معصومه طاهري | ميلاني فرانكلين (مرضيه هاشمي)، از اهالي ايالت لويزياناي امريكا و فارغالتحصيل رشته راديو- تلويزيون است؛ به دليل اهميت رسانه در امريكا رسم بر اين است كه شاگردان ممتاز اين رشته را براي كار در شبكههاي مختلف دعوت به همكاري ميكنند، او هم در يكي از شبكههاي تلويزيوني مشغول به كار شد تا اينكه در سال 1979 زمزمههايي از يك حركت بزرگ اسلامي در ايران به گوش رسيد. انقلاب اسلامي ايران بهخصوص شخصيت حضرت امام(ره) باعث شد تا در زمينه اسلام و زندگي بزرگان ديني مطالعه كند و به اسلام روي بياورد. به خاطر حجاب در جامعهاي كه مدعي آزادي است، شرايط كاري خود را از دست داد. او امروز از زنان فعال در عرصه رسانه است كه به عنوان مجري، تحليلگر و مستندساز در شبكه تلويزيوني پرس.تي.وي فعاليت ميكند.
شما متخصص و فعال در عرصه رسانه هستيد و با فضاي رسانهاي امريكا آشناي داريد، در حال حاضر چند شبكه در امريكا وجود دارد؟
اصولاً شبكههاي اصلي در امريكا زياد نيستند، حدود 10 شبكه اصلي وجود دارد، در واقع بايد گفت ريشه اصلي شبكههاي امريكايي محدوديت دارند كه به شدت بقيه شبكهها را كنترل ميكنند اما شبكههاي زيرمجموعه و زيردست اينها زياد هستند شايد هزارتا بيشتر هم باشند.در مبحث رسانههاي امريكا دو اصل وجود دارد يكي سانسور و يكي آزادي بيان كه به نوعي در تعارض با هم هستند؛ براي نمونه در طول جنگ با عراق امريكاييها اجازه نميدادند رسانهها حضور داشته باشند و فيلم بگيرند تا ابعاد فاجعه را نشان بدهند، سانسور به شدت وجود داشت حتي علناً به سانسور اعلام ميكنند از سويي ديگر ميبينيم مباحثي مثل نيكسون را با نام آزادي بيان در رسانه بيمحابا افشا ميكنند، اين دوگانگي عمل را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
البته بايد بگويم كه واقعه نيكسون مربوط به دهه 70 بود يعني 40 سال پيش، امروز مسير عملكرد رسانههاي امريكا كاملاً فرق كرده است. اگر الان رسانهاي در امريكا بداند رئيسجمهور يا هر قدرت بالايي پشت سرش هست، اجازه دارد تا كار كند و طبق دستور عمل ميكند در غير اينصورت هيچ كدام از رسانههاي امريكا حتي رسانههاي اصلي و پيشكسوت مثل سيانان اجازه ندارند همينطوري اخباري را منتشر كنند.
ما ديديم ماجراي مونيكا لوينسكي و بيل كلينتون از نظر اخلاقي افتضاح بود همه امريكاييها ناراحت شدند و به مردم دروغ گفته بودند البته آخرش هم هيچ اتفاقي نيفتاد. آن زمان آزادي بيان تا حدودي در فضاي رسانه وجود داشت و رسانهها كمي قدرت براي كار داشتند اما امروز اينگونه نيست و وضع خيلي فرق كرده است اگر هم نشان ميدهند كه رسانهها كار ميكنند و باعث شدند تا فلان فرد استعفا بدهد يا فلان اتفاق افشا شود و... بدانيد پشت سر آن چيزي است كه رسانه اجازه و مجال اين كار را داشته در غير اين صورت رسانههاي كشور امريكا فاقد قدرت هستند. من تازه از امريكا برگشتهام و خوب ميدانم كه در رسانههاي امريكايي سانسور به شدت زياد است. حتي آنها در امريكا نميگذارند شبكههاي ايراني پخش داشته باشند. بهعنوان مثال شبكه پرس.تي.وي كه با زبان انگليسي خبر پخش ميكند اجازه نميدهند در تلويزيون ديجيتال پخش شود. يك مدت اجازه دادند ولي ديدند خطرناك است و مانع شدند. رسانهها همه تابع قدرت حاكم عمل ميكنند.يعني رسانههاي امريكا برخلاف آنچه وانمود ميكنند آزادي عمل ندارند؟
