهاي فشار و تحريم، امتيازات ديگري در حوزههاي غيرمرتبط با مسئله هستهاي به دست آورندكه از ملاحظات اساسي در هر گونه توافق با 1+5 ميباشد.
مذاكرات ژنو كه تلاش ميشود از آن مزيتهاي سياسي آشكاري توليد شود، يك آزمون و تجربه جديد در راستيآزمايي نيت و اهداف غربي است و با وجودي كه تجربه گذشته و كارنامه سياه تعامل غرب با ايران در يكصد سال گذشته، نااميدكننده و غيرقابل باور ميباشد ولي براي تحكيم حجت و رويكردهاي ايران در قبال غرب و افكار عمومي جهاني، بسيار مفيد است.