حالا كه جشنواره فيلم كودك و نوجوان بيست و هفتمين دوره خود را به پايان رسانده، ميشود از اين جشنواره به مثابه جواني 27 ساله ياد كرد كه با وجود آنكه ميبايد در اوج جواني و بالندگي خويش باشد، اما آنچنان كه بايد و شايد به رشد و نمو متعالي خويش نرسيده تا خانواده سينماي ايران از برنايي اين جوان سينماي ايران شاد و سرخوش باشند. با هر يك از بزرگان سينماي كودك ايران كه به گپ و گفت مينشيني بغض دلنگراني از وضعيت سينماي كودك را ميتواني در گفتههاي او بيابي و باراني شدن چشمهايش را از حال و روز نه چندان خوب اين جوان سينماي ايران شاهد باشي. اگرچه آقاي ميرعلايي، مديرعامل فارابي در آيين اختتاميه، سينماي كودك را در مقايسه با چند سال، خوب بهتر و رو به رشد عنوان كرد اما همين كه او در بيان خود ميگويد كه «سينماي كودك ايران از كما خارج شده است» خود اذعاني است بر اينكه حال اين سينما خوب نيست و از قضا خيلي هم بد است. اما به راستي چه بايد كرد؟
پيش از اين و در جايي ديگر گفتهام كه تنها راه درمان اين سينماي بيمار، ساختن فيلمهايي است كه بشود با اكران آنها در سينما، كودكان تيزهوش و خوش سليقه و خاص امروزه را كه با كودكان دهه شصت تفاوتهاي جدي دارند، راضي نمود كه بيخيال خيلي از علايق ساده، دمدستي و دوستداشتني خويش شوند و پدر و مادر خويش را با خود همراه كنند و با اصرار از خانواده بخواهند كه به سينما بروند. در حقيقت بايد فيلمي براي كودك و نوجوان امروز ايران اسلامي دهه چهارم انقلاب ساخت كه او به وجد آيد و نديدن اين فيلم در سينما را از كف دادن ارزشمندي بداند. اين كار هم با اجبار كودكان به حضور در سينما و ابلاغيه دولتي وزير به وزير براي اجبار مدارس براي حضور كودكان در سينما اصلاً جواب نخواهد داد. در اينجا فقط چند پيشنهاد ساده ارائه ميدهيم:
1ـ دليل اينكه كودك و نوجوان دهه چهارم انقلاب، سينمارو نيست اين است كه مطلوب خود را در سينماها نميبيند. در حقيقت فيلمسازان و حتي بسياري از روانشناسان كودك تصور اشتباهشان اين است كه ميدانند كودك امروز چگونه ميانديشد. اين فقط كودك و نوجوان امروز است كه ميداند به چه ميانديشد و چه چيزي مطلوب اوست. بايد براي نجات سينماي كودك بنياد فارابي كه خود متولي برگزاري جشنواره فيلم كودك است با تنظيم آييننامهاي فراخواني منتشر كند تا كودكان و نوجوانان علاقهمند در كارگاههاي آموزشي حضور يابند و فيلمسازي را آموزش ببينند و با ياري فيلمسازان نخبه، تأكيد ميكنم بر نخبگي و استادي، فيلم بسيار كوتاه اما مطلوب خود را بسازند و اين فيلمها در اختيار بزرگان فيلمساز سينماي كودك كشور قرار گيرد تا فيلمسازان با حال و هواي واقعي مطالبات كودكان و نوجوانان از سينماي ايران آشنا شوند.
2ـ فيلمسازان فيلم خوب بسازند تا كودك راضي به حضور در سينما شود.
3ـ جشنواره كودك اگر قرار است ادامه يابد در كنار هزينههايي كه انجام ميدهد، به عنوان دلگرمي و خاطرجمعي براي سينماگران سينماي كودك در خصوص اكران فيلمهايشان تعهد نمايد كه در طول سال اكران حداقل سه فيلم برتر براي كودكان، براي نوجوانان و درباره كودكان و نوجوانان را عهدهدار شود. اين موضوع ولو با سنگاندازي شوراي نمايش و غيره هم مواجه شود، ميتواند در قالب اجاره سينما از سينماداران محقق شود و محل اعتبار آن هم از محل بودجه جشنواره تأمين شود (حتي اگر ضرورت يابد براي تأمين اعتبار، از بزكها، برج و حيفهاي جشنواره كاسته شود)
4ـ مسئولان و فيلمسازان دور پيشنهادهايي را كه قرار است دولتيها با دستور و اوامر دولتي و فرمايشي خويش گره از كار سينماي كودك باز كنند، خط بكشند.
5ـ صداوسيما فراموش نكند كه به دليل تأكيدات قانوني تنها نهادي است كه در ايران حق در اختيار داشتن آنتن از آن اوست. لذا اين حق را پاس دارد و براي كمك به فرهنگ كشوري كه قرار است صداوسيما دانشگاه عمومي آن باشد تبليغات گسترده فيلمهاي خوبي را كه براي كودكان توليد ميشود، عهدهدار شود تا گره كور سينماي ايران باز شود.
6ـ وقتي در كشوري زندگي ميكنيم كه 12 ميليون دانشآموز داريم و حضور آنها با خانواده در سينما و براي فقط يك بار در سال ميتواند چيزي حدود 200 ميليارد تومان گردش مالي ايجاد كند در سينماي ايران و تحولي جدي در عرصه درآمدزايي سينما ايجاد كند فيلمسازان كمر همت ببندند و باور كنند كه از اين روزي بالفعل ميتوانند متنعم شوند و ضمن ساخت فيلمهايي مفهومي و خوش ساخت، به فضاي فرهنگي كشور خدمت نموده و البته هفت پشت خود را هم ببندند.