البته تا حدودي آزادي هست اما اگر احساس شود اين آزادي بيش از اندازه شده و از خطوط قرمز گذشته بلافاصله مانع ميشوند و اجازه فعاليت نميدهند. براي همين مشكلي كه در امريكا وجود دارد اين است كه مردم به دليل همين عدمآزادي رسانهها، در سانسور خبري قرار دارند و نسبت به خيلي موارد بياطلاع هستند به همين خاطر وظيفه ما در اطلاعرساني و آگاه كردن مردم خيلي مهم است.به تازگي شبكه «الجزيره امريكايي» در امريكا راهاندازي شده است كه با وجود جديدالتأسيس بودن توانسته خيلي از نوابغ و نخبههاي امريكايي را جذب كند. به نظر شما افق و چشمانداز اين شبكه با توجه به سرمايههاي اجتماعي كه دارد چگونه خواهد بود؟
از زماني كه اين شبكه تاسيس شد كساني دنبال ايجاد ديدگاه جديدي در آن بودند به هرحال موفق هم شد و توانست خيليها از نخبگان را جذب كند اما بهدليل اينكه شبكه را با ريشه غيرامريكايي و از الجزيره ميشناسيم انتظار ميرود پيشرفت زياد نداشته باشد، از طرفي كساني كه حامي و پشت سر شبكه الجزيره امريكايي هستند ديدگاه سلفي و وهابيگري دارند؛ بنابراين مشخص است چه هدفي را دنبال ميكند و به كجا ميرسد. همه چيز مربوط ميشود به منافع صاحبان قدرت و سرمايه در امريكا كه آيا شبكه الجزيره با تفكرات وهابي ميتواند به نفع آنها راه را بازكند يا نه زيرا اگر هدف عوامل اين شبكه مطابق با منافع سرمايهداران امريكايي باشد قطعاً ميتوانند فعال باشند.پس بايد گفت پشت پرده راهاندازي اين شبكه وهابي در امريكا دستهاي پنهاني است كه اجازه فعاليت به آنها ميدهد، درست است؟
بله قطعاً همينطور است و پشت پرده راهاندازي اين شبكه چيزي نهفته است زيرا اگر در امريكا آزادي بيان بود كه به يك شبكه الجزيرهاي اينگونه ميدان عمل ميدهند چرا به بعضي شبكههاي داخلي و امريكايي اجازه كار داده نميشود ولي براي بعضي ديگر مانعي وجود ندارد و اين بر چه اساس حسابي است چرا همه نميتوانند شبكه داشته باشند. در واقع با اين بازي كنترل شده رسانهاي ميخواستند نشان بدهند كه به الجزيره اجازه فعاليت دادند.اينكه شبكه وابسته به وهابيها در كشور مدعي ليبرالدموكراسي اجازه كار دارد منافع ملي امريكا را تهديد نميكند؟
متأسفانه خيليها در امريكا نميدانند اين شبكه فعال تازه تاسيس، وابسته به وهابيها و سلفيون است مشكل اصلي ما هم همين است بيشتر امريكاييها خبري از اينگونه امور ندارند كه اين خطر نفوذ وهابيت در رسانههاي امريكاست تنها ميدانند كه يك شبكهاي فعاليت رسانهاي دارد.شما برآيند شبكه الجزيره امريكايي را در اين مدت راهاندازي چگونه ديديد؟
اگر حقيقتش را بخواهيد من چندان برنامههاي اين شبكه را نديدم و دنبال نكردم اما چون ريشه شبكه الجزيره را خوب ميشناسم و ميدانم چه كساني گرداننده و سرمايهگذار آن هستند. تصور ميكنم اعتماد مردم نسبت به شبكههاي داخلي كمتر شده و اين روش تازه رسانه براي جلب مخاطبان عام است كه با اقبال خوبي از سوي مردم درابتدا مواجه گرديده زيرا توانسته و اجازه داشته تا يك مقداري ازمشكلات و مسائل مردم امريكا را به تصوير بكشد و بيان كند. با اين وجود آخرش مانند ساير شبكهها عمل ميكند و اصولاً همه اينها به يك هدف منتهي ميشوند؛ منتهاي مراتب با شكل ديگري هستند اين هم مانند ساير شبكههاي امريكايي ميشود كه در قالب ديگري عمل ميكند.